سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
پنج شنبه 91 شهریور 23 , ساعت 7:56 عصر

کبد بزرگ ترین غده بدن می باشد که در سمت راست بدن و در زیر دیافراگم واقع شده است.

 


کبد

کبد به عنوان عضوی مهم در بدن، وظایف متعددی را انجام می دهد، اما تقریبا می توان سه وظیفه بسیار مهم برای کبد در نظر گرفت:

1- تولید صفرا:

یکی از وظایف مهم کبد در دستگاه گوارش، تولید صفرا می باشد. صفرا مایع گوارشی است که توسط کبد ساخته می شود و در کیسه ای به نام کیسه صفرا ذخیره می شود. صفرا به شکستن چربی ها و تجزیه آنها به اسید چرب که می تواند مورد استفاده بدن قرار گیرد، کمک می کند.

صفرا غالبا از مواد زیر تشکیل می شود:

- کلسترول

- اسیدهای صفراوی یا نمک های صفراوی

- بیلی روبین (ماده ای است که از تجزیه گلبول های قرمز خون به دست می آید)

- مقداری آب و نمک (سدیم و پتاسیم) و مقدار کمی از مس و سایر فلزات

 

2- فرآیند مواد غذایی و سموم بدن

یکی دیگر از وظایف مهم کبد، فرآیند مواد غذایی و سموم است. هنگامی که فرد ماده غذایی را می خورد، معده و روده باریک آن را هضم می کنند. مواد غذایی هضم شده از طریق دیواره روده باریک جذب خون شده و به کبد می رود.

در کبد، موادغذایی بیشتر تجزیه می شوند. در آنجا، مولکول های مفید موادغذایی، به شکلی که مورد استفاده قسمت های مختلف  قرار گیرند، درمی آیند.

صفرا مایع گوارشی است که توسط کبد ساخته می شود و در کیسه ای به نام کیسه صفرا ذخیره می شود. صفرا به شکستن چربی ها و تجزیه آنها به اسید چرب که می تواند مورد استفاده بدن قرار گیرد، کمک می کند

 

3- ذخیره سازی قندها

کبد می تواند گلوکز (قند) خون را ذخیره کند. آنزیم های روده باریک، کربوهیدرات ها را  به قندهای ساده تر مثل گلوکز تبدیل می کنند. گلوکز از روده باریک به کبد منتقل می شود. کبد، گلوکز را دریافت و سپس به صورت گلیکوژن ذخیره می کند. هنگامی که فرد به انرژی بیشتری نیاز داشته باشد، کبد گلیکوژن را به گلوکز تجزیه کرده و به جریان خون می فرستد و با این کار انرژی مورد نیاز اعضای بدن را فراهم می کند.

 

سایر اعمال کبد

- کبد پروتئین های خاصی را تولید می کند که برای پلاسمای خون بسیار با اهمیت می باشند.

- میزان اسیدهای آمینه خون را تنظیم می کند.

- کبد آهن ذخیره می کند. هموگلوبین خون را پردازش می کند تا از محتوای آهن آن استفاده کند.

- آمونیاک سمی را به اوره تبدیل می کند. اوره یکی از محصولات مهم متابولیسم پروتئین هاست که از طریق ادرار دفع می شود.

- خون را از مواد سمی و آسیب زا به سلول های بدن، پاکسازی می کند.

- لخته شدن خون را در تمام بدن تنظیم می کند.

- با تولید عواملی برای از بین بردن باکتری ها، ایمنی و مقاومت بدن را افزایش می دهد.

 

هشدار

افرادی که کبد سالم دارند، باید نکات بهداشتی زیادی را برای سالم ماندن کبد خود رعایت کنند، زیرا در صورت بیمارشدن کبد و یا سرطان کبد بسیاری از وظایف این عضو مهم انجام نخواهد گرفت و فرد با مشکلات جدی زیادی روبرو می شود و حتی ممکن است منجر به فوت او شود


پنج شنبه 91 شهریور 23 , ساعت 6:58 عصر

قدیمی ترین مکان پرستش خداوند یکتا نمودیم. بر طبق آیات و روایات اسلامی قدمت و دیرینگی خانه کعبه به زمان حضور حضرت آدم (ع) باز می گردد. پس کعبه این کهن ترین پرستشگاه بشری قدمتی به اندازه  قدمت حضور بشریت در کره خاک دارد.

در زمان حضرت محمد (ص) و مقارن با طلوع خورشید اسلام ، این خانه مقدس و محترم الهی از مسیر اصلی خود -که همانا نیایشگاه اهل توحید عالم است – منحرف شده بود و در آن 360 بت قرار داده بودند و خانه  و نماد یکتا پرستی تبدیل به جایگاه شرک و بتخانه شده بود .

این فاجعه معنوی ادامه داشت تا این که به اذن الهی فرزند ابراهیم بت شکن یعنی حضرت محمد (ص) خانه مقدس و شریف  کعبه را از لوث وجود بت های مشرکان رهایی بخشید و این کج فکری بشری را اصلاح نمود .

اما به مرور که از طلوع خورشید اسلام می گذرد دوباره کج فکری هایی چون  حقیقت شوم بت  ها در پیرامون این خانه شکل می گیرند که آفت توحید محسوب می شوند. بت هایی که شاید از جنس سنگ و چوب نباشند ولی به همان اندازه و بلکه بیشتر به پیکره توحید و حقیقت کعبه آسیب وارد می سازند .

در سفری که چند سال پیش به مکه مکرمه و مدینه منوره داشتم شاهد بودم که چه جفاها در حق کعبه ، مسجدالحرام، مکه و مدینه نشده است .

ما چند روزی آنجا بودیم  و از این کج فکری ها و غفلت ها به اندازه تمام عمرمان زجر کشیدیم مظلوم  امام عصر (عج) است که سالیان درازی است که این آفت های توحیدی را می بیند و هنوز به صبر و شکیبایی مامور است .

در این مقال به چند نمونه از این کج فکری ها و آفت ها اشاره می نماییم :

1?  اول از همه از زائران خودمان بگویم . بیشتر به دنبال خرید هستند و بیش از همه زائران کشور های دیگر در بازار ها مشاهده می شوند تا آنجا  که یکی از عوامل رونق بازارهای مدینه و مکه همین ایرانی ها هستند. این قدر ایرانی ها به مراکز تجاری آنجا مراجعه می کنند  که عرب ها زبان فارسی را  یاد گرفته اند تا کسبشان رونق بیشتری یابد.سوغاتی گرفتن بد نیست . خرید بد نیست . اما باید بدانیم و بفهمیم که ما به مکه و مدینه نیامده ایم که بیشترین وقت خود را صرف بازارها و گردش در پاساژها کنیم.  حج عمره یا تمتع،  یک سفر معنوی فوق العاده است شاید دفعه بعدی نداشته باشد… .

2? افرادی دیده می شدند مثل ندید بدید ها به جای این که به درک معنویات آنجا بپردازند ، مطالعه کنند ، بپرسند و یا با حضرت احدیت به عشقبازی و نجوا بپردازند ، پیوسته از برج ها ، هتل ها ، امکانات مادی ، پاساژها یا در و دیوارهای مدرن مسجد النبی یا مسجد الحرام صحبت می کردند و اتفاقا وقتی هم که از این سفر معنوی برمی گردند فقط راجع به این موضوعات حرف می زنند. مثلا آنجا که هستید از روی بی معرفتی می گویند : ببین چه مناره هایی ! چه ستون هایی ! اگر قرار بر این بود که به اینجا بیایید و از در و دیوار و ستون تعریف کنید بهتر بود با هزینه اندکی به تخت جمشید می رفتید ، ستون هایش جالبتر بود .  یا با هزینه بیشتر به یونان می رفتید و بقایای آکروپولیس را به همراه ستون هایش  از نزدیک مشاهده می کردید . متاسفانه این تیپ افراد وقتی هم که بر می گردند پیوسته از همان در و دیوارها و ستون و پاساژها حرف می زنند .

3? گاهی اوقات در هواپیما یا هتل سر غذا یا یک پرتقال جر و بحث می شود. بعضی ها هم با افتخار می گویند واقعا اینجا عالی است اگر مشهد می رفتیم خرجمان بیشتر می شد و این اندازه هم خوش نمی گذشت. بعضی ها هم رکوردهای آمدن به مکه را به رخ دیگران می کشند. چه بسا اگر پول بعضی از آن سفرها را  صرف یک جوان دم بخت می کردند بیشتر پیش خدا ثواب  برایشان ذخیره می شد .

4? برخی دیگر از آسیب ها و آفت ها به این فضای معنوی توسط وهابیان انجام می شود . یادم هست که وقتی برای نیایش به طرف کعبه رفته بودم  و دستم به کسوت (پوشش) کعبه بود  و با خدای خویش راز و نیاز می کردم ، یکی از روحانیان وهابی به طرفم آمد و مرا از این کار باز داشت و این کار را به مثابه شرک قلمداد کرد . خدایا چرا اینها این قدر در جهل و غفلت هستند؟  گویی جاهلیت اولی ، جاهلیت اخری نیز به ارث گذاشته است .

5? خیلی از اماکن معنوی و تاریخی را وهابی ها برای جلوگیری از تبرک جویی از بین برده اند. مثلا فلان مکان که در آن فلان آیه نازل شده بود و مسلمان ها در طول تاریخ برای حفظ این واقعه آنجا را تبدیل به مسجد کرده بودند و صدها نمونه دیگر … .

6? در هتل های مکه دستشویی ها رو به قبله بود . در مثلا  ام القرای اسلام این آخر بی هویتی و حقارت  اهل آنجا بود .

7? هنگامی که در برابر کعبه نشسته ای یا در حال قیام ، داخل در قنوت  می شوی و در جوار قدیمی ترین پرستشگاه توحیدی ، دست به سوی آسمان رحمت باری تعالی دراز می کنی ، ناگهان برج های بلند مکه که در نزدیکی مسجد الحرام  هستند ارتباط تو را با معبود خدشه دار می سازند .

چندین سال پیش که تازه این برج ها در آنجا باب شده بود مردم مکه به جهت از بین رفتن حریم  هوایی و منظر تاریخی - فرهنگی کعبه و مسجد الحرام  به این امر ، اعتراض کرده بودند ولی  به علت دنیا پرستی حکومت وهابی این اعتراضات بی فایده و ابتر ماند .

بلندی ”برج جهان نما” در اصفهان که به حریم هوایی و منظر تاریخی – فرهنگی میدان نقش جهان تجاوز نموده بود چه قدر توسط یونسکو پیگیری شد تا از ایجاد آخرین طبقه آن صرفنظر شود حال آن که ارزش کعبه بسی فراتر  از این میدان  برای بشریت است . لازم به ذکر است که الان” برج ساعت “ نیز  به این مجموعه منحوس اضافه شده است . مردم اینجا نیامده اند که برجهای نیویورک را تماشا کنند . اگر می خواستند به نیویورک  و دیگر جاها می رفتند .

8? نماز دایره ای شکل در اطراف کعبه از اساس باطل است و این سنت نادرست از زمان یکی از خلفای اموی باب شد. این کار از لحاظ فقهی مردود است زیرا ماموم در بالای سر امام قرار می گیرد.

9? یادم هست در هنگام طواف خانه خدا، زوج جوان عربی را دیدم که دست در کمر  هم حلقه کرده بودند به طوری که شوهر داشت با موبایل حرف می زد ظاهرا طواف کعبه را با قدم زدن در خیابان شانزلیزه فرانسه اشتباه گرفته بودند .  باید برای حفظ معنویت از این کارها و خصوصا آوردن موبایل جلوگیری شود  یا آنتن دهی را قطع کنند.

10? در کتاب های معماری و در رشته دانشگاهی معماری همیشه  یکی از توصیه های اکید برای طالبان و دانشجویان این رشته این است که هر سازه را باید به فراخور  اقلیم ، فرهنگ و باورهای آنجا بنا نمود. با این بیان در زمانی که همه ما مُحرم بودیم وقتی وارد هتل شدیم کل هتل آیینه کاری بود و داخل آسانسور آینه وجود داشت . در حالی که نظر کردن به آینه برای مُحرم  ، حرام است .

این که در کتاب معماری یا دانش معماری چه گفته است برای از ما بهتران است . مسلمان ها و جهان سومی ها از این چیزها بی بهره باید باشند هر چند با فرهنگ و دینشان تعارض داشته باشد .

11? نماز های جماعت در آنجا آنقدر طولانی است که مراعات حال مامومین در آن صورت نمی گیرد. یادم هست چند سال پیش به یکی از علمای معروف خودمان در ایران گفتند که شما مراعات اضعف (ضعیف ترین ) مردم  را بفرمایید و این قدر نماز جماعت را  طولانی نخوانید! ایشان که کهنسال و فرتوت بودند در جواب گفته بودند : اضعف مردم ، خودم هستم .

باید گفت : اضعفی که در این باب از آن بحث می شود فقط و فقط اضعف از بعد جسمانی نیست بلکه برخی ممکن است طاقت کمی داشته باشند و  واقعا به علت بیماری و کهولت نتوانند این قدر تحمل کنند .

12? مدرن سازی یکی از آسیب های معنوی به اماکن مقدس مکه و مدینه است . مثلا کف غار حرا را موزاییک می کنند . یا محیط سعی صفا و مروه را مسقف کرده اند کولر  کار گذاشته اند و …

تمام این ها آن  حس و حال و حال و هوایی را که خداوند از آن اعمال می خواهد به بنده برسد ازبین می برد. بسیاری از کارها و اعمال حج، حالت نمادین دارد تا انسان به عمق  موضوع دست یابد. شما تصور کنید، سعی بین صفا و مروه که هفت بار حرکت هروله وار به سوی صفا و مروه است برگرفته از واقعیت تاریخی داستان حضرت هاجر و حضرت اسماعیل (ع) است . آیا با این مدرنیزاسیونی که در آنجا انجام شده آن حس و حال و تب و تاب  برای زائر نیز رخ خواهد داد؟

مستطیع بودن در حج فقط به شرایط مالی نیست بلکه شخص باید توانایی انجام این اعمال را نیز داشته باشد یعنی نیازی به مسقف کردن و … نیست .

13? از بین بردن کوه صفا و مروه نیز یکی از همان مواردی است که دل همه دوستداران توحید و آیات الهی را به رنج در می آورد . در آیه  158 سوره مبارکه بقره ، خداوند می فرماید:

ان الصفا و المروه من شعائر الله ( همانا دو کوه صفا و مروه از نماد های الهی هستند .)

با این وصف با کمال تعجب مشاهده می کنیم که این دو کوه را با جسارت تمام از بین برده اند و بقایای کوچکی از آن را باقی گذاشته اند . طبق نص صریح قرآن ، این دو کوه از شعائر  و نماد های الهی است حال آن که حکومت وهابی آنها را از میان برده است.

شاید با مطالعه تاریخ اسلام  بتوان به جرات گفت که هیچ دشمنی به اندازه مسلمان های کج اندیش به  شریعت اسلام آسیب وارد نکرده است .

14? در منطقه « منی» و در آنجا که رمی جمرات ( سنگ زدن به نماد شیطان) است در زمانی که ما رفته بودیم آن ستون را تبدیل به یک دیوار بزرگ  کرده بودند که این کار نیز نوعی نوآوری و بدعت  در این اماکن محسوب می شود و مردود است ترجیحا اگر رفتید به همان طرف موضع قبلی اعمال “رمی جمرات” را انجام دهید.

15? در مجاورت مسجد النبی (ص) قبرستان بقیع واقع است .گذشته از ویرانی قبور اهل بیت پیامبر(ص) ، وهابیان حتی به مردگان خود نیز رحم نمی کنند و بر روی آنها مواد آهکی و از بین برنده می ریزند تا اجساد هر چه سریع تر بپوسند .آنها با خود نمی اندیشند که در دین اسلام هم زنده شخص و هم مرده او قابل احترام است و وقتی در آن قبرستان قدم می زنید آثار مواد آهکی را می توانید بر روی قبرها  ملاحظه کنید  هر چند وهابی ها منکر این قضیه هستند.

  16?  حجر الاسود ، سنگی استثنایی است که از بهشت به همراه حضرت آدم بر زمین فرود آمد . در اسلام این سنگ بسیار مقدس است و در برخی روایات آمده است که دست نهادن به آن گویی دست  در دست خدا نهادن است . این روایت بدین معناست که اگر کسی  در حج این سنگ را دید یا لمس کرد با خدای خویش پیمان ببندد که از راه راست منحرف نشود و  همیشه فرمانبردار او باشد . در روایات اسلامی خصوصا در مکتب تشیع آمده است به جهت ازدحام همیشگی در اطراف این سنگ جهت تبرک جویی  ، اگر کسی توانایی استلام و لمس این سنگ را ندارد مثلا بیمار است ، معلول است یا زن است از راه دور اشاره ای به آن سنگ کند ، کفایت می نماید . خصوصا لمس این سنگ به جهت شلوغی و ازدحام به خانم ها توصیه نشده است.

با این توضیحاتی که دادیم متاسفانه دیده می شد خانم های بسیاری به طرف این سنگ می رفتند ، از فشار جمعیت جیغ می کشیدند ،له می شدند ، بی حال می شدند  حتی روسری هایشان کنار می رفت و بعد با افتخار می آمدند و از این که حجر الاسود را لمس کرده اند برای دیگران تعریف می کردند .  در واقع ، زن ها  به این کار توصیه نشده اند ، این در حالی است که در راه انجام این کار توصیه نشده، روسری هایشان می افتد یا بدنهایشان با بدن نامحرم  تماس پیدا می کند و قاعدتا این کار به گناه نزدیکتر است تا ثواب .

 به هر روی در پایان ، برای امام عصر (عج)، پاداش بیکران به جهت صبرشان  آرزو می نماییم .


پنج شنبه 91 شهریور 23 , ساعت 9:15 صبح

یکی از مسائل مطرح در باب کرسی های آزاد اندیشی، درک شاکله و روح حاکم بر آن می باشد، به این معنی که کرسی آزاد اندیشی چه می باشد و چه نمی باشد؟

پس از طرح صریح مطالبه رهبری مبنی بر تشکیل کرسی های آزاد اندیشی در سال های اخیر، یک جنب و جوش جدی در بین دانشجویان و اساتید و طلاب حزب اللهی به وجود آمد که بر این مطالبه رخت تحقق بپوشند، اما آنچه در این بین به چشم می خورد اجرای کرسی های آزاد اندیشی در قالب تریبون آزاد، مناظره، سخنرانی، پرسش و پاسخ، کارگاه آموزشی و ... بود در حالی که کرسی های آزاد اندیشی غیر از اینها می باشد چرا که اینگونه برنامه ها توسط تشکل ها و مجموعه های دانشجویی سال های سال است که برگزار می گردد، با این وجود رهبر انقلاب کرسی های آزاد اندیشی را مطالبه می نمایند؛ بر همین اساس متوجه می شویم که کرسی های آزاد اندیشی، تریبون آزاد، مناظره، سخنرانی، پرسش و پاسخ، کارگاه آموزشی و ... نیست.

اما کرسی های آزاد اندیشی چه می باشد و تفاوت کرسی های آزاد اندیشی با قالب های مرسوم چیست؟

در این مجال می خواهیم مختصری در این رابطه بیندیشیم و ببینیم که کرسی های آزاد اندیشی در ظاهر و باطن چه خصوصیاتی دارند که آنها را متمایز می کند:

1-حاکمیت روح آزاد اندیشی 

اولین و مهمترین شاخصه تمایز کرسی های آزاد اندیشی حاکمیت روح آزاد اندیشی در این برنامه است. کرسی آزاد اندیشی به معنی واقعی بستری است که چه شرکت کنندگان در کرسی و چه مجریان کرسی و چه مخاطبین فرصتی می یابند که در مورد موضوع آزادانه و بدون هیچ گونه وابستگی و جمود فکری بیندیشند؛ این در حالی است که در برنامه های مشابه این فرصت غالبا ایجاد نمی گردد که هیچ یک از اقشار متاثر از برنامه آزادانه ذهن و فکر و اندیشه خود را به کار اندازند و با غور در موضوع، اندیشه مورد نظر خود را برگزینند.

2-مجریان در عرض سایرین قرار می گیرند 

از دیگر شاخصه های کرسی های آزاد اندیشی این است که مجریان برگزاری خود را بالاتر و حق تر از دیگران نمی دانند و نظر مجریان برگزاری کرسی به عنوان یک نظر در کنار سایر نظرات مطرح می گردد و باز این مخاطبین هستند که نظر صحیح را که به نظرشان می رسد را برمی گزینند؛ در حالی در سایر برنامه ها هدف مجری این است که نظری که خود دارد و احساس می کند که نظرش حق است را در قالب برگزاری برنامه به سایرین منتقل کند و صرفا یک رابطه یکطرفه انتقال مفهوم برقرار می گردد و دیگر فرصت ارائه نظر و حتی فکر کردن داده نمی شود، بلکه در واقع ارائه نظر با هدف مجری در تناقض است چرا که وی قصد دارد که مطلبی را به مخاطب القا کند ولی با فرصت دادن به دیگران جهت ارائه نظرات ممکن است نقض غرض روی دهد.

3-سخن مخالف با شرح صدر شنیده می شود

یکی دیگر از ویژگی های کرسی های آزاد اندیشی این است که اگر نظر مخالفی وجود داشته باشد نه تنها این نظر مخالف با سرکوب مواجه نمی شود و صاحب نظر مخالف با مجازات مواجه نمی گردد بلکه با آغوش باز از این نظر مخالف استقبال می گردد، در واقع قوام کرسی های آزاد اندیشی به وجود این نظر های مخالف می باشد.

در حالی که برگزاری برنامه در قالب های مذکور تاحدودی با سرکوب نظر مخالف گره خورده است و اگر شخصی در اینگونه مراسم نظر مخالفی را بیان دارد به خصوص اینکه این نظر مخالف، مخالفتی با حاکمیت یا سیاست حاکم بر مجموعه ای که در آن مجموعه کرسی برگزار می گردد باشد، با قاطعیت با وی برخورد می شود و فرد مورد مواخذه قرار خواهد گرفت.

4-منطق و اخلاق

آخرین شاخصه ای که به نظر می رسد کرسی های آزاد اندیشی را متفاوت می نماید، وجود منطق و استدلال در آن می باشد و کرسی های آزاد اندیشی در باطن با ولنگاری در فکر و بیان و شالوده شکنی مخالفت می نماید.

اگر روح منطق و اخلاق حاکم نباشد اصلا آزاد اندیشی متحقق نمی گردد، چرا که در فضای هرج و مرج و بی استدلالی امکان نخواهد داشت که فرصتی برای اندیشیدن فراهم گردد و تمام نظرات موجود به گوش مخاطبین برسد.

 به معنای دیگر کرسی آزاد اندیشی در دل خود از یک طرف با تحجر و جمود و سرکوب نظر مخالف مقابله می کند و از طرفی با بی بند و باری در اندیشه و گفتار مخالف است در حالی که سایر قالب ها عمدتا به یکی از این دو شیوه گرایش دارد.

در پایان امید است که کرسی های آزاد اندیشی که از مولفه های اساسی تضمین کننده آینده انقلاب است به دست پرتوان دانشجویان و اساتید و طلاب این مرز و بوم به معنی واقعی تشکیل گردد و از برکات برگزاری آن تمام مستضعفین جهان متنعم گردند


چهارشنبه 91 شهریور 22 , ساعت 4:10 عصر

غرب: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.

غرب: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود.
ایران:موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

غرب: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند.
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.

غرب: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.

غرب: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

غرب: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.

غرب: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.

غرب: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند.
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.

غرب: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند.
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.

غرب: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.

غرب: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

غرب: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید..
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد.

غرب: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.


دوشنبه 91 شهریور 20 , ساعت 6:46 عصر
1-کنفرانس

کنفرانس از لفظ لاتین «Conferanca» گرفته شده است و در اصل به معنی مقایسه است، اما در اصطلاح به مجالسی گفته می‌شود که در آن عده‌ای گردهم می‌آیند و برای حل مسائل گوناگون به گفت‌و‌گو می‌پردازند.
خواه این مجالس به امور علمی مربوط باشد، خواه اجتماعی یا اقتصادی. در ضمن به جلساتی که برای تنویر افکار مردم دایر می‌شود و در آن شخص درباره یک مساله علمی یا اجتماعی یا اقتصادی سخنرانی می‌کند، ‌کنفرانس گویند. همچنین جلسه‌ای را که شخصی به پرسش‌های روزنامه‌نگاران یا نمایندگان خبرگزاری‌ها پاسخ دهد، کنفرانس مطبوعاتی گویند.


2- کنگره
کنگره به معنی مجلس و مجمع است. لیکن در مفهوم خاص خود به تجمعی گفته می‌شود که برای مشورت به وجود آید؛ بنابراین لفظ کنگره را می‌توان به مجامعی اطلاق کرد که در آن، افرادی گردهم آیند و پیرامون موضوع مربوط به منابع عمومی و مسائل مشترک تبادل‌نظر کنند و به بحث و گفت‌و‌گو پردازند. از این نظر تجمع طرح مسائل علمی و ادبی یا جلسات بررسی مطالب سیاسی و اجتماعی، تفاوتی ندارند و همه آنها کنگره نامیده می‌شوند. لفظ کنگره بیشتر در مواردی به کار رفته است که عده‌ای از سیاستمداران با اختیار تام گردهم آمده و درباره یک مساله مهم سیاسی از قبیل عقد قراردادهای بین‌المللی مثل خاتمه دادن به دوران جنگ و خونریزی و برقراری صلح و همچنین تصویب قوانین تضمین‌کننده حقوق بشر به گفت‌و‌گو و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. در برخی از ممالک، مجمع دو مجلس «نمایندگان و سنا» را کنگره می‌نامند. امروزه به جای کنگره بیشتر لفظ کنفرانس را به کار می‌برند.


شنبه 91 شهریور 11 , ساعت 12:23 عصر

ازدواج مهارت می‌خواهد!

زندگی مشترک افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا مشکلات ، اختلافات و نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخ کامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است که در حقیقت تضمین کننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می‌آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهکارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل پرداخته شود.



***مهارت در خودآگاهی***


آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می‌کند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می‌دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می‌سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد.

«خودآگاهی» تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می‌شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

کشف و درک و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگری که می‌توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یکی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.


***شناخت تفاوت های میان زنان و مردان***

در یک بعد کلی می‌توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که:


1_دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی کاملاً متفاوت است

این تفاوت که در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد. دیگر آن که جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار کمتر از آن احساسی است که در زن ها وجود دارد. این تفاوت‌ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می‌شود.


2_استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، می‌تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می‌کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.



3_زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند

چنانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می‌شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می‌دهد.


4_مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی ‌اتخاذ می‌نماید، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود که آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می‌توان یکی از این ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله، مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.


5_صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد نمود.


6_نگاه مردان به مسائل، کلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی‌شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می‌شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد.


7_جذابیت های جسمی ‌و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی‌و آراستگی زن قرار می‌گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.


8_زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندک، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می‌شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آن که از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می‌کند، احساس مهارت در زندگی مشترک را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند.



***مهارت در همدلی با افراد***

همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی‌به انسان ها کمک بسیاری می‌کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌کنند تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی‌توان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، می‌توانیم بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازیم.


اصول مهارت همدلی


* به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

هنگامی‌که کسی صحبت می‌کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی‌است. نمی‌توان هم کتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملاً به صحبت هایش و آنچه که می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته باشید.


* با احساس و عواطف طرف مقابل‌تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.


* به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشکلات یا درد دل هایش می‌پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او می‌کنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.


* خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است که می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.


* در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم.



***مهارت حل اختلاف***

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات.



اصول مهارت حل اختلاف


* صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.


* منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل کردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.


* در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می‌نماید.


* از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.



* احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف نمایید.


* نظر و عقیده خود را بیان کنید.

ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی‌صادر نمایید.


* دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می‌نماید.


* عذرخواهی مشکل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمی‌کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال چنانچه لزومی‌به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.


* هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید.

برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.



***مهارت تصمیم گیری***

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می‌کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواجی.


انواع تصمیم گیری

1_تصمیم گیری احساسی: که تصمیم براساس یک احساس خاص ( عشق ، خشم، کینه، حسادت و کمک و...) گرفته می‌شود.

2_ تصمیم گیری اجتنابی: تصمیمی‌که فرد به دلیل ترس و نگرانی که دارد، سعی می‌کند تا آنجا که می‌تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود می‌آورد که فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

3_تصمیم گیری اخلاقی: تصمیمی‌است که فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می‌کند. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.

4_.تصمیم گیری تکانشی: این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می‌گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله می‌کند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او می‌گیرد.

5_تصمیم گیری مطیعانه: سبک تصمیم گیری مطیعانه، می‌تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد کند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می‌گیرند بدون آن که فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم بر روی آن اجرا می‌شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می‌توان در ازدواج های سنتی مشاهده کرد.

6_تصمیم گیری عقلانی: سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی‌است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می‌شود.
اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است که به ترتیب ذیل است:


* مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی است که فرد متوجه می‌شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمرکز کرده و ضمن روشن کردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌نماید.

* حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق را می‌یابد تا تصمیمی‌درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد.

*ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب کند.

* تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی‌که گرفته می‌شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

* برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

* اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می‌شود. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.

* ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی‌می‌پردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی‌را که فکر می‌کرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می‌دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کند.


سه شنبه 91 مرداد 24 , ساعت 11:15 صبح

از رشوه بپرهیزید! چرا که رشوه، کفر محض است و رشوه خوار، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.» از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: «الرِّشا فِی الْحُکمِ فَهُوَ الْکفْرُ بِاللَّهِ؛ رشوه خواری در مقام قضاوت و داوری به منزله کفر به خداوند است.»


فساد مالی-رشوه

رشوه خواری یک پدیده ناهنجار و آسیبی جدی در روابط اجتماعی انسان هاست که باعث اختلاط و آمیختگی حق و باطل و حلال و حرام می‌گردد .

 

مفهوم رشوه

رشوه، چیزی است که به حاکم و یا غیر حاکم می‌دهند تا به نفع رشوه دهنده حکم کند و یا آنچه که رشوه دهنده می‌خواهد، عمل کند. 1 بنابراین، رشوه دهنده کسی است که چیزی را می‌دهد تا گیرنده، او را در امر باطلی، یاری و کمک کند. 2

رشوه خواری و فساد اداری به عنوان یک پدیده ناهنجار، انحطاط در جهات مختلف یک جامعه را سرعت می‌بخشد؛ لذا در کلیه نظام های جهانی، شدیداً مورد نکوهش قرار گرفته است. آمار و ارقامی که از داد و ستدهای پولی (رشوه) تحت عناوین مختلف ارائه می‌شود، حقیقتاً سرسام آور و نگران کننده است. بر اساس تحقیق سازمان بانک جهانی، همه ساله بیش از یک تریلیون دلار رشوه در کشورهای غنی و در حال توسعه پرداخت می‌شود. 3 عواقب وخیم این پدیده شوم، جامعه جهانی را مجبور به عکس العمل کرده و در نتیجه، تصویب کنوانسیون پیمان منع رشوه و فساد اداری را سبب شده است. 

 

زشتی رشوه در آموزه‌های دینی

مکتب انسان ساز اسلام به عنوان یک جریان زنده و پویا، اخذ رشوه را به مثابه یک عمل زشت، نفرت انگیز و گناه بزرگ و نابخشودنی، معرفی کرده و انسان ها را از رشوه گرفتن و واسطه گری بین دهنده و گیرنده به شدت نهی کرده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید: «لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِی وَ الْمُرْتَشِی وَ الْمَاشِی بَینَهُمَا؛ 4 لعنت خدا بر رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسط بین آن دو باد!»

در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده است: «إِیاکمْ وَ الرِّشْوَةَ فَإِنَّها مَحْضُ الْکفْرِ وَ لا یشَمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِیحَ الْجَنَّةِ؛ 5 از رشوه بپرهیزید! چرا که رشوه، کفر محض است و رشوه خوار، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.» از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: «الرِّشا فِی الْحُکمِ فَهُوَ الْکفْرُ بِاللَّهِ؛ 6 رشوه خواری در مقام قضاوت و داوری به منزله کفر به خداوند است.»

در قرآن کریم، گر چه لفظ رشوه و یا هم خانواده آن، ذکر نشده است، ولی تعابیر دیگری نظیر: «اثم، سُحْت و اکل باطل» آمده است که احادیث و روایات معصومان علیهم السلام، یکی از مصادیق آن را رشوه خواری ذکر کرده اند. هنگامی که از امام علی علیه السلام درباره سُحت پرسیده می‌شود، حضرت آن را به رشوه تفسیر می‌کند.

اگر از رشوه خواری و فساد اداری جلوگیری نشود، در اندک زمانی، تسرّی پیدا کرده، فراگیر خواهد شد. در نتیجه، از سرمایه گذاریهای بلند مدت داخلی و خارجی، جلوگیری می‌شود، استعدادها در مسیر نادرست، هدایت می‌گردد، ارجحیت ها و رویکردهای فناوری به بیراهه می‌روند

 

در حدیثی دیگر، در تفسیر «آکل السُحت» آمده است: «هُوَ الرَّجُلُ یقْضی لِأَخِیهِ الْحَاجَةَ ثُمَّ یقْبَلُ هَدِیتَهُ؛ 7[خورنده سحت،] کسی است که حاجت برادرش را برآورده می‌سازد، سپس هدیه او را می‌پذیرد.»

و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خطاب به حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «یا عَلِی إِنَّ الْقَوْمَ سَیفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ... فَیسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیةِ ؛8‌ ای علی! این مردم به زودی، با ثروتشان آزمایش می‌شوند.... شراب را به اسم نبیذ و رشوه را به نام هدیه حلال می‌دانند.»

از مجموع مطالب یاد شده، زشتی و حرمت رشوه خواری از نظر قرآن، روایات و آموزه‌های دینی به خوبی روشن می‌شود. در بین فقها نیز کسی پیدا نمی‌شود که راجع به حرمت اخذ و اعطاء رشوه، شک و تردیدی کرده باشد.

رشوه ممنوع
رشوه در قالب هدیه

از آنجایی که رشوه خواری یک عمل زشت، نامشروع و غیر قانونی بوده و در عرف عامه مردم نیز به عنوان یک امر نامطلوب و غیر اخلاقی شناخته شده است، بیشتر تحت عناوین دیگری مثل: شیرینی، حقّ الزحمه، پول چای و هدیه از آن یاد می‌شود و رشوه گیرنده با تغییر نام و عنوان، زشتی و قباحت عمل خویش را - به زعم خود - می‌پوشاند؛ در حالی که تغییر نام و عنوان، در ماهیت نامشروع رشوه، تأثیری ندارد و زشتی آن را دگرگون نخواهد کرد.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله مردی را برای جمع آوری مالیات، مأموریت داد. آن شخص بعد از مدتی، خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله رسید و اموالی را که به عنوان مالیات جمع آوری کرده بود، به پیامبر صلی الله علیه وآله تقدیم کرد و مقداری را به عنوان این که به شخص خودش هدیه شده بود، پیش خود نگه داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خیلی ناراحت شد و بالای منبر رفت و فرمود:

«ما بالُ الْعامِلٍ نَبْعَثُهُ عَلی اَعْمالِنا یقُولُ هَذا لَکمْ وَ هَذا اُهْدِی لی فَهَلاَّ جَلَسَ فی قَعْرِ بَیتِهِ اَوْ فی بَیتِ اللَّهِ ینْظُرُ لِیهْدِی‌ام لا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لا یأْخُذُ اَحَدٌ مِنْهَا شَیئاً اِلاَّ جاءَ یوْمَ الْقِیامَةِ یحْمِلُهُ عَلی رَقَبَتِهِ؛ 9 چه می‌شود کارگزار ما را! که او را برای انجام کاری مأمور می‌کنیم، می‌گوید: این برای شما و این هم به من هدیه شده است! چنین شخصی اگر در خانه‌اش و یا در خانه خدا می‌نشست، آیا کسی به او هدیه می‌داد؟ قسم به خدایی که جانم در دست اوست! کسی چیزی از آن را نمی‌گیرد، مگر آنکه روز قیامت آن را به گردنش حمل می‌کند.» 10

 

علل رشوه خواری

برخی از عوامل و انگیزه‌های رشوه خواری از قرار زیر است:

1. حرص دنیا و دوری از معنویت

اخلاق، ایمان و معنویت، اساس ارزش ها و فضائل انسانی به حساب می‌آیند و باعث فداکاری، عفت و پاکدامنی انسان می‌شوند و سبب چشم پوشی و بی اعتنایی به برخی لذایذ مادی، به خصوص اعمال نامشروع و خلاف قانون می‌گردند. در طرف مقابل، فقدان ایمان، دوری از معنویت و بی توجهی به توحید و معاد، اساس هرج و مرج و جنایت از جمله ضایع نمودن حقوق دیگران را تشکیل می‌دهند؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «لِلَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الأْعْلی وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ‌»؛ 11 برای آنها که به سرای آخرت ایمان ندارند، صفات زشت و برای خداوند صفات عالی است و او قدرتمند و حکیم است.» و رشوه خواری یکی از مصادیق برجسته صفات زشت و ناپسند می‌باشد.

اولین ثمره شوم پدیده رشوه خواری، تضییع حقوق افراد ضعیف، بیچاره و مظلوم است. آنان که پول و پارتی دارند، با استفاده و بهره برداری از آن، دعاوی حقوقی و جزایی را به نفع خود و اطرافیان خویش، به نتیجه می‌رسانند و رأی دادگاهها را به سود طرف خاص تغییر می‌دهند و نیز کسانی که پایبند به قانون و حقوق دیگران هستند، در این میدان بده و بستان، حقوقشان پایمال می‌شود و زیانهای جبران ناپذیری را باید متحمل شوند

 

2. عدم تعادل دخل و خرج

از جمله عواملی که در ناهنجاری ها و آسیبهای اجتماعی، نقش به سزایی دارد، فقر و تنگدستی است. در آموزه‌های دینی نیز از «فقر» به عنوان مرگ بزرگی که دنیا و آخرت انسان را نابود می‌کند، 12 یاد شده است؛ لذا کارشناسان علوم اجتماعی، عدم تعادل دخل و خرج کارگران، کارمندان و مدیران را به عنوان عامل مؤثر در شیوع رشوه خواری، معرفی می‌کنند.

3. ضعف در اجراء قانون

قدرت و صحت عمل قوه قضائیه در هر جامعه‌ای، مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند سلامت و بقای جامعه را تضمین کند. برخی از عوامل قانون گریزی و نظم ستیزی به نارسایی هایی بر می‌گردد که در دستگاه قضایی و توابع آن وجود دارد. ضعف نظام در اِعمال جدی و قاطعانه قانون و باز بودن منفذهای فرار از آن، باعث جری شدن خلافکاران و تشویق آنان به ادامه و گسترش خلافکاری می‌شود.

 

آثار و پیامدهای رشوه خواری

فساد و بی بند و باری اداری، در قالب رشوه خواری، از جمله آسیبهای اجتماعی و اداری است که در توسعه کشورها، آثار و پیامدهای منفی فراوانی را بر جای می‌نهد و هزینه‌های هنگفتی را در حوزه‌های سیاست، اقتصاد و فرهنگ، بر جای می‌گذارد که اجمالاً به چند نمونه آن، اشاره می‌شود:

1. ابطال حق و احیاء باطل

اولین ثمره شوم پدیده رشوه خواری، تضییع حقوق افراد ضعیف، بیچاره و مظلوم است. آنان که پول و پارتی دارند، با استفاده و بهره برداری از آن، دعاوی حقوقی و جزایی را به نفع خود و اطرافیان خویش، به نتیجه می‌رسانند و رأی دادگاهها را به سود طرف خاص تغییر می‌دهند و نیز کسانی که پایبند به قانون و حقوق دیگران هستند، در این میدان بده و بستان، حقوقشان پایمال می‌شود و زیانهای جبران ناپذیری را باید متحمل شوند.

قاچاق

 

2. گسترش فعالیتهای غیر قانونی

امروزه پرداخت رشوه در بیشتر کشورها، امن‌ترین مسیر برای حرکت های غیر قانونی به حساب می‌آید و لذا قاچاق کالاهای غیر قانونی، حمل مواد مخدر، فعالیتهای ضدّ زیست محیطی مانند: از بین بردن جنگل ها و قطع درختان، کم کاری و خلاف کاری در پروژه‌های عمرانی مثل: سدّ سازی، مقاوم سازی ساختمانها در برابر حوادث طبیعی، ساختن جاده‌ها و کارخانه‌ها و... برآیند پدیده شوم رشوه خواری و فساد اداری می‌باشد.

3. ایجاد شرائط نامطلوب اقتصادی

اگر از رشوه خواری و فساد اداری جلوگیری نشود، در اندک زمانی، تسرّی پیدا کرده، فراگیر خواهد شد. در نتیجه، از سرمایه گذاریهای بلند مدت داخلی و خارجی، جلوگیری می‌شود، استعدادها در مسیر نادرست، هدایت می‌گردد، ار جحیت ها و رویکردهای فناوری به بیراهه می‌روند، افراد به جای ایجاد مراکز آموزشی و درمانی و... در روستاها به سمت پروژه‌های پرسود کشانده می‌شوند، با درگیر شدن شرکتها در فعالیتهای غیر قانونی، درآمد دولت کاهش پیدا می‌کند و دولت نیز با افزایش مالیات، فشار بر اقشار آسیب پذیر جامعه را بیشتر خواهد کرد.

از آنجایی که رشوه خواری یک عمل زشت، نامشروع و غیر قانونی بوده و در عرف عامه مردم نیز به عنوان یک امر نامطلوب و غیر اخلاقی شناخته شده است، بیشتر تحت عناوین دیگری مثل: شیرینی، حقّ الزحمه، پول چای و هدیه از آن یاد می‌شود و رشوه گیرنده با تغییر نام و عنوان، زشتی و قباحت عمل خویش را - به زعم خود - می‌پوشاند؛ در حالی که تغییر نام و عنوان، در ماهیت نامشروع رشوه، تأثیری ندارد و زشتی آن را دگرگون نخواهد کرد

 

4. نارضایتی مردم و زیر سؤال رفتن حکومت و قانون

شیوع رشوه و فساد اداری، محبوبیت و مشروعیت حکومت و قانون را از بین می‌برد. هر گاه جامعه و مردم، متوجه شوند که با پرداخت رشوه، حقوق شهروندی پایمال شده و خلافکاری ها و قانون شکنی ها در حوزه‌های مختلف جریان پیدا کرده است، اعتماد و اطمینانشان را نسبت به قوانین و متولیان قانون از دست خواهند داد.

 

راه حل چیست؟

برای رفع معضل فساد اداری و پدیده رشوه خواری، توجه به امور ذیل، مشکل گشا خواهد بود:

1. تقویت بنیه‌های اخلاقی و اعتقادی

2. کاهش فاصله طبقاتی

3. ایجاد مراکز هدایت و ارشاد ارباب رجوع

4. نظارت و برخورد قاطع با متخلفین

هنگامی که به حضرت علی علیه السلام خبر می‌رسد که «ابن هَرْمَة» - که از جانب «رفاعة بن شدّاد» مأمور نظارت بر بازار اهواز بود - خیانت کرده و از بازاریان، رشوه و باج گرفته است، آن حضرت به «رفاعة» نامه می‌نویسد و به او دستور می‌دهد:

«ابن هرمة را از کار برکنار کن و به اطلاع مردم برسان و او را زندانی کن و اعلام نما: هر کسی شکایتی دارد، بیاید. و ضمناً برکناری او را به تمام کارگزارانت اعلام کن! سعی نما در برابر کاری که از تو خواسته‌ام، دچار غفلت و سستی نشوی که دچار هلاکت می‌شوی و به بدترین شکل تو را عزل می‌کنم... در هر جمعه او را از زندان بیرون بیاور! اوّلاً سی و پنج تازیانه به او بزن، ثانیاً اعلام کن هر کسی نسبت به او شکایتی دارد، با شاهد بیاید و بعد از اثبات حقّ شاکی، از اموال «ابن هرمة» حق او را بده و مجدداً با خواری و ذلت او را به زندان ببر و پای او را در غل و زنجیر کن و فقط هنگام نماز او را آزاد بگذار!» 13

اگر سیره عملی حضرت علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام در زندگی فردی و اجتماعی ما مراعات شود و یا با چند مورد از متخلفین، آن گونه که امام علی علیه السلام می‌فرمایند، برخورد قاطع و جدی صورت گیرد، قطعاً افراد سودجو و متخلف، متوجه می‌شوند و سر تسلیم در برابر قانون فرود خواهند آورد. به امید آن روز!

 

پی نوشت ها :

1) مجمع البحرین، ج 1، ص 184.

2) لسان العرب، ج 14، ص 322.

3) سایت شبستان «www. Shabestannews. Com»، فرشید واقفی.

4) بحارالانوار، ج 104، ص 274.

5) همان.

6) همان، ص 104.

7) بحارالانوار، ج 104، ص 273.

8) نهج البلاغة، خطبه 156.

9) علل انحطاط تمدنها از دیدگاه قرآن، احمد علی قانع، چاپ اول، پاییز 1379 ش.

10) نهج البلاغه، خ 224.

11) نحل / 60.

12) نهج البلاغة، حکمت 163: «اَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الْاَکبَرُ؛ فقر، مرگ بزرگ‌تر است.»

13) مستدرک الوسائل، ج 17، ص 430.


سه شنبه 91 مرداد 17 , ساعت 2:0 صبح

در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که پیامبر به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «تو جانشین منی و تو را خواهند کشت و سرانجام محاسنت به خون سرت خضاب خواهد شد».
امام علی (علیه السلام) یک عمر بی صبرانه در انتظار شهادت بود و در آخرین رمضان عمرش، حال و هوای دیگری داشت. این روزها، بارها از شهادت خود خبر داد. گویا هر روز که موعد وصال نزدیک تر می شد، مولا برای رفتن، بی تاب تر و بی قرار تر می شد.
ای تیغ زهر آلود، مجنون تو هستم
چشم انتظارت هر شب اینجا می نشستم
ای تیغ، من لب تشنه دیدار بودم
شب ها برای دیدنت بیدار بودم
عمری به راهت چشم حسرت دوختم من
با آتش دل ساختن من سوختم من
وقتی آسمان و زمین به تلاطم درآمد و ندای جبرئیل پشت عالم را لرزاند، مردم کوفه فهمیدند که محراب، با خون علی (علیه السلام) رنگین شد. حسنین (علیه السلام) به سمت مسجد دویدند. عده ای از مردم خواستند امام را بلند کنند تا به نمازش ادامه دهد، اما آن حضرت، توان ایستادن نداشت. نماز را نشسته تمام کرد و از شدت زخم و زهر بی هوش شد. امام را در گلیمی خواباندند و حسن و حسین (علیه السلام) گوشه های گلیم را گرفتند و حضرت را به منزل رساندند.
آن شب به داغ مولا، مهتاب گریه می کرد
تصویر ماه در آب، بی تاب گریه می کرد
شد چهره عدالت، گلگون ز تیغ فتنه
پیش نگاه مسجد، محراب گریه می کرد
ابن ملجم را نزد امام آوردند. حضرت به صورت او نگاه کرد و با صدای ضعیفی گفت: آیا من امام بدی برای تو بودم؟ آیا در حق تو لطف و احسان نکردم؟ با آنکه می دانستم تو مرا خواهی کشت، خواستم با این کار، مانع آن شوم که شقی ترین افراد باشی و از گمراهی بیرون بیایی..». ابن ملجم گریست. امام سفارش او را به فرزندش، حسن (علیه السلام) کرد: «پسرم، با او مدارا کن! نمی بینی که چگونه چشمانش از ترس در حدقه می چرخد و دلش مضطرب است». امام حسن (علیه السلام) فرمود: «پدرجان! او تو را کشت و تو مرا امر به مدارا می کنی؟!» امام فرمود: «ما اهل بیت رحمتیم. به او از غذا و آشامیدنی خودت بخوران! اگر از دنیا رفتم، او را قصاص کن و گرنه خودم داناترم که با او چه کنم و من به عفو کردن اولی هستم».
صبح روز بیستم ماه رمضان، مردم به عیادت امام رفتند. شاید این همان روزی است که یتیمان کوفه، پس از مدت ها، پدر مهربان و غم خوار خود را شناختند؛ پدری که هر شب، ناشناس به خانه هایشان سرکشی می کرد و از آنها دلجویی می نمود. محمد حنفیه می گوید: مردم وارد می شدند و به پدرم سلام می کردند. پدرم جواب می داد و می فرمود: «از من سؤل کنید قبل از آنکه دیگر مرا نیابید، اما به خاطر آسیبی که به امامتان رسیده، پرسش های خود را کوتاه نمایید» و با این سخن، ناله از جمیعت برخاست.
اصبغ بن نباته می گوید: وارد خانه علی (علیه السلام) شدم، دیدم بر سر مبارک آن حضرت، پارچه زردی بسته اند و خون، مرتب از سر حضرت می ریزد. چهره امام به قدری زرد بود که میان رنگ پارچه و صورت را تشخیص نمی دادم. ناله ای کردم و خود را به دامن حضرت انداختم، او را می بوسیدم و اشک می ریختم. حضرت به من فرمود: «گریه نکن اصبغ، قسم به خداوند، من در آستانه بهشتم». آنگاه به دخترشان که به شدت اشک می ریخت، فرمود: «اگر آنچه را پدرت می بیند، می دیدی، گریه نمی کردی، ملائکه و انبیای عظام را می بینم که صف کشیده اند و همه منتظرند تا من بروم!»
برای معالجه آن حضرت، اطبای کوفه را جمع کردند. عالم ترین آنها، زخم آن حضرت را معاینه کرد و به آن حضرت عرض کرد: وصیت کنید که این ضربت، کار خود را کرده است و دیگر تدبیری نمی توان کرد:
طبیبا وا مکن زخم سرم را
مسوزان قلب زینب، دخترم را
ببند آن گونه زخمم را که در قبر
نبیند فاطمه زخم سرم را
محمد حنفیه می گوید: وقتی شب 21 رمضان شد، پدرم فرزندان و اهل بیت خود را جمع و با آنها وداع کرد. [سپس] وصیت کرد که ملازم ایمان و احکام الهی باشیم». اندکی قبل از شهادت، حضرت فرمود: «مرگ برای من، مهمان ناخوانده و ناشناس نیست، مثل من و مرگ، مثل لب تشنه ای است که بعد از مدت ها به آب برسد و همانند کسی است که گم شده ای ارزشمند را بعد از مدت ها بیابد.» سرانجام به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر گواهی داد و به سوی رضوان خداوند پر کشید.
آن حضرت را پس از غسل و کفن بر تابوتی گذاشتند و طبق وصیت پدر، حسن و حسین(علیه السلام) عقب تابوت را گرفتند، در حالی که جلوی تابوت آن حضرت را جبرئیل و میکائیل گرفته بودند.
به سفارش آن حضرت، کسی از مردم در تشییع جنازه حاضر نشد. وقتی جنازه به محل بلندی رسید، جلوی تابوت به سمت زمین فرود آمد. پس زمین را کندند و در آنجا قبر و سنگ و خشتی یافتند و نوشته ای با خط سریانی دیدند که:«این قبری است که نوح پیامبر، هفت صد سال پیش از طوفان، برای وصی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حفر کرده است.» زمانی که پیکر پاک حضرت را داخل قبر گذاردند، ندایی برخاست که: «فرود آوردید و منزل دهید او را به خاک پاک که دوست، مشتاق دوست خود است.»
بعد از دفن حضرت، امام حسن(علیه السلام) به میان مردم آمد، بر فراز منبر رفت و در حالی که اشک از دیدگانش سرازیر بود و بغض، گلویش را می فشرد، فرمود: «در شبی که گذشت، مردی از جهان رخت بربست که در میان پیشتازان اسلام هیچ فردی جز رسول خدا بر او سبقت نگرفت. او در کنار پیامبر جهاد کرد و پرچم پیامبر را بر دوش کشید، در حالی که جبرئیل و میکائیل از او حمایت می کردند. در شبی به جوار رحمت الهی رفت که قرآن در آن شب بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرود آمد و عیسی بن مریم(علیه السلام) به آسمان عروج کرد و یوشع بن نون به شهادت رسید... پدر من از اموال و دارایی دنیا، دینار و درهمی نگذارد، مگر هفت صد درهمی که برای خانواده کنار گذاشت...».
نویسنده:جواد محدثی
در خاطر مولا نیست یک خاطر شاد امشب
آن قامت همچون سرو، از پای فتاد امشب
بر فرق سر عالم، خاک غم و ماتم ریخت
از ضربت شمشیر فرزند مراد، امشب
در کوفه زخم آلود، هرجا که یتیمی بود
باری زغم و حسرت، بر دوش نهاد امشب


سه شنبه 91 مرداد 17 , ساعت 2:0 صبح

آیا می‌دانید؟

*مو از نظر رشد، سریع‌ترین بافت بدن محسوب می‌شود و مغزاستخوان رده‌ی دوم را به خود اختصاص می‌دهد.
*کره‌ی زمین گرد نیست بلکه مختصری حالت گلابی شکل دارد.
*نیوزیلند محل زندگی 4 میلیون انسان و 70 میلیون گوسفند است!
*سوسک‌ها به نحو عجیبی می‌توانند در برابر انرژی تابشی از خود مقاومت نشان دهند به طوری که مى‌گویند در صورت بروز جنگ‌های اتمی تنها موجوداتی خواهند بود که زنده می‌مانند.
*حشره‌ای که مسبب بیش‌ترین میزان مرگ و میر در انسان‌های کل جهان است همان پشه است.
*اگر تمام رگ‌های خونی بدن را در یک خط قرار دهیم تقریباً نود و هفت هزار کیلومتر می‌شود.
*سگ‌های تازی قادرند از روی موانع هشت متری بپرند.
*خرس‌های قطبی چپ دست هستند.
*جوجه ‌تیغی‌ها قادرند روی آب خود را نگه دارند.
*یک اسب آبی قادر است دهانش را به اندازه‌ای باز کند که یک بچه با قد 140 سانتی‌متر را در خود جا دهد.

بد نیست بدانید که ...

*در یک سانتى‌متر پوست شما در حدود دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مویرگ دارد!
*در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ «کلسیم» وجود دارد.
*موش دو پاى آفریقایى، بى ‌آنکه سرش را برگرداند مى‌تواند پشت سر خود را ببیند! این جانور، از میدان دیدى برابر سیصد و شصت درجه برخوردار است!
*جنگ جهانى دوم خونین‌ترین جنگ بوده که در آن حدوداً پنجاه و شش میلیون نفر جان باختند!
*مساحت سطح کره‌ى زمین 515 میلیون کیلومتر مربع است. با مقایسه با مساحت وسعت ایران مى‌تواند نتیجه گرفت که کشور عزیزمان ایران 32/0 از سطح زمین را تشکیل مى‌دهد.
*زمان باردارى فیل به 2 سال مى‌رسد!
*تیز پروازترین حیوانات جهان پرندگانى هستند که «پرستوک» نامیده مى‌شوند. پرستوک دم خاردار که در آسیا زندگى مى‌کند، قادر است با سرعتى بیش از صد و شصت کیلومتر در ساعت پرواز کند و با بالاترین میزان سرعت یک قطار سریع‌السیر رقابت کند.
*کره‌ى مریخ با سرعت 240 کیلومتر در ساعت به دور خورشید مى‌چرخد.
*هر چه از مرکز زمین فاصله بگیریم نیروى جاذبه کم‌تر مى‌شود و در نتیجه وزن کاهش مى‌یابد. وزن فردى که در خط استوا ایستاده از وزن همین شخص در قطب شمال و جنوب کم‌تر است! زیرا در خط استوا زمین برآمده‌تر و در قطب هموارتر است. این تفاوت وزن حدود پنج درصد است.
*ظروف پلاستیکى تقریباً پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند.
*ما فقط یک طرف ماه را مى‌بینیم زیرا زمان چرخش ماه به دور خود برابر زمان گردش آن به دور زمین است.
*یک چهارم خاک روسیه در سال پوشیده از برف است!
*دانشمندان معتقدند علاوه بر همه‌ى سیارات، کهکشان‌ها و ستارگان که دیده مى‌شوند، جهان شامل موارد تاریک بسیارى است مه‌آلود و کاملاً ناپیداست.
*اولین موجود زنده‌اى که در نوامبر 1957 به فضا مسافرت کرد، یک سگ روسى به نام لایکا بود.
*اولین انسان فضانورد یورى گاگارین اهل اتحاد جماهیر شوروى سابق بود که در دوازدهم آوریل 1961 با سفینه‌ى فضایى وستک یک بار به دور زمین گردش کرد. سفر او 108 دقیقه طول کشید.
*پایونر 10 اولین کاوشگر فضایى بود که منظومه‌ى شمسى را ترک کرد. پایونر تصویر خورشید و هشت سیاره‌اش و همچنین تصویر یک زن و مرد را به همراه دارد، البته اگر موجودات باشعورى با آن برخورد کنند.
*جاى پاى فضانوردانى که روى ماه قدم گذاشتند براى بیلیون‌ها سال باقى مى‌ماند، زیرا که باد و یا بارانى در ماه وجود ندارد که جاى پا را از بین ببرد!
*.یو، یکى از قمرهاى مشترى، داراى آتشفشان‌هاى فعال بیش‌ترى نسبت به هر قمر دیگر در منظومه شمسى است.
*ستارگان رنگ‌هاى متفاوت دارند. ستارگان سفید و آبى داغ‌ترین ستارگان، ستارگان رنگ‌هاى زرد سردتر و ستارگان سرخ سردترین هستند.
*در راه شیرى مى‌تواند 1000 میلیارد ستاره وجود داشته باشد، یعنى براى هر فرد سا کن کره‌ى زمین تقریباً 200 ستاره وجود دارد.
*خورشید روزى 240 میلیون تن مواد سوختى را مى‌سوزاند.
*رشد کودکان در بهار بیش‌تر است!
*حس بویایى مورچه‌ها با حس بویایى سگ‌ها برابرى مى‌کند!


چهارشنبه 91 مرداد 4 , ساعت 9:15 صبح

03.jpg


<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ