سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
یادداشت ثابت - دوشنبه 97 مهر 24 , ساعت 11:48 عصر

به مناسبت ششمین سالگرد شهادت سردار سرتیپ پاسدار حاج حبیب لک زائی از زبان فرزند با اشاره به آیات قرآن و روایات 

سلام و درود بی کران خداوند متعال بر شهدا بالاخص پدرم رحمت الله علیه؛

صحبت من در مورد بخش دوم و پایانی عمر این بزرگوار هست که البته همیشه من دوست دارم حرف آخر رو اول بزنم و علاقه ای به شاخ و برگ دادن ندارم لذا یه سری نکات مهم زندگی پربرکت ایشون رو که به عنوان فردی که تمام عمرم رو در معیت ایشون بودم بصورت تیتروار بیان می کنم:

در جامعه امروز که تک تک مردم ما درگیر دست و پنجه نرم کردن و مقابله با جنگ نرم و البته تهاجم فرهنگی و در بعد کلان، شبیخون فرهنگی هستند ما نیازمند به یک الگو در مسیر پرفراز و نشیب و پر از سنگلاخ های ریز و درشت زندگی هستیم؛ پدرم رو به عنوان بزرگترین الگو و اسوه در اخلاق و کردار و اندیشه به جامعه معرفی می کنم.مقام معظم رهبری در سخنان اخیرشون در مورد استفاده هیئت های اندیشه ورز به جای اتاق فکر اشاره کردند و گفتند یکی از وظایف این افراد بیان لایه های گوناگون بسیج از جنگ سخت تا جنگ نرم است.

پدرم در سن 24 سالگی در دفاع از ولایت فقیه و کشور با حضور در جبهه حق علیه باطل به درجه رفیع جانبازی نائل شدند و نیمه دوم زندگیشون رو با جسم نیمه جان شروع کردند که در سخنان رهبر معظم انقلاب برتری جانبازان نسبت به شهدای دفاع مقدس اشاره شد.

خب؛ ایشون خودشون رو وقف سپاه کرده بودن و با حضور در جایگاه های عالی سپاه و بسیج به ملت ایران، خدمات ارزنده و قابل توجهی ارائه کردن.

امام علی علیه السلام می فرمایند: خودت را برای آنچه که خداوند بر عهده تو واجب کرده وقف دیگران نما.

حالا من قبل از اینکه بخوام وارد دیگر ابعاد شخصیتی ایشون بشم این نکته رو لازم هست که یادآور بشم که این بزرگوار از لحظه به لحظه عمر شریفشون که به تعبیر خود شهید در وقت اضافه بودن استفاده کردن و من میتونم قسم جلاله الهی بخورم که بر ایشون زمان خیلی مهم بود و لذا وقتشون رو به بطالت نگذروندن. آیه یک سوره عصر و هشت سوره تکاثر به این موضوع اشاره کرده است.

من سحرخیزی رو به عنوان اولین ویژگی و اقامه نمازاول وقت و قرائت قرآن رو به مراتب مهمترین ویژگی می دونم. آیه 17 سوره آل عمران و آیه 2 سوره مزمل به موضوع سحر خیزی و آیه 2 سوره مومنون وآیات 23 و 34 سوره معارج و آیه 103 سوره نساء به مراقبت بر اوقات نماز اشاره دارد.

امام علی علیه السلام فرمودند: إِجْعَلْ أَفْضَلَ أَوْقَاتِکَ لِلصَّلَاةِ؛ پربهاترین و بهترین وقتِ ‌شبانه‏ روز خود را برای نماز قرار بده!

مسئولیت پذیری و تعهد به جامعه در تمامی امور کاری ایشون به چشم می خوره که باز هم در بازه زمانی حیات ایشون از بارزترین ویژگی ها به شمار میره.

پیامبر اکرم صلوات الله اجمعین می فرمایند: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛ به راستی که همه شما حافظ و سرپرستید و همه شما جوابگوی مردم زیردست خود هستید.

مقام معظم رهبری در بیانات سال 68 و 70 و 71 خویش با اقشار مختلف مردم به این موضوع اشاره کردند.

آیه 24 سوره صافات به این موضوع اشاره دارد.

خوش اخلاقی در خانواده و مهمتر در اداره و مهمتر از آن با مردم هم خیلی مهمه که به علت بدیهی بودن توضیح بیشتر از این نمیدم که ایشون در سطوح خیلی بالا در سلامت اجتماعی برخوردار بودن.آیه 83 سوره بقره و آیه 125 سوره نحل به موضوع خوش اخلاقی و آیه 6 سوره تحریم به موضوع خانواده و آیه 27 سوره فجربه کل این موضوع اشاره کرده است.

ایشون در مسند یک مدیر در بنیاد مهدویت و ستاد احیاء امر بمعروف و نهی از منکر، استان سیستان و بلوچستان رو به یک جایگاه ویژه در سطح کشور رسوندن.

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمودند:انی احب المعروف وانهو عن المنکر

آیه 110 سوره آل عمران به این موضوع اشاره دارد.

انتقال تفکر و اندیشه هم در قامت استادی دانشگاه به نسل جوان و تحصیلکرده از فعالیت های دیگر ایشون بود.خداوند در قرآن کریم بارها انسانها را با سئوالاتی همچون افلا یتفکرون . افلا یتدبرون و افلا یعقلون مورد سوال قرار داده است . گویی قرآن کریم انسان بدون تفکر را به رسمیت نمی شناسد.

ایشون در سخنوری و احاطه کامل به مباحث فرهنگی، اعتقادی، سیاسی، نظامی، جغرافیایی و ... سرآمد عام و خاص در بین مسئولین بودن.آیه 121 سوره احزاب به این موضوع اشاره دارد.

مسئولیت موسسه امدادگران عاشورا از دیگر فعالیت هاشون بود که در این عرصه هم موفقیت های فراوانی رو در بدنه استان شاهد بودیم.آیه 3 سوره ماعون به این موضوع اشاره دارد.

نماینده ایثارگران استان در مجلس شورای اسلامی که در این حوزه هم خدمات ارزشمندی رو ارائه کردند.

هم افزایی کاری ایشون در رابطه با مردم و ادارات در پیشیرد اهداف هم از سری نکاتی است که شخصیت سردار رو به یک شخصیت کاریزماتیک تبدیل کرد.

بازدید مخلصانه از خانواده های ایثارگر از سویی و خانواده های کم بضاعت منطقه از سوی دیگر رو هم میتونیم نام ببریم.

در حوزه سپاه و بسیج که ایشون چندین سال به عنوان پاسدار نمونه منتخب شدند و از تئوریسین های شاخص در این ارگان در سطح کشور بودن و به علت موفقیت های چشمگیر در این وادی و فوکوس بیانات صاحب نظران در سخنرانی ها و یادداشت ها جایی برای بسط این قضیه نیست و چون این حوزه هم خیلی وسیعه و در این فرصت هم نه تنها نمیشه به آن اشاره کرد بلکه ذره ای از آن رو هم نمیتونیم نام ببریم لذا رفرنس میدم به کتب حبیب دلها که چندین جلدش چاپ شده و چندین جلد هم در آینده رونمایی میشه.

علی ای حال نبود جسمانی ایشون که یکی از پایه های قدرتمند فرهنگی و نظامی در سطح کلان بودن روز به روز بر همگان محسوس تر میشه.

البته من بارها به این مسأله اشاره کردم که کالبدشکافی شخصیت بزرگ این شهید در چندین کتاب، چندین همایش و هزاران خاطره ای که من و اعضای خانواده پدرم و دوست دارانشون در حال یادداشت برداری و بازنویسی آنها هستیم که هدف ما انتقال آنها به نسل های آینده است نیازمند یک بازه زمانی بلندمدت هست که آن رو هم به فضل الهی پیگیری می کنیم که بتونیم راه همواری رو برای همه بویژه نسل جوان فراهم کنیم که همه با هم برای فتح قله های سعادت دنیوی و اخروی داشته باشیم.جعفر لک زائی


یادداشت ثابت - چهارشنبه 97 خرداد 31 , ساعت 11:0 عصر

افزایش علم و دانش توأم با سواد علمی و بار علمی ضامن بقای کشور و موجب رشد و ترقی در همه عرصه ها و شاخص های کشور است.

لذا به نوبه خودم لازم میدونم برای چندمین مرتبه از ملت ایران بویژه هم استانی های عزیزم خواهش کنم که در این وادی تلاش خودشون رو به منسه ظهور برسانند که موجبات تجلی کشور فراهم شود.


یادداشت ثابت - چهارشنبه 96 اسفند 3 , ساعت 3:42 عصر

ما آدما، آدمای جالبی هستیم. هیچوقت دوست نداریم از لحظه استفاده کنیم و دوست داریم با هر چیز قشنگی عکس یادگاری بگیریم و بعد ها از دیدن اون عکس ها لذت ببریم.

18 ام مهرماه 96 بود:

خونه بابام خواب بودم که خواب دیدم در یک جلسه ای هستیم که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای در لباس همیشگی روحانیتشون در حال سخنرانی هستند.

اومدم یه لحظه بیرون برای تنفس؛ با یه فردی که برام غریبه بود در حال تحلیل و مطالبات خاصه سخنان رهبر معظم انقلاب بودیم که یه فردی رو در لباس رزم در کنار پنجره دیدیم.

اومدم در کنارشون ایستادم دیدم مقام معظم رهبری هستن که در لباس رزم هستن.

گفتند چی کار می کنید؟

گفتم داشتیم در مورد صحبتای حضرتعالی در داخل جلسه باهاشون حرف میزدم، یکهو حواسم جمع شد و دیدم فقط من کنار ایشون قرار دارم، خیلی خوشحال شدم.

چون در لباس رزم بودن به درجه نظامی صداشون کردم و گفتم سردار اجازه میدین با هم عکس بگیریم و وقتی گفتند باشه خوشحالتر شدم.

بعد دنبال کسی بودم که بیاد از این لحظه مهم از ما عکس بگیره...یکهو دیدم ایشون مخالفت کردند و گفتند الان که نه باشه بعد؛ دیگه منم گفتم باشه چشم و بعد باز به داخل جلسه رفتیم.

تکمله:ما سربازها باید ناراحت باشیم وقتی فرمانده مون در لباس رزم به میدون بیاد چون یعنی کمکاری کردیم.


یادداشت ثابت - چهارشنبه 96 دی 21 , ساعت 10:2 عصر

چه قبول کنید و چه قبول نکنید، بسیاری از مدیران به طور رسمی آموزش مدیریت ندیده اند و برای انها مدیریت تنها به دیده ها و شنیده های شان ختم می شود.

مدیر که می شوید حقوق تان بالا می رود اما مشکلات و بحران های فراوانی به سمت شما سرازیر می شود که شما باید آنها را حل کنید. بنابراین ضروری است که آموزش ببینید و مدام یاد بگیرید.
البته این نوع انتصابات در اغلب کشورهای دنیا مرسوم است با این تفاوت که به آموزش فرد در بحث مدیریت اهمیت ویژه ای می دهند. ولی در ایران اکثر افراد خودشان را مدیر می دانند که سلیقه ای و به صورت سعی و خطا دست به اقدامات بسیاری می زنند و نتایج آنها مشکلات بسیاری بوجود می آورد. اما شما اینطور نباشید

بپذیرید که باید مدیریت صحیح و علمی را بیاموزید. بپذیرید که باید از افراد موفق تر و توانمندتر بیاموزید، بنابراین یک یا چند الگوی خوب برای خودتان انتخاب کنید و از آنها بیاموزید.

بیاموزید تا هر روز موفق تر عمل کنید. و این اولین قدم برای مدیر شدن است.


یادداشت ثابت - پنج شنبه 95 آذر 12 , ساعت 10:23 صبح

بی سوادی دوگونه است: بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید
بی سوادی سیاه:
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه ، دیده می شود. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند ، ارزان‌ ترین نوع بی سوادی است، که می‌توان با آن مبارزه کرد.
اما موضوع هراسناک در جوامع
بی سوادی سفید است:

کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند ، هر روز در فضای حقیقی و مجازی ، می‌نویسند و حرف می‌زنند...
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامه‌ها را در کیف خود جابجا می کنند اما هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها و خوانش و نگارش کلمات دچار چالش ‌های جدی هستند و چنته‌اشان از موهومات و شبه علم پر است...
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است چرا که در نگاه اول، دیده نمی‌شود.این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود.این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، ندانستن مرکب را باعث می‌شود.حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است...

یک نکته دیگه هم لازمه یادآوری کنم که فردی مدرک می گیره و با مدرک گرفتن به مطالعه اش پایان میده و یا کمتر دانسته های علمی و عمومیشو به روز میکنه که در کمال ناباوری باید بگم این چنین فردی با یک فرد بی سواد در بلندمدت هیچ فرقی نداره.


یادداشت ثابت - شنبه 95 مرداد 24 , ساعت 2:40 صبح

در بزرگراه زندگی،*راهت*راحت نخواهد بود .

هر چاله ای،*چاره ای*به تو خواهد آموخت.

تنها راه به وجود آوردن تغییرات مستمر در زندگی، داشتن یک هدف درازمدت است.

برای جلوگیری از پسرفت،*پس*باید رفت.

لذا خوب بودن خود را منوط به خوب بودن دیگران نکنیم و همچنین بد بودن خود را به علت بد بودن دیگران توجیه نکنیم.ما آیینه نیستیم؛انسانیم.

آیا خاطرمان هست که...شکر نعمت،*نعمتت*افزون کند.

و اما این نکته رو همیشه به خاطر بسپرید که *در صورتی می توانید وجهه خود را حفظ کنید و قوی و قدرتمند ظاهر شوید که احساسات منفی دیگران را با رفتار منفی جواب ندهید.


یادداشت ثابت - شنبه 95 خرداد 2 , ساعت 8:55 صبح

برای بهره وری در سازمان، ابتدا باید آن را شناخت.

بهره وری عمل به فرهنگ های ایجادشده مطلوب سازمانی است.

کارمندان یک سازمان باید علاقه مند به بهبود بهره وری باشند و آن را دوست داشته باشند چرا که بهره وری در اندیشه حاصل می شود.

بهره وری باید با عواطف و احساسات کارمندان عجین شود؛ چرا که ارتباط عاطفی با بهره وری به این دلیل است که به حسن نیت منجر می شود و این موضوع باعث تلاش بیشتر کارمندان می شود؛ لذا استقرار دائم چرخه بهبود بهره وری بدون عاطفی کردن آن، در سازمان موقتی و مقطعی خواهد بود.


یادداشت ثابت - سه شنبه 95 اردیبهشت 15 , ساعت 12:6 صبح

در روزهای ابتدایی ورود به مقطع تحصیلی دبستان و آغاز راه پر فراز و نشیب تحصیل باهدف توسعه فردی در راستای نیل به نخبگی و از گروه مثمرثمر قرار گرفته در اجتماع و کمک به رشد، پیشرفت و توسعه کشور در جهت رسیدن به قله های سعادت و با این انگیزه؛در ده سال اول زندگی پاسخ این سؤال در اکثریت کودکان علم است .

اما با گذر زمان و عبور زودگذر از مقطع تحصیلی دبستان و کمک شایان دبیران در مهد کودک و دبستان و حضور نیمی از اوقات روزانه کودکان در منزل دوم خویش و ارتباط با هم سن و سالان و جهش به ده سال دوم زندگی و آشنایی فرد با مشکلات بوجود آمده گذشته و احتمالی آینده و نیاز فرد به دیگر ابعادی که در نظریه جناب مازلو بیان شده است پاسخ به این سوال با تغییر 180 درجه به ثروت می رسد.

در طول ده سال دوم زندگی که با شدیدترین احساسات و عواطف همراه است فرد با تک تک مشکلات زندگی دست و پنجه نرم خواهد کرد و با نحوه پاسخ و رفع آنها و البته با مشاوره بزرگان، خانواده و دوستان آشنا می شود و گاها به عنوان مسئول اجرایی در برخورد اولیه با این سری مشکلات تدابیر صحیح و در خور شأنی اتخاذ خواهد کرد.

در طول این مدت نیز هر فرد نوجوانی برای ورود به عرصه ای جدید و تشکیل خانواده و سر و سامان دادن به زندگی، در پی یادگیری فعالیتی که توان آن را دارد و علاوه بر کمک به اقتصاد کشور به دنبال رفع نیازهای اقتصادی خود و خانواده و ذی نفعان خواهد بود بر می آید.

دوره سخت و دشوار و پرتلاطم ده ساله دوم با شادی ها و غم های خود به پایان می رسد.

در آغاز ده ساله سوم زندگی و ورود به دوران جوانی و گذر از مقاطع تحصیلی و کسب مدرک دیپلم و پیش دانشگاهی و گاها ورود قشر عظیمی از مردم به دوره تحصیلات عالی دانشگاهی در کاردانی و کارشناسی و ادامه آن در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا و البته گذر از دوران خدمت وظیفه عمومی و با چشم انداز آتی فرد در پی تشکیل خانواده و ورود به عرصه اداری کشور پاسخ به این سوال نیز با چرخش مجدد 180 درجه نیز به علم و ثروت توأم با هم تغییر خواهد کرد.

البته نکته مهمتر از همه این است که ما به عنوان مسلمان و اعتقاد راسخ به مذهب تشیع اثنی عشری باید در زندگی خود از سبک زندگی ائمه و امامان استفاده کنیم.

با توجه به کمی زمان و جا تلاش در تکمیل این یادداشت در آینده نزدیک ادامه خواهد داشت و از کنار خیلی از آنها با صرف دانستن گذشتم لذا از صاحب نظران پیشاپیش عذرخواهی می کنم.

امام علی علیه السلام در پاسخ به این سؤال ضمن شمارش دلایل بی شماری که علم را بهتر از ثروت می دانند؛ می فرمایند : علم بهتر است، چون علم ما را حفظ می کند اما ثروت را ما باید حفظ کنیم و لذا به همین نکته بسنده می نمایم.

در روایات داریم کار مؤمن سخت است چون هم باید به کار دنیوی خویش و هم به امور اخروی خویش هر دو برسد.

به طور کلی وقتی آدم دامنه زمانی بیشتری از اوقات فراغت را صرف مطالعه کتب ملزوم می نماید و فکر می کند؛ ذهن او باز می شود و البته از همه مهمتر word power یا دامنه لغات وی گسترش پیدا می کند و برای ایجاد یک محیط مناسب و ساختن آینده ای مملو از امید و ترمیم فرهنگ اصیل این دوران برای خود،خانواده و ملت شریف ایران و بهبود هر چه بیشتر شرایط در حال و آینده گام بلندی را بر خواهد داشت.

فرصت را غنیمت شمرده و به بیان خاطره ای از پدرم سردار سرتیپ پاسدار شهید حاج حبیب لک زائی (رحمت الله علیه) که اینجانب، آن را وصیتی از وصایای ایشان می دانم می پردازم:

در اواخر عمر این بزرگوار، ایشان به من فرمودند: (آقای جعفر؛ تا جوان هستی مطالعه کن و مطالعه ات به گونه ای باشد که در مورد آن مطلب که مطالعه می کنید صاحب نظر باشید)

بزرگترین نعمتی که من داشتم این بود که در تمامی عمر تا پایان توقف ایستگاه دنیایی ایشان در معیت این بزرگوار و در دوران تجرد خویش بودم که از محضر ایشان تا جایی که امکان داشت و زمان اجازه می داد استفاده نمودم و توانستم به عنوان الگویی بارز در مسیر پرفراز و نشیب زندگی بهره مکفی را برده و لذا علاوه بر فرزندی در زمره یکی از مریدان ایشان قرار بگیرم.

البته یادآوری این نکته نیز خالی از لطف نیست که هر فردی در گذر ایام عمر خویش و چه بهتر، از اوان کودکی دارای الگویی باشد که بتواند مسیر زندگی را با اعتماد به نفس بیشتری طی کند.

در ادامه مباحث اخیر نکاتی رو هر چند کوچک از این بزرگوار که خود در مسند مدیران مؤفق کشور جای داشتند جهت یادآوری به این قشر فرهیخته که تلاششان رساندن ملت سلحشور ایران به قله های سعادت و پیشرفت است بیان می کنم :

بکارگیری افراد مستعد و بالقوه در واحدهای کلیدی سازمان ها و ادارات از نبوغ ذهنی مدیران نشأت می گیرد و آنان را برای نیل و پیشبرد اهداف جزئی و عالی سازمان یاری می دهد.

در هر دولت و حکومتی و بدنه آن، مشاوران دلسوز می توانند کمک شایانی در اجرای بهتر امور به مدیران کرده و نقش بارزی داشته باشند.

البته مدیران باید توجه کنند که در امورات کاری بر انسان های کسل تکیه نکنند و از افراد کاهل و ناتوان کمک نخواهند و از انسان های عاصبه طلب مشورت نکنند.

مدیران باید به افراد جوانی که دارای فکر قوی هستند تمایل نشان داده و از استعدادها و توانمندی های آنان و البته شکوفایی آن استفاده نمایند.

و نکته آخر که از همه مهمتر است این است که کسی که بدون کفایت بالا برود بدون جنایت پایین نمی آید.

و نهایتا آرزوی ما طول عمر با عزت و برکت برای رهبر مستدام انقلاب کبیر جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مدظله العالی) است.

امید است تک تک خدمتگذاران صدیق نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بتوانند رهبر معظم انقلاب را در راستای برقراری عدالت در جامعه که آرزوی هر جوان ایرانی است و نفوذ نان حلال در خانواده های ایرانی و در نتیجه برگه زرین دیگری بر دفتر ابدیت خویش کمک شایانی نمایند.

جعفر لک زائی


یادداشت ثابت - جمعه 95 اردیبهشت 11 , ساعت 1:17 عصر

کرامت انسانی مقدم بر دین است  .

با تمام احترامی که برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحت لوای مقام معظم رهبری و سیستم اداری ایران قائلم قصد بیان مسئله ای رو من باب یادآوری دارم که به صورت خوره از درون در حال تخریب قشر زحمت کش جامعه است و ...

هوچیگری چیست؟

یعنی دسته ای از افراد یک گروه در یک زمان، مقرضانه دروغی رو بیان می کنند که مبهم و گنگ است در حالی که آن را باور کرده و آن را بر اثر تکرار زیاد به یک اندیشه باورکردنی ملکه ذهنشان می کنند و بصورت مستمر به بیان آن بصورت روزانه می پردازند که البته در این میان، خیلی از افراد کوته فکر، آن را خرد جمعی می نامند که دچار دو اشتباه اثر پروانه ای و هاله ای گردیده اند که ما آن را به جد رد کرده و آن را دور از خرد و اندیشه انسانی می دانیم.

لذا به تک تک آن افراد هوچی گویند و بطور کلی این افراد خیل عظیمی از جامعه ما را تشکیل می دهند؛ در نتیجه راه اثبات حق در چنین شرایطی سخت است و به صورت خیلی شفاف می توان گفت شرایط بسیار خطرناکی را در جامعه ایجاد می کنند؛ چرا که ما در این حوزه دچار فقر قانونی هستیم.

موضوع اخیر، پدیده ای زشت و مضر برای قشر فرهیخته ایران بوده و به هیچ عنوان کار پسندیده ای نیست.

در این قضیه خیلی از شخصیت های نمادین و دروغین در ادارات جایگاه ویژه پیدا کرده و شخصیت های کاریزماتیک به سادگی تخریب شده و به فراموشی سپرده می شوند.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که احساس مردم بازیچه نیست و شما هیچ کسی را هم نمی توانید پیدا کنید که نسبت به آینده و حق خود بی تفاوت باشد.

البته نباید دنبال هوچی گری باشیم؛ باید دنبال نقد باشیم چرا که همه می دانیم نقد دلسوزانه به نفع تک تک سلول های کشور است؛ چرا که وظیفه از رفاقت مهمتر است.

علی ای حال به قول معروف، ماه پشت ابر نمی مونه و بی شک این چنین افراد با تفکرات شومی که در سر می پرورانند با گذر زمان در مقابل مردم فهیم، رسوا خواهند گردید.

در روایات یک دسته از افرادی که خداوند متعال، آنان را عذاب می کند کسانی هستند که می دانند ولی با هر قصد و قرضی سکوت می کنند و لذا حق به فراموشی سپرده می شود.

و در نهایت باید گفت: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

چقدر خوبه مثل سابق کارمندان دولت یک ارج و قرب شخصیت ویژه ای داشته باشند و خواسته من از مسئولین و مدیران این است که نگذارند فضای ادارات به سمت هوچی گری سیاسی نیل پیدا کند و و از اشاعه این حرکت خزنده و مرموز پیشگیری کنند.

و اما خطاب من به متضرران این سناریو این است که همواره به خاطر داشته باشند تواضع و متانت و به کار بردن الفاظ مؤدبانه نه تنها از اقندار آنها نمی کاهد بلکه بر شکوه آنها هم می افزاید.

جعفر لک زائی


یادداشت ثابت - جمعه 94 اسفند 8 , ساعت 5:0 عصر

جامعه به دو گروه خواص و عوام دسته بندی می شود.خواص اهل تجزیه و تحلیل مسائل اند و عوام در مقابل، بدون آگاهی و شناخت مسائل به روندی از زندگی مشغولند و در حرکت موج عمومی جامعه، با آنان همیارند. گروه خواص نقش به سزایی در فضای اجتماعی داشته و خصوصیاتی از قبیل بصیرت، حمایت به هنگام از حق، ولایت مداری، حق محوری را دارند و مسئولیت های ایجاد بصیرت را بر دوش می کشند و البته خواص دارای آفاتی از قبیل دنیا طلبی، ملاحظات خویشاوندی بوده که جامعه را به شکست می کشانند.

حوادث و وقایع تاریخ گویای این مطلب است که جامعه هرگاه مسیر حق را به راحتی و آرامش طی کرد، خواصی در آن مسیر که نقش کلیدی و بنای حق مداری را بر عهده داشته اند. خواص همان افرادی اند که عضو جامعه هستند ولی در برابر مسائل بی تفاوت نیستند و با بصیرت کامل موضع گیری به حق دارند، خواص دارای ایمان نابی هستند که آنها را به طرفداری و حمایت از حق کشانده است و از طرفی خواص باطل نیز وجود دارند و در عین حالی که خواص جامعه اند، اما در مقابل دلبسته به زر وسیم دنیایند. آنها در هیچ مقطعی، مطیع نبوده و اوامر و نواهی ولی خود را انجام نمی دهند.

خواص چه کسانی اند؟ در هر جامعه ای افراد آن به دو گروه، با دو شاخص متفاوت قرار دارند. گروهی خواص و دیگری عوام.

گروه خواص عبارتند از :کسانی که دارای دو ویژگی هستند اولا، از قدرت و توان بالای تجزیه و تحلیل مسائل بر خوردارند و ثانیا، عملکرد آنان براساس و مبنای حق استوار است و همین خواص نیز به دو دسته اند؛ یکی کسانی که در مقابله با دنیا (مقام،شهوت،پول،لذت)موافقند و عده ای که موافق نیستند. دسته ای از خواص که موافق دنیا هستند، توان تجزیه مسائل را دارند اما آن جایی که پای تکلیف سخت به میان است نمی توانند ازمتاع دنیا خود را جدا ساخته و به طرفداری حق روی آورند، به این جهت حق را به مسلخ آورده، خواهند کشت، همانطور که حسین علیه السلام را به مسلخ کربلا کشانده و به شهادت رساندند. خواص موافق دنیا، حق را می شناسند، طرفدار حق اند و در عین حال در مقابل دنیا پایشان می لرزد .همانطور که در این مورد مقام معظم رهبری فرمودند :«اگر کسانی که برای جانشان راه خدا را ترک می کنند،آن جای که باید حق بگویند ،نمی گویند ،چون جانشان به خطر می افتد ،یا برای مقامشان، یا برای شغلشان یا برای پولشان،یا برای اولادشان،برای محبت به خانواده شان،برای محبت به نزدیکان ودوستانشان ،راه خدارا رها می کنند ؛اگر عده اینها زیاد بود آن وقت واویلاست ،آن وقت حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت ؛به قتلگاه کشیده خواهند شد،یزیدها سر کار می آیند و بنی امیه بر کشوری که پیغمبر به وجود آورده بود هزار ماه حکومت خواهد کرد و امامت به سلطنت تبدیل خواهد شد» خواص طرفدار دنیا،دنیایش بیشتر برای او اهمیت دارد ازاینرو حاضر می شوند حاکمیت باطل را قبول کرده وپشت به حق نمایند ولی خواصی که موافق دلبستگی به دنیا نیستند آنچه برایشان اهمیت دارد محوریت حق است اگر چه هیچ وقت نتوانند دنیا (پول ،مقام و...)را بدست آوردندبنابراین باتسلیم درمقابل حق واطاعت اوامرالهی،به تکلیف عمل می نماینداگرچه مخالف بادنیایشان باشد(حیات فرات،ص24)

عوام پیرو موج عمومی

در مقابل خواص،عوام اند،کسانی که خصوصیت ویژگی بصیرت را نداشته موضع مخالف با حق دارند. اینان با توجه به حوادثی که در یک جامعه رخ میدهد هیچگاه در تفکر اینکه بدانند کدام صحیح بوده،بسنجند یا تحلیل کنند وآگاهی پیدا کنند،وموضع بگیرند،نبوده اند.آنها فقط نگاه به جو عمومی جامعه می اندازند وتصمیم گیری وعمل می کنند،وانتخاب آنها همان سمتی است که عموم در آن سمت قرار دارند نه این که مسائل را با بصیرت بنگرند.لذا در جایگاه تکلیف،حمایت از حق را فراموش می کنند ولباس تخلف از حق را ونابودی آن را بر تن می نمایند. پس با این تعریف باید افراد جامعه خود را از عوام بودن به معنایی که بیان شد خارج کنند؛یعنی در صدد برایند تا نفوذ بصیرتشان در مسائل وتکیه ومبنای آنها بر محوریت حق قرار گیرد تا دچارسردرگمی و تحیر نشوند و از طرفی استقامت و پایداریشان از حمایت حق استمرار داشته باشد نه آنکه در یک محدوده ای بصیرت داشته ودرزمانی دیگر از آن دور شده باشند .

مرز بین خواص و عوام «بصیرت» است

موضع گیری خواص بر مبنای «بصیرت »است.آنان بر اساس تفکر وتحلیل وتجزیه مسائل وتشخیص،تصمیم گیری کرده و سپس عمل می نمایند.آنها با قرار دادن محوریت حق خود واطرافیان را تنظیم می کنند که مبادا از مرز حق پا را فراتر قرار دهند اینان تا بهره گیری از بینش وبصیرت کامل را نیابند خود را وارد عرصه میدان جهاد قرار نمی دهند.همانطور که امام علی علیه السلام فرمودند: آنها بصیرت ها واندیشه های روشن وحساب شده خود را بر شمشیرهای خود حمل می کنند. آری این چنین انسانهای تعلیم دیده وبا بصیرت بودند که توانستند جایگاه رسالت خود را در زمینه اهداف اسلام به ثمر بنشانند.

تقوا مهمترین عامل «بصیرت»

«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله یجعل لکم فرقانا » ای کسانی که ایمان آورده اید اگر تقوا پیشه کنید خداوند برایتان فرقان قرار می دهد (روشن بینی خاص که در پرتوی آن حق را از باطل خواهید شناخت،در سایه تقوای الهی است که انسان به بصیرتی دست میابد که در بحرانهای گوناگون راه صواب وحق را می نماید،در گستره تقواست که انسان بصیرتی میابدکه آن چه برای دیگران در حجاب است برای او عیان می شود . راز بسیاری از انحرافات از مسیر حق ،در جامعه (مدرنیته وغیر مدر نیته )رعایت نکردن اصل تقواست .انسان های بی تقوا خود را در گرو آرزوهای دلشان وابسته کرده اند بطوری که با بروز آنها روی حق پا می گذارند .

فرهنگی که انسان را قربانی می کند

غرب زدگی امروز می خواهد افراد متقی را از مسیر بصیرت به سمت انتخاب، راه نا آگاه وتن دادن به فرهنگ «تن آسایی»وتخریب تمام بناهای معنوی آدمی بکشاند تا از این طریق عمق اندیشه وتفکر اورا صاحب گردد ،غرب در صدد است نگذارد افراد به تحلیل وتجزیه مسائل دست پیدا کنند .بهترین حربه او گریزان کردن افراد از آداب مذهبی وبی محتوا کردن بنای حق وحقیقت است . ودر اینجاست که عنوان های واهی و بی محتوا نمایان می شود وشخصیت معنوی وانسانی محو ونابود می گردد .وقتی افراد به رفاه ووسعت طلبی در زندگی مشغول شدند فرصت انتخاب حق یا باطل وشناخت آن را نخواهند داشت پس سیر غرب ،سیر نابودی بنای حق محوری انسان است که اورا به، بصیرت وآگاهی می کشاند .غرب جایگاه مذهب ومعنویت را در اصل صحنه رقابت بین حق وباطل می داند به همبین جهت می خواهد قدرت تشخیص را از آنان بگیرد وآنان را از سیطره حکومت دینی بیرون بکشاند واز گوهر خویش بازشان دارد .بنابراین ماندن در مسیر حق بصیرت می خواهد وبصیرت تقوا لازم دارد وتقوا سر سپردن وتسلیم شدن در برابر اوامر ونواهی الهی است که بدین وسیله انسان صاحب علم ودین وبینش خاص می گردد.ومدار زندگی اش را بر فراز حق مداری بنا می کند .

خواص حمایت به هنگام در برابر حق دارند

جریان هایی در یک جامعه وجود دارد که گاهی حق از باطل کاملا روشن وگاهی در ابهام وتاریکی قرار دارد در این جریان مقتضای تقوا وایمان وجانبداری آشکار از حق وبرخورد منفی با باطل است امام صادق( علیه السلام )فرمود :«ان من حقیقه الایمان ان توثر الحق وان ضرک علی الباطل وان نفعک »همانا از حقیقت روح ایمان آن است که حق را بر باطل ترجیح دهی ،هرچند گرایش به حق به زیانت بوده وگرایش باطل به نفعت باشد.در شاکله وجود خواص بی طرفی در برابر حق وجود ندارد .خواص حامی حق اند ،اما به وقت ودر زمان مناسب ،گاهی حمایت آنان از حق درزمان از دست رفته است و دیگر نقش موثری نداشته زمینه شکست حق را بدنبال خواهد داشت .حمایت از حق اصل کلیدی در حاکمیت وارزش بزرگی محسوب می گردد که خواص آنرا دارا هستند .. اما حمایت به موقع خواص بدان معناست که تنها از جان بلکه از مال ودارای های خود نیز در مقاطع بحرانی اسلام دریغ نورزند .خواص موضع حقی را که اتخاذ کرده اند بر آن پایدارند وهیچ گاه در قاموس آنها پشیمانی وندانمت از موضع حق دیده نمی شود ،چرا که حقجویی وحق گزینی نه تنها مایه پشیمانی نبوده بلکه سر بلندبی را به همراه دارد .اینان چون از آغاز حمایت وموضع از حق دارند خود را در برابر همه پیامدهای آن آماده می کنند وهیچ نگرانی وحزنی ندارند .خواص اهل معامله گری (حق فروشی )نیستند،حق اصل مقدسی است که ا فراد بسیاری ،جانشان را بر سر آن گذاشتند از کسانی که ستیز با امام علی علیه السلام داشتند ،می خواستند که مولا دست از ارزش ها بردارد وبه معامله گری با آنها بپردازد تا برای حکومتش هیچ مشکلی پیش نیاید ولی امام علی( علیه السلام) حاضر به امتیاز دهی در مقابل معامله با «حق»و لقمه چربی را که در مقابل چشمان جاه طلبان حکومت نامیده می شد ،نبودند واین یک قاعده است که خواص همیشه در عالمی از ایمان بسر میبرند که هیچگاه حاضر به معامله گری با ستمگران نیستند چرا که ستمگران وقتی حق وحقیقت ودین را تحمل نکردند ،سعی می کنند مظاهر اصلی حق ودین را نابود کنند وتحت تاثیر تبلیغاتشان حق را از صحنه جامعه پاک کنند این خواص که پایبند به حق اند ووفادار به آن ،حتی اگر تمام جو جامعه را جهالت وگمراهی فراگیرد اما عده ای نان به نرخ روز می خورند، چند روزی طرفدار اسلام اند به جهت جو اسلامی آن وروزی هم ... لذا آنها به جهت حق بودن اسلام حمایت از آن نمی کردند بلکه بخاطر غالبیت جو زمانه بدان پایدار بودند لذا در جو گمراهی باز هم خواص به حق وفادار وحاضر به معامله با ایدآلهای تخیلی وواهی ستمگران نیستند زیرا غیر حق واقعیت نیستند لذا اینان بر سر غیرواقعیات هیچ گاه اندیشه معامله گری نخواهند داشت حتی اگر به کشته شدن آنان بیانجامد .

خواص ،ولایت گریز نیستند

یکی از ویژگی های بارز خواص ولایت پذیری است ،یعنی پذیرش ولایت ولی حق که از پشتوانه مشروعیت الهی بر خوردار است تاریخ عبرت آموز اسلام از آنگاه که رسول خدا( ص) رایت حکومت اسلامی را در مدینه بر افراشت ،نشان می دهد که هرگاه اطاعت وتبعیت از دل بود، اسلام در همه صحنه ها ،قدرتمند وپر صلابت پیش رفت وموانع را ،اگر چه سخت ودشوار بودند از پیش پای مسلمین برداشت .در زمان رسول خدا ،چون وچرا کنندگان وآنها که امر خدا را برای جهاد به زمستان واز زمستان به فصلی که محصولشان را درو کنند حواله می دادند ،بارها قلب رسول خدا(ص) را آزردند وتنها آنها که ایمانشان ناب بود وتسلیم محض ولایت ونبوت محمدی( صلی الله علیه وآله)بودند در اجرای فرمان می کوشیدند .مگر در جنگ احد چند مسلمان واقعی جان رسول الله (ص) را در میان گرفتند تا قطب عالم اسلام وجان جهان را حفظ کنند ؟چرا امام علی (ع)نود زخم بر تن گرفت ولی اذن نداد تا مشرکان بر رسول خدا دست یابند در حالیکه گروه کثیری از اصحاب ازمیدان گریختند ؟ چرا امام علی (ع) در ماجرای هجرت رسول خدا از مکه به مدینه در جای پیامبر بی هیچ پرسشی وتردیدی می آرامد وشمشیرهای کینه توز مشرکان را بر جان خود متوجه می کند تا پیامبر بتواند از جریان توطئه ها به سلامت هجرت کند ؟آری ولایت پذیری در عرصه های تاریخی اسلام ،برای بدخواهان نشانه ای است تا بدانند در حریم ولایت هر تیری که وارد بشود ،آنان که ایمان ناب دارند هیچ ابهام وتردید نداشته خود را سپر تیر شیطانی آنها می کنند وتسلیم امر ولایت هستند .قرآن کریم می گوید مومنان واقعی آنانند که عملا ولایت پیامبر را بپذیرند به پروردگارت سوگند که آن ها مومن نخواهند بود مگر این که تورا در اختلافات به داوری طلبند سپس در دل خود از داوری ات احساس ناراحتی نکنند وکاملا تسلیم باشند .«عبدالله بن یعفور »از یاران برجسته ومورد احترام حضرت امام صادق (ع)است اومفسیر قرآن بود ودر مسجد کوفه درس تفسیر داشت.لذا خواص ،هیچ گاه از ولایت پذیریشان دست نشستند و آن را به ورطه سستی و هلاکت نکشاندند ،مصیبت های سنگین را بر جان و مال و آبروی خود خریدند اما دست در دست غاصبان و مسند نشینان توطئه گر و شوریدگان بر ولایت نگذاشتند.

ولایت شعاری عوام

بین ولایت پذیری و ولایت شعاری تفاوت فراوانی وجود دارد .بسیارند آنان که دم از ولایت می زنند اما ولایت پذیر نیستند .اشتباه عوام آن است که بین «ولایت پذیری »و«شعار ولایت »فرق نمی گذارند آنان که فقط شعار ولایت بر زبان دارند ،دین دارند ولی می گویند مرزهای فکری واخلاقی چه معنایی دارد ؟همه باید با هم زندگی کنند ودنیا به دست عقلای قوم باشد وآخرت بدست روحانیان .اگر کیسه های زر به خیمه گاه شان وارد شد ،حقانیت علی (ع وامام حسن (ع) و امام حسین(ع) را با بی اعتمادی به ولایت کنار می گذارند پس ضعف آنان در ولایت پذیری آنان است چرا که اینان دنبال شعارهستند وهر گاه این شعار کم و کاستی پیدانمود اینان نیز به سستی وضعف کشانده می شوند .عوامی که شعار ولایت بر زبان دارند در صحنه التزام عملی به ولی خود پشت کرده وخود باطلی می شوند در برابر حق آری حاصل شعار ولایت پوک شدن مسلمانان از درون و مشتبه شدن امور بر آنان و سست شدن رابطه مقدس ولًی و مردم خواهد شد .عوام شعار طلب ،حریم شکنانی می شوند که تمام قداست ها و اعتقادات را زیر پا می نهند تا به مقصد نهایی خود برسند .

مسولیتهای خواص

مهمترین رسالتی که نخبگان وفرهیختگان جبهه حق بر عهده دارند این است که هرگز عوام بودن را بر مردم نپسندند ودر راه ایجاد بصیرت وآگاهی در میان توده های مردمی از هیچ کوششی دریغ نورزند .زیرا خود ،به خوبی می دانند که بیمه شدن جامعه در مقابل انحرافات تنها با اشاعه آگاهی در میان توده ها میسر است وهر اندازه توده های مردمی به عنوان پشتوانه های نظام حق، از معرفت بهره مند شوند ،احتمال وقوع کژی وانحراف در جامعه کمتر خواهد بود .نهضتهای حق همانند سایر قیامهای مردمی دو مرحله کاملا متفاوت دارند :قبل از پیروزی نهضت، مومنان برای غلبه بر طاغوتیان ستمگر می کوشند.بدیهی است در چنین مرحله ای مومنان به صبر در مقابل شدائد امتحان می شوند پس از تآسیس نظام اسلامی احیانا با تهاجم دشمنان ،صحنه های دیگری از امتحان رقم می خورد . در این هنگام مومنان برای حفظ نظام، خود را موظف به دفاع می بینند البته در این مسیر توده های مردمی به رهبری خواص ،نقش عمده ای را بر عهده دارند اکنون در دوران صلح وآرامش ورفاه آزمون دیگری مقرر می گردد :امتحان به« مقام »و«جاه »،«منصب» ،«مال» ،«قدرت» است.

آفاتی که خواص را تهدید می کند عبارتند از:

1-دنیا گرایی

گرایش به دنیا آفتی است که خواص را بیش از عوام تهدید می کند، این آفت برای همه هست اما برای اینها بیشتر است،زیرا دنیا انواع واقسام دارد .بعضی چیزها برای همه کس قابل دسترسی نیست ،این خواص هستند که دارای قدرت دانایی وبصیرت هستند .سامری که مردم را گمراه نمود آن بت راساخت وپیروان، حضرت موسی(ع) را گمراه کرد ،فردی عادی نبود،آدمی فهمیده،با سواد بود که توانست دیگران را گمراه کند هر کسی نمی تواند گمراه کند .دنیا برای همه آماده نیست؛این دنیا طلبی است که جامعه و خواص را در وضعیت نامطلوب قرار می دهد .

2-ملاحظات خویشاوندی و دوستی

ملاحظات خویشی و قومی و دوستی از مظاهر جلوه های دنیاست.تربیت اسلامی می گوید که باید برای یک انسان مکتبی محور، تمامی رفتارهای محبت خداوند باشد ودیگر محبتها باید در این شعاع تنظیم شود و.«احسان به والدین در قرآن کریم حریم فوق العاده ای دارد ودر چهار آیه قران در کنار توحید آمده است .این حریم به حدی است که برخی از فقیهان می گویند اطاعت امر والدین از نماز اول وقت مهمتر است ومی تواند فرزند نماز مستحبی را به خاطر امر والدین بشکند ولی این حریم در شعاع حریم خداوند است.بر این اسااس ،اگر پدر ومادر ،فرزند رادرمسیر شرک قرار دهند،فرزند نباید اطاعت کند . امام علی (ع) به نذر بن جارود عبدی که به بیت المال خیانت کرده بود نوشت:پیوند با خویشاوندانت را به بهای بریدن از دینت بر قرار می کنی.

3-ساده لوحی وساده اندیشی

اگر ما به تاریخ نگاه کنیم ،می بینیم که در صفین امیر المومنین علیه السلام را انسانهای ساده لوحی چون ابوموسی اشعری ها شکست دادند نه معاویه ونه عمر وعاص ها ،ساده لوحان همان کسانی اند که مالک اشتر را مجبور کردند از کنار خیمه فرماندهی معاویه عقب نشینی کند

4-نفوذ اندیشه های بیگانه

فرهنگ وآداب بیگانگان آفتی است که خواص را تهدید می کند عوام دسترسی به اینها ندارند.عوام تابع خواص هستند واین که می توانند مطالعه وبررسی کنند می توانند سفر خارجی بروند وبا دیگران ارتباط داشته باشند .نفوذ اندیشه های بیگانه از طریق همین خواص،منتها خواص طرفدار باطل ،گاهی هم خواص طرفدار حق گاهی هم به قصد خدمت .همیشه هم خیانت نیست آمدند بگویند اسلام هم همان دموکراسی غربی را می گوید واز همین جا دچار انحراف شدند.

5- خسته شدن وبریدن در برابر فشارها

باز این آفت بیشتر سراغ خواص می رود ،خواص پیش خود تحلیل می کنند که فشار ،دنیا ،فشار دشمنان ،قدرتمند چه می شود .بر اساس آن تحلیلها می آیند وحتی مصلحت اندیشی می کنند اما واقعیت مطلب این است که خود آنها خسته شده اند ،تاکی بجنگیم ؟تاکی محاصره اقتصادی ؟مگر نمی شود از راه مذاکره کاری کرد ؟این حرفها مال خواص است وهوشیاری در برابر این مسائل ،تنها راه نجات است.

نتیجه گیری

اصولا در هر جامعه ای خواص و نخبگان آن،افرادی جهت ده وتصمیم ساز هستند و دیگران به آنها نگاه می کنند و پیروی می نمایند،از این جهت نقش تأثیر گذار آنها در جامعه چیزی است که نمی توان به راحتی از آن عبور کرد به همین دلیل در طول تاریخ انحراف یا شکست حکومت بخاطر نفوذ خواص وانحرافات آنان است .که باید توجه لازم بدان صورت گیرد و یکی از مهمترین مسئولیت های خواص،بر دوش کشیدن این امر مهم است که نگذارند مردم به سمت عوام گری پیش بروند و به آنها بصیرت و آگاهی دهند و ثانیا حمایت از حق و استمرار آن خود را بیمه حق محوری الهی نمایند با همسو نشدن با دنیاطلبی دنیاخواهان،حکومت حق را استوار ساخته از خطرات و انحرافات مصون دارند.


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ