سفارش تبلیغ
صبا

وب سایت شخصی جعفر لک زائی

نظر

کرامت انسانی مقدم بر دین است  .

با تمام احترامی که برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحت لوای مقام معظم رهبری و سیستم اداری ایران قائلم قصد بیان مسئله ای رو من باب یادآوری دارم که به صورت خوره از درون در حال تخریب قشر زحمت کش جامعه است و ...

هوچیگری چیست؟

یعنی دسته ای از افراد یک گروه در یک زمان، مقرضانه دروغی رو بیان می کنند که مبهم و گنگ است در حالی که آن را باور کرده و آن را بر اثر تکرار زیاد به یک اندیشه باورکردنی ملکه ذهنشان می کنند و بصورت مستمر به بیان آن بصورت روزانه می پردازند که البته در این میان، خیلی از افراد کوته فکر، آن را خرد جمعی می نامند که دچار دو اشتباه اثر پروانه ای و هاله ای گردیده اند که ما آن را به جد رد کرده و آن را دور از خرد و اندیشه انسانی می دانیم.

لذا به تک تک آن افراد هوچی گویند و بطور کلی این افراد خیل عظیمی از جامعه ما را تشکیل می دهند؛ در نتیجه راه اثبات حق در چنین شرایطی سخت است و به صورت خیلی شفاف می توان گفت شرایط بسیار خطرناکی را در جامعه ایجاد می کنند؛ چرا که ما در این حوزه دچار فقر قانونی هستیم.

موضوع اخیر، پدیده ای زشت و مضر برای قشر فرهیخته ایران بوده و به هیچ عنوان کار پسندیده ای نیست.

در این قضیه خیلی از شخصیت های نمادین و دروغین در ادارات جایگاه ویژه پیدا کرده و شخصیت های کاریزماتیک به سادگی تخریب شده و به فراموشی سپرده می شوند.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که احساس مردم بازیچه نیست و شما هیچ کسی را هم نمی توانید پیدا کنید که نسبت به آینده و حق خود بی تفاوت باشد.

البته نباید دنبال هوچی گری باشیم؛ باید دنبال نقد باشیم چرا که همه می دانیم نقد دلسوزانه به نفع تک تک سلول های کشور است؛ چرا که وظیفه از رفاقت مهمتر است.

علی ای حال به قول معروف، ماه پشت ابر نمی مونه و بی شک این چنین افراد با تفکرات شومی که در سر می پرورانند با گذر زمان در مقابل مردم فهیم، رسوا خواهند گردید.

در روایات یک دسته از افرادی که خداوند متعال، آنان را عذاب می کند کسانی هستند که می دانند ولی با هر قصد و قرضی سکوت می کنند و لذا حق به فراموشی سپرده می شود.

و در نهایت باید گفت: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

چقدر خوبه مثل سابق کارمندان دولت یک ارج و قرب شخصیت ویژه ای داشته باشند و خواسته من از مسئولین و مدیران این است که نگذارند فضای ادارات به سمت هوچی گری سیاسی نیل پیدا کند و و از اشاعه این حرکت خزنده و مرموز پیشگیری کنند.

و اما خطاب من به متضرران این سناریو این است که همواره به خاطر داشته باشند تواضع و متانت و به کار بردن الفاظ مؤدبانه نه تنها از اقندار آنها نمی کاهد بلکه بر شکوه آنها هم می افزاید.

جعفر لک زائی


نظر

فرسودگی شغلی نشانه‌ فروپاشی عاطفی بعد از سالها اشتغال به کار است، این نشانه ها در بین مشاغل پرستاری،پزشکی،آموزشی،امنیتی و...بیشترمشاهده می شود.این اختلال با محرک های تنش زائی مانند داشتن ارباب رجوعان و مراجعان بیش ازحد در یک زمان،نداشتن وقت کافی و فقدان حمایت و مهمتر از همه قدردانی مرتبط است.

فرسودگی شغلی با فشار های روانی ارتباط داشته و وقتی رخ می دهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواسته های محیطی با توانائی فرد برای پاسخ دادن به آنها وجود داشته باشد؛ هرچه مطالبات وخواسته های محیطی افزایش یابد و توانائی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابد فشارروانی ایجاد می شود که باعث تجربه ی منفی در فرد و فرسودگی شغلی وی می گردد.

در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشارمداوم روانی پدید می آید و موجب تباهی در کیفیت خدماتی می شودکه به وسیله ی کارمندان ارائه می گردد.

فرسودگی شغلی چیست؟

هر وقت فعالیت در حد توانائی افراد باشد و کار در شرایط مناسب انجام شودخستگی بوجود آمده طبیعی است و معمولاً، با خواب و استراحت بر طرف می شود

درواقع خستگی عادی فیزیولوژیک قابل جبران است اما همین خستگی ساده ممکن است در اثر امور کاری یکنواخت و طولانی و انجام کار در شرایط نامساعد به تدریج به صورت مزمن در آید و پس از مدتی عوارضی مانند،کوفتگی،خواب،تب،اختلالات جسمی و روحی در فرد ایجاد کند که اگر در مراحل اولیه درمان نشود به صورت خستگی های مزمن،عمومی و عصبی و در نهایت خستگی مفرط در می آید و تمام اعمال جسمی و ذهنی فرد را مختل می کند.

امروزه دربسیاری از سازمان ها،فشارهای عصبی و روانی با لول های گوناگونی وجود دارد.یکی ازپیامدهای این عوامل پدیده ی فرسودگی شغلی است.

فرسودگی شغلی در نتیجه استرس افزایش پیدا می کند و می توان گفت زمانی که انگیزه رو به کاهش می گراید ما بصورت مستمر دچار فرسودگی شغلی می شویم.

فرسودگی شغلی خستگی فیزیکی،هیجانی و روانی بدنبال قرار گرفتن طولانی مدت درموقعیت کارسخت است این نشانه ها حالتی است که در آن قدرت و توانائی افراد کم و رغبت و تمایل آنها به انجام کار و فعالیت کاهش می یابد.بطور کلی فرسودگی شغلی را می توان نوعی اختلال که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی درارتباط با کار و مردم، در وی ایجاد می شود دانست و با نشانگان فروپاشی هیجانی، جسمی و ذهنی همراه است.عزت نفس فرد مبتلا پائین است و احساس ناسودمندی را تجربه می کند.

در دوره هایی از زندگی احساس ناامیدی، عصبانیت، افسردگی، نارضایتی و اضطراب عادی به نظر می رسد.اما افراد در حالت فرسودگی شغلی این هیجانات منفی را بیشتر از حد معمول تجربه می کنند.در بدترین حالت افراد از نوعی خستگی یا نقصان عاطفی شکایت دارند.

فرسودگی شغلی با کاهش در شور و شوق و درخشندگی شغلی مشخص می گردد . بدنبال فرسودگی شغلی عوارضی بروز پیدا می کند که اولین آن فرسودگی جسمی است.

فرسودگی شغلی هم منشأ بیرونی دارد وهم منشأ درونی. منابع بیرونی شامل فعالیت های اداری، احساس ناتوانی همراه با بار سنگین کارها، مراجعین مشکل دار، بیماران صعب العلاج و وظایف و کارهای تکراری است؛ منابع درونی فرسودگی شغلی شامل انتظارات غیرواقعی ودلزدگی است.

یکی ازمهمترین عوامل فرسودگی شغلی در سازمان، سبک رهبری خاصی است که توسط سرپرستان سازمان اتخاذ می شود. دراین قضیه درمجموع تحقیقات حکایت ازاین دارند، کارکنانی که با سرپرستان دارای ملاحظه کاری کم، کار می کنند، برای مثال، پایین بودن رفاه و آسایش کارکنان و پایین بودن روابط دوستانه و گرم بین سرپرستان و پرسنل نسبت به افرادی که رابطه ی صمیمانه تری را با سرپرستان خود دارند بیشتر در معرض ابتلا به فرسودگی شغلی قرار دارند.

به هر حال وجود سبک ملاحظه کارانه ی معقول در سازمان از قبیل مشاوره، گوش دادن و پیشنهادهای یاری دهنده به اعضای سازمان می تواند در کاهش فرسودگی شغلی مؤثر واقع شود.

پرداختن افراطی و شدید به فعالیت های مربوط به شغل و اهداف غیر واقعی و دست نیافتنی دررابطه با کار خویش را دنبال کردن به گفته ی بسیاری ازمحققان اولین علائم و مراحل هشداردهنده فرسودگی شغلی است.

اما یک سری از راه هایی را که می توان برای پیشگیری از این عارضه استفاده نمود را نام می بریم:

1- بهتر است قبل از به کار گماردن افراد، توانائی های آنها را برای انجام کار از نظر فعالیت های فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانی سنجید.

 2- ایجاد شرایط محیط کار مناسب مانند کاهش سر و صدا، رطوبت و درجه حرارت مناسب و روشنائی کافی.

 3- توجه به حقوق حقه کارکنان

 4- کاهش و در صورت امکان حذف حرکات غیر ضروری در کار و انجام دادن امور محوله با سرعت متعادل.

 5- ایجاد تنوع در کار.

 6- استراحت های وقفه ای و کوتاه مدت بین کار.

 7- پرهیز از اضافه کاری زیاد و غیر ضروری به ویژه در کارهای سخت اداری.

 8- استفاده از تعطیلات و مرخصی های قانونی که به تمدد اعصاب و افزایش قدرت جسم و روان کمک شایان و قابل توجهی می کند.

 9- کار نکردن در ساعات شب در صورت امکان، چون در هنگام شب خستگی زودتر به سراغ کارکنان می آید.

 10- عدم مصرف دخانیات،

 11- استراحت و خواب کافی.

راه حل های کوتاه مدت برای مقابله با فرسودگی شغلی

 1- طالب کار بیشتری باشید. با مافوق خود رک و راست باشید و از او کار بیشتری طلب کنید و مسئولیت های خود را بیشتر کنید.

 2- به کارهایتان ارزش دهید. به مافوق خود نشان دهید که چه توانائی هائی دارید.

 3- برای کارهائی که در حیطه ی مسئولیت شما نیست هم داوطلب باشید.

 4- ابتکار به خرج دهید و کار جدیدی را شروع کنید.

 5-هوشیار باشید و مثبت فکر کنید.

6-از منفی بافی در مورد کارتان دوری کنید.

 7-آگاهی های خویش را افزایش دهید و مهارت هایتان را توسعه دهید.

به طور کلی فرسودگی شغلی از جمله اختلالاتی است که در سال های اخیر مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است و نتایج تحقیقات نیز نشان می دهد که درصد قابل توجهی از افراد سازمان های فعال از این عارضه در تنگنا قرار دارند.

سازمان ها و محیط های کاری که دارای سبک ملاحظه کارانه کمتری هستند، کارکنان خود را بیشتر در معرض ابتلا به پدیده فرسودگی شغلی قرار می دهند.

به عبارت دیگر نشانگان فرسودگی شغلی بیشتر قربانیان خود را از بین سازمان هایی می گیرد که رفتار های ملاحظه کارانه و گرم و عاطفی کمتری از طرف مدیران و رؤسای آنها سر می زند.

مدیرانی که به طور کاملاً خشک و رسمی در سازمان رفتار می کنند و از فراهم آوردن محیطی آرام، عاطفی و گرم برای کارکنان خود دریغ می ورزند مسلماً باید آگاه باشند که زیردستان خود را بیشتر به وادی فرسودگی شغلی رهنمون می سازند و تلاش کمتری در جهت بهبود و بهره وری در سازمان از خود نشان می دهند.


نظر

ثمره هایی که از خون پاک شهیدان عاید ملت مسلمان گردید عیارتند از:

1-رهایی از ظلم 2- گسترش اسلام در سراسر گیتی 3- آسیب ناپذیری فضیلت ها 4-عظمت و بالندگی جمهوری اسلامی 5- بیداری و نجات.

پیام شهیدان، بذل جان در راه هدف الهی است و اما درس بزرگ آنان که لحظه ای نباید از آن غفلت شود آن است که جان را و همه آنچه را برای ما عزیز است، باید هرگاه لازم شود سپر بلای ارزشهای اسلامی کنیم و با همه وجود از حاکمیت اسلام که مایة عزت و شرف و آزادگی است دفاع نماییم.

دشمن هر امر صحیح و مفیدی را تا آنجا که مقدور باشد انکار می کند. اگر نتوانست، به تحریف و تخریب آن پرداخته و یا در مقابل آن اقدام به جایگزینی می نماید؛ دشمن می تواند روی عقاید اسلامی کاری کند که از استفاده مردم خارج شود. منتهی نه در کوتاه مدت بلکه در طول سالهای متمادی.

گاهی ده ها سال طول می کشد برای اینکه بتواند یک نقطه درخشان را کور یا کم رنگ کند یا نقطه تاریکی را بوجود آورد لیکن توفیق پیدا نمی کند. 

دشمن از اعتقادات و باورهای ما سوء استفاده می کند و گاهی با ظاهری دلسوزانه و ادعای خیرخواهانه در ما نفوذ می کند؛ و به فرموده امام خمینی(ره) آن روزی که دشمن از ما تعریف کند، باید عزا گرفت.

اندیشه می شود یعلّمهم؛ اصلاح انگیزه می شود یزکّیهم

 در جنگ نرم باید مواظب باشیم.چون بدون اینکه خودمان بفهمیم می شویم سرباز دشمن.

یعنی فکر می کنیم این حرفی که می زنیم حرف خودمونه، خیال می کنیم کاری که داریم می کنیم کار درستیه. چون دشمن آمده روی ذهن او تاثیر گذاشته و آن فرد میاد حرف دشمن رو میزنه،کاری که دشمن میخواد رو انجام میده.منتهی وقتی که ببینه رهبر چی میگه آن وقت از دشمن اطاعت نمیکنه نگاه میکنه امام چی میگه،اگر امام بگه آقا باید بجنگی،باید بگیم چشم؛ اگه قرآن رو روی نیزه ها کردند اگه امام گفت بجنگبد می جنگیم اگه گفت: نجنگید نمی جنگیم؛ اگه رفتن سمت قرآن میشه جنگ نرم.

ما باید در مکتب رضوی خود را آراسته به فضایل اخلاقی کنیم.

وقتی کسی اخلاقش خوب باشه قدرت تشخیصش میره بالا.تقوا داره و تقوا هم باعث این میشه که با رهبری باشه.

امام به خدا دعوت می کند، مأمون به خودش دعوت می کند؛ یعنی امام، ولایتش ولایت الهی است، مأمون ولایتش طاغوتی است.

کاربردهای جنگ نرم در مکتب رضوی اصلاح و تقویت اندیشه ها و انگیزه هاست.

در بُعد اندیشه ها توحیدباوری و معادباوری و اطاعت از رهبران الهی مطرح می شود و در مقابل آن شرک و اطاعت ازطاغوت.

اصلاح انگیزه ها هم یعنی آراسته شدن به فضایل و دوری از رذایل و دوست داشتن چیزهایی که خدا دوست دارد و دوست نداشتن چیزهایی که خدا دوست ندارد. 

هر کسی تقوا داشته باشد قدرت تشخیصش بیشتر می شود.

بصیرت یعنی بینش و بینش یعنی اینکه نگاه کنیم حق کدام است، باطل کدام است و نهایتا تشخیص دهیم که حق با کیست.


نظر

دین رسمی ما در ایران، اسلام و مذهب ما تشیع اثنی عشری است.

یکی از مهمترین مسائلی که در جامعه امروز و آینده ما وجود دارد و باید تمامی افکار و اذهان ملت سلحشور ایران  و نخبگان ما را در عرصه های بین المللی در جهت اشاعه و اطلاع رسانی وسیع به خود جلب کند، در قالب پدیده ای به نام جنگ نرم معرفی می شود.

واژه استراتژی ( Strategy )( که معادل فارسی آن راهبرد است) از واژه یونانی (Strategos) به معنای ژنرال ارتش گرفته شده است. سالانه هر یک از ده قبیله یونان باستان یک Strategos انتخاب می‌کردند تا نیروها را هدایت کند. بعدها وظایف این شخص به امور قضایی و مدنی تعمیم داده شد. در واقع تاریخچه برنامه‌ریزی استراتژیک به امور نظامی باز می‌گردد. علی‌رغم این‌که تعاریف استراتژی در مفاهیم مدیریتی متنوع است، عناصر کلیدی آن ثابت باقی مانده است: اول شناسایی توانایی‌ها و ضعف‌های خود و رقیب (دشمن) و دوم کسب مزیّت رقابتی پایدار (وجه تمایز و برتری). بدیهی است پیدایش علوم و فنون مختلف در پی رفع یکی از نیازهای بشری بوده است به عنوان مثال علم اقتصاد به علت کمبود منابع پدید آمد و به چگونگی توزیع و تخصیص منابع محدود برای نیازهای نامحدود بشر می‌پردازد. علم استراتژیک نیز ابتدا در فضای رقابتی نظامی بروز پیدا کرد و با انقلاب صنعتی و رشد فضای رقابتی و سازمان‌هایبین‌المللی و چند ملیتی این علم به حوزة علوم مدیریتی و صنعتی نیز وارد شد.
راهبرد در مباحث مدیریتی در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی کاربرد بسیار متداولی دارد و به عنوان یکی از عناصر مهم مرتبط با مدیریت مطرح بوده و اساس تصمیم گیریهای مدیریتی محسوب می شود، به طوری که نمی توان آن را جدای از مدیریت پنداشت، چه بسا مدیریت مؤفق اغلب حاصل تدوین راهبردهای مناسب است. موضوع راهبردی به لحاظ گستردگی و کاربرد آن در حوزه های مختلف علمی، مورد توجه و استقبال اندیشمندان قرار گرفته است.
 

آنچه موضوع جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را با اهمیت می سازد، گذار نحوه ی تهاجم استکبار به منظور تحت سلطه درآوردن ملت ها، از تهاجم نظامی به تهاجم فرهنگی است، تا از این طریق بتواند با تخریب بنیان‌های فکری و اعتقادی آن ملت ها، هویت ملی و دینی آن ها را سلب نماید. شناخت، درک صحیح و داشتن تصویری روشن از ابعاد و همچنین راه های مقابله با جنگ نرم، می تواند ما را در دفاع از هویّت ملی و دینی خود یاری نماید.


نظر

امروزه، یکی از مسائل مهمی که در زندگی روزانه افراد، بارها مورد توجه قرار گرفته و خود را به عرصه ظهور رسانده است؛ مسئله دشمن شناسی است.

بی تردید بسیاری از افرادی که در راستای حفظ ارزشهای انقلاب و دفاع همه جانبه از دستاوردهای انقلاب تلاش نموده اند و اکنون دچار عارضه شیمیایی گشته و یا جانباز و یا به درجه شهادت نائل شده اند که درواقع آرزوی آنان در آن برهه از زمان چیزی غیر از این نبوده و قصد خدمتگزاری فی سبیل الله داشته اند، ما جامعه امروز را مدیون آنها هستیم؛ انتظار دارند در حفظ نظام از جان و دل سرمایه گزاری کنیم.

شهیدان نام آوری که بدون ذره ای نام خواهی در راه خدا حرکت می کردند به دنبال آن بودند که اسلام در همه ابعاد فردی و اجتماعی اجرا شود و عدالت، عزّت و سعادت دنیا و آخرت را برای ملّت ایران به ارمغان آورد.

ما هم، اکنون موظفیم خدمتگزار واقعی مردم باشیم؛ به فکر پیشرفت جامعه در عرصه های گوناگون باشیم تا بتوانیم کشورمؤفق ایران را که در قله های سعادت به سر می برد به نسل بعد از خود بسپاریم.

جنگ امروز جنگ اندیشه هاست. سلاح ما در آن موقع تفنگ و ... بوده اما سلاح ما در این زمان قلم هست و آن تفکراتی که تحت عنوان جنگ سایبری گنجانده می شود.

ابتدا دشمن جنگ سخت را برای حرکت اولیه برداشت؛ که علاوه بر کمک های دیگر کشورها به نظام بعث موجب پیروزی انقلاب اسلامی ایران گردید.از آن جایی که این جنگ هزینه بر بود و تلفات زیاد انسانی و غیر انسانی بر جبهه دشمن گذاشت و اینکه دشمن توانایی نفوذ به مرزهای ایران را نداشت تصمیم گرفت وارد عرصه ای بشود که تحت عنوان جنگ روانی، تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و نهایتا جنگ نرم نامیده می شود.

در طول هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران خاکریز دشمن مشخص بود اما امروزه خاکریز دشمن در حساس ترین نهادها و مراکز تصمیم گیری نظام نفوذ کرده اند.

آمریکا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی درصدد براندازی نظام با هدف ایجاد آشوبگری در کشور بوده است.

ماهیت نه شرقی نه غربی انقلاب اسلامی است که معاملات سیاسی زمان را بر هم زده و حتی موجب اتحاد نظر دشمنان در قبال ایران گردید.استکبار جهانی علاوه بر تهاجم فرهنگی به موازات آن تهاجم اقتصادی علیه ایران را نیز انسجام می دهد ولی متأسفانه مسئولین از تهاجم اقتصادی دشمن غافل هستند.

یادآوری این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که دشمن مربوط به یک دهه، دو دهه، و نهایتا یک دوره زمانی خاص نیست؛ دشمن همیشه وجود دارد حتی الان هم در حال برنامه ریزی برای آسیب رسانی به ما و نسل ما و نظام مقدّس ما در 50 سال و 100 سال آینده است.

سیاست دشمن همانند سیاست ابلیس پله پله است و ما باید وجود دشمن را در هر لحظه احساس کرده، و چاره ای را برای افزایش استحکام دین و مذهب خود بیاندیشیم؛ که در آخرت از آنچه در زندگی دنیوی به رشته نگارش درآورده ایم؛ در برابر خداوند باری تعالی خجل زده نشویم، چرا که در آن برهه از زمان حسرت و پشیمانی سودی را در پی نخواهد داشت .

اگر اعلم علما هم باشیم، زمانمان را نشناسیم، نمی توانیم برای جامعه اسلامی امروز مفید باشیم. اگر ندانیم استکبار چه می خواهد بکند، ندانیم دشمنان کدامند و از کجا نفوذ و دشمنی می کنند، ندانیم در جامعه ما چه می گذرد، مشکلات چیست و برای علاجش چه باید کرد محال است که بتوانیم برای جامعه اسلامی مفید واقع شویم؛ همیشه کنک، لگد و توسری را کسانی می خورند که بین دو جبهه، بازیگر قرار گرفته اند و نمی دانند چه به کجاست؟! و چه کسی می خواهد چه کار کند؟! و که می خواهد کجا را بگیرد؟! 

آیت الله بهجت (ره) فرمودند: انسان هر راهی را که بدون تقیّد و پایبندی به قرآن و سنت بپیماید روز به روز تنزّل می کند.

توجه به بخشی از آیه 146 سوره انعام بیانگر نکته ای است که می تواند ما را در برای انجام هر چه بهتر و بیشتر اعمال دنیوی در راستای نیّات الهی و روحانی تشویق کرده و مانعی در برابر افکار شیطانی قلمداد کند.

این آیه بیانگر این مطلب است که چرا تعدادی از مردم با دانستن این همه معجزات و شنیدن این همه آیات الهی به راه راست قدم نمی گذارند و دلیل آن را این می داند که خداوند متعال خاصیتی را در اعمال زشت قرار داده است که هر کسی آنها را انجام دهد و بر انجام آن مداومت بورزد انعطاف ناپذیری و عدم قبول حق در فکر و روح او نقش می بندد.


نظر

بعضی ها در محیط کار مدیرند و بعضی ها در خانه ، بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها مدیرند و بعضی ها مدبر . بعضی پیپ مدیریتی دارند بعضی ها تیپ آن. بعضی مدیرند و منشی دارند و بعضی ها تنها مدیرند و در اصل تنها منشی اند.بعضی ها مدیرند و ماشین مدیران را دارند و بعضی ها در اصل تنها ماشینند و ماشین مدیران می رانند. بعضی ها خدادادی مدیرند و بعضی ها مادرزادی ( یعنی تنها بواسطه پدرشان یا بستگان شان. بعضی ها حکم مدیریتشان از جنس کاغذ و امضای ما فوق است و بعضی ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه.بعضی ها مدیرند و یک دنیا ارزش و بعضی ها تنها مدیرند وبس  . بعضی امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی عملکردشان یک عمر . بعضی عشق مدیریت و بعضی مدیر عاشق اند. بعضی بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها بر قلب کارکنان سازمان. بعضی مدرک مدیریت دارند و بعضی درک مدیریت.

مدیریت چیست؟
شاید شنیده یا خوانده باشید و یاباور داشته باشید که می گویند: مدیریت هم علم است و هم هنر. یعنی هم آگاهی و هم تجربه . هم اکتسابی و هم ذاتی. هم توانایی و هم عشق.

مدیریت؛ حکومت بر سازمان نیست، بلکه نشستن بر قلب های کارکنان سازمان است.

سازمان؛ یک اداره و کارخانه نیست، بلکه مجموعه ای است که در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می نمائیم.
مجموعه؛ یک سری افراد با ویژگی های مختلف، با عنوان همکار نیست، بلکه همراهانی هستند که با آن ها روز را شب و شب را روز می کنیم .
برای مدیر شدن، نباید به دنبال کتاب فروشی و کتاب مدرس و دفتر تمرین بود بلکه باید به دنبال واقعیت و واقعیت بینی و واقعیت پذیری و بیان واقعیت بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه مدیریت بود، بلکه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود.

راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز برای ما یک عادت شده است یا امیدی برای یک تحول؟ آیا به سخن مولامون فکر کرده ایم که می فرمایند : « وای به حال آن که امروزش مانند دیروزش باشد.» پس وای به حال ما که اگر در انتظار موقعیت ها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم.
آرزوی مدیریت یا مدیریت آرزوها؟!
شاید بسیاری از ما ، هرازچندگاهی آهی از ته دل روانه افکارمان می کنیم و در حسرت صدور حکم مدیریت در محل کارمان، شمارش معکوس را آغاز می نمائیم و وقتی به صفر می رسیم با دنیایی از ناامیدی همانند صفرهای سمت چپ یا پشت اعداد، بی فایده باقی می مانیم و زار. اما بیایید واقع بین باشیم. بیایید اگر شمارش معکوس را آغاز کردیم، حداقل وقتی به صفر رسیدیم،آغاز حرکت یا به عبارتی فرمان آتش باشیم. یعنی همان صفرهای سمت راست یا جلوی اعداد.
همه ما به نوعی مدیریم. تعجب نکنید. چرا که هستیم، اما یا باور نداریم یا نمی خواهیم باور کنیم. گروهی باور دارند و گروهی نمی دانند. گروهی موفق هستند و گروهی درجازدن را تجربه می کنند. ما اگر در اداره مدیر نیستیم، در دایره دوستان که می توانیم باشیم. ما اگر درکارخانه نیستیم، در خانه که می توانیم باشیم. ما اگر مدیریم، مدبر هم که می توانیم باشیم.
راستی؛ ما تنها در آرزوی مدیر شدن هستیم یا بر آرزوها نیز مدیریت می کنیم؟
مدیریت بر مافوق چگونه می تواند باشد؟
شاید آرزوی هر کدام از ما باشد که: چگونه می توانیم بر ما فوق خود مدیریت کنیم؟!
بسیار آسان است . به سرعت قابل دسترسی است. به سرعت می توان به آن رسید. اگراین تمرینات را انجام دهید:
قلباََََ و همیشه صادق باشید؛ صداقت گوهر گرانبهایی است که صاحب خود را همیشه به مقصد می رساند. صداقت شرط اصلی اعتماد است.
همیشه اعتماد به نفس داشته باشید ؛ اطمینان از خود را سرلوحه امور خود قرار دهید. با متانت و بی منت بر امور سوار و مسلط باشید. به مثبت ها فکر کنید و منفی ها را پایمال کنید. به رسیدن به هدف بیندیشیدو مشکلات و راه حل مشکلات را بررسی کنید نه اینکه به مشکلات و راه حل مشکلات بیندیشید و رسیدن به هدف را بررسی کنید. با یاد خدا و توکل به خدا ، کمربند همت را ببندید نه کمر را به بند همت بنده خدا تکیه زنید. خود را اشرف مخلوقات بدانید نه بازیچه مخلوقات. حکمت خداونی را در سعی و تلاش بی وقفه و بی پایان بدانید نه بر پیش آمدها.
انتقاد پذیر باشید و تحول خواه؛ چنین گفت بوذر حکیم که همه چیز را همگان دانند. انتقاد با انتقام راهی جداست،باور کنید انتقادات سازنده و پیشنهادات راهگشا ، راهگشایی سازنده است نه تخریب شخصیت ها. انتقاد شنیدن با دهن بین بودن راهی جداست ، باور کنید از یک نقطه امکان ندارد تمامی زوایا را دید ، حتی با تیزبین ترن چشم ها ؛تحول پذیر بودن با هر دم یک مزاج داشتن راهی جداست. انتقاد را هدیه ای از دوستان خود بدانیم و از آن ها بخواهیم که این هدیه حیاتی را دائم به ما بدهند.
در انتظار پاداش الهی باشید؛ بر این باور باشید که شیرینی کار خوب را با یک جعبه شیررینی عوض نکنیم ، بلکه با دنیایی از شیرینی جایگزین نماییم. چرا که جعبه شیرینی خورده می شود و مضرات جسمانی فراوانی را به دنبال دارد . اما شیرینی یک کار خوب ، برکاتی ویژه و ماندگار را بدنبال دارد. رسیدن به هدف و برابر شدن با ناملایمات را با ذکر خسته شدم و بی خیال ، همراه نکنید بلکه با این معجون زمزمه کنید که « گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ـسرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور» پاداش ها را چشم داشت ندانید. قضاوت را دررضایت خداوند بدانید نه رضایت را در قضاوت بندگان. پیشرفت دیگران را موفقیت بدانید ، به پیشرفت خود . ماندن دیگران فکر نکنید بلکه به ماندن خود و پیشرفت جمع بیندیشید.
کلید دار باشید نه قفل گذار؛ کلید و قفل ، مکمل یکدیگرند اما متضاد هم. برای بلند شدن از جایگاه به دو گونه می توان عمل کرد: یکی دست بر روی شانه دیگران گذاشت و دیگران را به سمت پایین فشار داد تا خود بلند شویم و دیگر اینکه زیر بازوان دیگران را بگیریم و با هم بلند شویم . در روش اول ، باید هر لحظه در انتظار شانه خالی کردن دیگران بود و در روش دوم ، هر لحظه در انتظار بالا رفتن بیش از پیش. باید پیام رسان بود نه خبر رسان . چرا که پیام ها می مانند و خبرها لحظه اند و ابر گذرا. بیایید باور داشته باشیم که سختی ها فانی اند و سرسختان باقی. بیایید فرصت ها را غنیمت شمریم نه غنیمت ها را شمارش. بیایید طراح حل مسأله باشیم نه طراح مسایل. بیایید دیگران را یار باشیم نه بار. بیایید رنگین کمان بعد از باران باشیم نه خرابی های بعد از باران.

حسن ختام
نمی گویم پایان ، چرا که تازه آغاز را تجربه نموده ایم. ما آفریده شده ایم برای سبز اندیشیدن، سپید دیدن ، زیبا گفتن و خوب شنیدن.
منبع:محمد زاده هرندی گردآورنده : فاطمه السادات میرعباسی

 


نظر

هاردانسان در بدو خالیست و منتظر اطلاعاتی است که از طریق ورودی های حواس ظاهری و باطنی دریافت می کند .  

البته این هارد، خالی خالی هم نیست، در درایو «دل‌» برنامه راه اندازی وجود دارد که انسان را به خوبی ها می‌خواند و از بدی ها می‌راند.این برنامه به صورت پیش فرض وجود دارد که البته پذیرش آن اجباری نیست و انسان با استفاده از نرم افزار جانبی اختیار و اراده و سخت افزار بدن می‌ تواند این پیش فرض را تغییر دهد.

بعضی از ساده اندیشان، به دلیل اسم نرم افزار و محسوس نبودنش، آن را انکار می‌کنند و فقط وجود سخت افزار را می‌پذیرند. اما بر خلاف تصور این افراد و بر خلاف اسم نرم افزار، نرم افزار نه تنها وجود دارد، بلکه اساس کار رایانه را تشکیل می‌دهد. برخی همین اشتباه را در مورد روان انسان کرده اند.

بعد از ارائه برنامه جدید، سخت افزار بدن نیز تابع همین برنامه خواهد شد. در افرادی که نرم افزار اختیار و اراده خوب کار نمی‌کند، نرم افزارهایی مانند وراثت و محیط به انسان برنامه می‌دهند.
با ورود انسان به شبکه ارتباطات اجتماعی، ویروس هایی وارد هارد انسان می‌شود که ممکن است هر لحظه برنامه ذخیره شده و سیستم انسان را مختل کند. بعضی ها به بهانه دنیای باز اطلاعات، انتظار دارند انسانها «بسته‌های غیر فرهنگی‌» آنها را بدون باز کردن و ویروس یابی، دربست بپذیرند.
آنتی ویروس «عبادت‌» محصول شرکت «معرفت‌» برای مقابله با چنین ویروس هایی ساخته شده است.
برای به روز شدن برنامه «سعادت‌» و آنتی ویروس «عبادت»، انسان باید دائماً با شرکت سازنده خود در ارتباط باشد. شماره شبکه، 24434 است که شبانه روز فعّال است.مواظب باشید، شماره را اشتباه نگیرید، چون به سایت دیگری متصل می‌شوید.
چنانچه در لوح وجودتان با اشتباهی تایپی برخورد کردید، می‌توانید آن را با کلید «
توبه» Delete کنید.
برای چک کردن خود، می‌توانید نسخه وجودتان را با نسخه اورژینال Quran (قرآن) مقایسه کنید و با انطباق این دو، از سلامت کامل نسخه در اختیار اطمینان حاصل کنید.
«هارد‌» انسان، «سخت‌» نیست و شکل آن تغییرپذیر است.

به همین دلیل بهتر است نام آن را «روان‌» بگذاریم.
شکل روان انسان، دقیقاً شکل «علم و عمل‌» اوست.برای تغییر شکل آن، چشم ها را باید شست، جور دیگر دید و به گونه‌ای دیگر رفتار کرد. جای تعجب است که بعضی انسان ها، ترجیح می‌دهند به روان خود شکل غیر انسانی دهند.
برای پی بردن به داستان شکل گیری روان خود، می‌توانید از History (تاریخ) استفاده کنید؛ چرا که همه رفتار شما، بدون آنکه خود خواسته یا متوجه شده باشید، در این قسمت یادداشت شده است. اگر از بخشی از این داستان ناراحتید، روی آن کلیک و سپس Delete کنید.
به دلیل ثبت اطلاعات وجود ما بر روی «روان»، بعضی ها نام روان را «کتاب‌» گذاشته اند. همین عده، از روی نسخه اصل کتاب ما، Copy تهیه می‌کنند و برای ما پرونده تشکیل می‌دهند.
بعضی از اطلاعات ما، به صورت Hidden در درایو «ضمیر ناخودآگاه‌» مخفی شده است. این درایو گاهی آنچنان مخفی است که دسترسی به آن حتی برای خود ما هم بسیار مشکل است و فقط شرکت سازنده به آن دسترسی دارد.
ظرفیت هارد ما محدود نیست. هر چه اطلاعات بیشتری روی آن ریخته شود، ظرفیت آن افزایش پیدا می‌کند و اگر اطلاعاتی روی آن نریزیم، رفته رفته ظرفیت آن کاهش می‌یابد.
برای بهره برداری دائمی از اطلاعات ذخیره شده، باید دائماً کابل خود را به برق متصل داشته باشید.
برای پیشگیری از بروز هر گونه آسیب جدی و از بین رفتن اطلاعات وارد شده، در اثر قطع برق به دلیل فرسودگی کابل ما UPS «توسل‌» را دائماً روشن نگه دارید.در غیر این صورت، ممکن است با فاجعه تخلیه کامل اطلاعات رو به رو شوید.
برای استفاده کامل و سریع و آسان از اطلاعات خود، با پارتیش بندی صحیح، اطلاعات خود را دسته بندی کنید.
وجود فضاهای خالی در بین اطلاعات ذخیره شده شما، حجم اشغال شده حافظه را بی جهت افزایش می‌دهد و شما را در تعیین حجم واقعی اطلاعات، به اشتباه می‌اندازد.به همین دلیل، هر چند وقت یک بار Defrag کردن درایوها ضروری است.
بعد از هر عمل اشتباهی، فوراً از کلید Undo استفاده کنید تا به حالت قبل باز گردید. در غیر این صورت، اشتباهات بعدی پشت سر هم رخ خواهد داد.
برخی از ساده اندیشان، به دلیل اسم نرم افزار و محسوس نبودنش، آن را انکار می‌کنند و فقط وجود سخت افزار را می‌پذیرند. اما بر خلاف تصور این افراد و بر خلاف اسم نرم افزار، نرم افزار نه تنها وجود دارد، بلکه اساس کار رایانه را تشکیل می‌دهد. برخی همین اشتباه را در مورد روان انسان کرده اند.
سخت افزار ما بر خلاف عنوانش، بسیار آسیب پذیر و از بین رفتنی است و نرم افزار ما بر عکس اسمش، بسیار سخت و ماندنی است.
در این دنیای شلوغ اطلاعات و رایانه بازی، هر وقت رایانه شما قفل کرد، با فشردن سه کلید «معرفت، معنویت و استقامت‌» مجدداً سیستم خود را راه اندازی کنید.
بعضی ها برای قیمتی شدن سیستم خود، سعی می‌کنند Caseخود را با روکش طلا، صفحه کلید را با روکش نقره، و شیشه مانیتور را با زمرّد تزیین کنند، غافل از آنکه ارزش هر سیستمی به قدرت پردازش CPU و اطلاعات موجود در هارد آن است. متأسفانه این عده پس از استهلاک سخت افزارشان، متوجه می‌شوند که اطلاعات قابل توجهی روی هارد خود ذخیره نکرده اند و دیگر کاری هم از دستشان ساخته نیست.
در اثر حادثه‌ای به نام مرگ، سخت افزار شما آهسته، آهسته، از بین رفته، به مواد و اشیاء دیگری تبدیل می‌شود. اما نگران نباشید! هارد شما سالم می‌ماند و کلیه اطلاعات شما دست نخورده باقی خواهد ماند.
لوح فشرده روان ما با«صور اسرافیل‌»بازمی‌شود وتمام محتوای آن به صورت سخت افزاری نمایان می‌شود.خوش به حال کسانی که تصاویری ازرنگین کمان،گلهای رنگارنگ،آواز هزاره وعطر یاس ومریم به روی روان خود ذخیره کرده اند.