سفارش تبلیغ
صبا
 
پنج شنبه 91 تیر 22 , ساعت 1:0 صبح

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

هنگامى که روز اول ماه شعبان فرا مى رسد خداوند تبارک و تعالى به درهاى بهشت امر مى کند که تا باز شوند و به درخت طوبى امر مى کند و آن درخت شاخه هاى خود را بر این دنیا مى گستراند... آنگاه ندا دهنده اى از جانب پروردگار عزوجل ندا مى دهد؛ اى بندگان خدا! این شاخه هاى درخت طوبى است ، به آنها چنگ زنید که شما را به سوى بهشت مى کشاند... سوگند به آن که مرا به حق ، به رسالت مبعوث کرد، هر کس درى از خیر و نیکى در این روز بگشاید به شاخه اى از شاخه هاى درخت طوبى در آویخته که او را به بهشت مى رساند... .
پس هر کس در این روز براى خدا نماز مستحبى بخواند، به شاخه اى از شاخه هاى آن درآویخته .
و هر کس در این روز، روز بدارد، به شاخه اى از آن چنگ زده است .
و هر کس از ستمى که بر او شده در گذرد، به شاخه اى از آن درخت درآویخته .
و هر کس میان زن و شوهرى یا فرزند و پدرى یا میان زن و مرد خویشاوندى و یا زن و مرد همسایه اى یا میان زن و مرد بیگانه اى صلح دهد، به شاخه اى از شاخه هاى درخت طوبى درآویخته است .
و هر کس از دین بیچاره اى که به او مدیون است سبک گیرد و به او سخت نگیرد و از آن بگذرد، به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس در حساب خود نظر کند و بدهى گذشته دور خود را ببیند که صاحبش از گرفتن آن ماءیوس شده است و آن را ادا نماید به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس یتیمى را کفالت و سرپرستى کند، به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس سفیهى را از عرض و آبروى مؤ منى باز دارد (که آبروى او را نریزد) به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس همه قرآن ، یا مقدارى از آن را بخواند، به شاخه اى از شاخه هاى آن درآویخته است .
و هر کس ذکر خدا را بگوید و نعمتهاى او را به یاد آورد و او را به خاطر نعمتهایش شکر گزار باشد به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس از بیمارى عیادت کند، به شاخه اى از آن درآویخته است .
و هر کس در این روز به تشییع جنازه اى برود، به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس در این روز مصیبت زده اى را آرامش دهد، به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .
و هر کس در این روز به پدر و مادرش نیکى رساند، به شاخه اى از آن درخت درآویخته است .

و هر کس پدر و مادرش را قبل از این روز به خشم آورده باشد و در این روز آنان را خشنود سازد، به شاخه اى از شاخه هاى آن درخت درآویخته است و همچنین هر کس که کارى از کارهاى خیر را در این روز انجام دهد به شاخه اى از شاخه هاى درخت طوبى درآویخته است ... و سوگند به آن که مرا به حق به رسالت مبعوث ساخت ، آنان را که به درخت طوبى درآویخته اند مى بینم که چگونه شیاطین براى فریبشان در کمین اند و فرشتگان الهى بر آنان حمله ور مى شوند و آنان را به سختى نابود مى سازند و طردشان مى کنند.


دوشنبه 91 تیر 19 , ساعت 1:24 عصر

 

علت بهره وری پایین تعدادی از دانش آموزان عادتهای غلط آنها هنگام مطالعه است. این دسته از دانش آموزان بدون این که خود متوجه باشند با عادتهای غلطشان مانع افزایش بهره وری خود در زمان مطالعه می شوند و به اشتباه هوش و حافظه خود را مقصر اصلی معرفی می کنند. شاید شما نیز بدون این که خود متوجه باشید یکی از دانش آموزانی باشید که ناخودآگاه مرتکب یکی از اشتباهات زیر می شوید ، ولی فکر می کنید که اشکال از هوش و حافظه شماست. برای پی بردن به معمولی ترین اشتباهاتی که دانش آموزان مرتکب آن می شوند به برخی از عادت های غلط در هنگام مطالعه نگاهی بیندازید. غلطگیری از روج های رایج مطالعه را از محل مطالعه آغاز می کنیم. بسیاری از دانش آموزان پارک را برای خواندن دروس روزانه خود انتخاب می کنند. چقدر با این روش موافق هستید؟

پارک جای مطالعه درس نیست

اگر چه پارک محیطی طبیعی و مناسب برای مطالعه به نظر می رسد و خیلی از دانش آموزان از به آن عنوان مکان مطالعه استفاده می کنند ، اما واقعیت این است که پارک برای مطالعه محیطی کاملا نامناسب است. پارک عوامل حواس پرتی فراوان دارد: رفت و آمد ، بازی و سر و صدای بچه ها ، مناظر زیبا و... همه و همه هنگام مطالعه به سراغ دانش آموزان می آیند و حواس آنها را پرت می کنند. ضمن آن که شما در کودکی شرطی شده اید که پارک جای بازی یا استراحت است و همین زمینه ذهنی قبلی مانع تمرکز حواس کافی برای مطالعه می شود. شاید این که شما در پارک هنگام مطالعه خیلی زود خوابتان می گیرد یا متوجه و غرق بازی بچه ها می شوید ، به علت همین زمینه ذهنی باشد. نکته دیگر این که طبیعت همیشه تفکر برانگیز است و شما در پارک با مظاهر طبیعی زیادی روبه رو هستید که ذهن شما بسرعت درگیر آنها و در نتیجه حواس شما از موضوع مطالعه پرت می شود.

موسیقی و مطالعه نباید همزمان باشد

تحقیقات نشان داده است که موسیقی ملایم و آرام بخش و بدون کلام توانایی یادگیری را افزایش می دهد و خیلی از دانش آموزان به خاطر برداشت نادرستی که از این موضوع داشته اند هنگام مطالعه به موسیقی گوش می دهند. باید تاکید کرد که گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی یک عامل حواس پرتی بسیار کارا و موثر را در اختیار ذهن گذاشتن ؛ اما پیش از آن لازم است متذکر شد که موسیقی زمانی چنین تاثیری دارد که شما با تمرکز حواس به آن گوش فرا دهید. هنگام مطالعه شما باید بر مطالب متمرکز باشید و ذهن نمی تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد ، در نتیجه وقتی شما هنگام مطالعه برای خود موسیقی پخش می کنید یا توجه شما به موسیقی معطوف است در این صورت کلا حواستان از مطالعه پرت شده یا توجه شما معطوف به مطالب درسی است که در این صورت متوجه موسیقی نیستید و در نتیجه موسیقی ، آن تاثیرات را روی شما نخواهد داشت و به این ترتیب یک عامل حواس پرتی قوی خواهد شد.
موسیقی آرام و بدون کلام پیش از مطالعه به آرامش ذهنی شما کمک می کند و توان یادگیری شما را افزایش می دهد ، چرا که موجب ایجاد خلائ ذهنی می شود. نکته دیگر آن که گوش کردن به موسیقی پس از مطالعه هم خوب است ، اما به هیچ عنوان همزمان با مطالعه موسیقی گوش نکنید و از گوش دادن به موسیقی های تند خودداری کنید.

مطالعه در محیط ساکت غلط است

یکی از باورهای نادرست برخی دانش آموزان این است که برای داشتن تمرکز حواس باید در محیط ، سکوت مطلق برقرار باشد. واقعیت این است که هر چه محیطی ساکت تر باشد ، برای تمرکز حواس بهتر است و ما محیطی را انتخاب می کنیم که سر و صدای کمتری داشته باشد ؛ اما به هیچ عنوان در جستجوی محیطی نیستیم که سکوت مطلق در آن برقرار باشد. سکوت هم نسبی است. سر و صدای محیطهای مختلف با هم متفاوت است.
بهترین مکان برای مطالعه جایی است که سرو صدا در آن از بقیه جاهای دیگر کمتر باشد. مثلا اگر اکنون شما می خواهید مطالعه کنید و تنها مکانی که در اختیار دارید، اتاقی است که در آن تلویزیون روشن است مسلما این محیط ایده آل نیست ؛ اما شما می توانید در دورترین نقطه اتاق از تلویزیون و پشت به آن بنشینید و مطالعه کنید. در این حالت شما از بهترین شرایط ممکن برای مطالعه استفاده کرده اید. یک نکته دیگر این که اساسا مطالعه در جای کاملا ساکت غلط است. شما این گونه به محیط بسیار ساکت عادت می کنید و شرطی می شوید که فقط در چنین مکانهایی مطالعه کنید. آن وقت در محیطهای دیگر با کوچکترین سر و صدایی تمرکز شما به هم می ریزد و ایجاد تمرکز دوباره برایتان مشکل می شود. در محیط منزل ، در مدرسه ، دانشگاه و محل کار هر جا که هستید نسبتا ساکت ترین مکان را برای مطالعه انتخاب کنید

نیمه شب مطالعه نکنید

آرامش ، خواب و استراحت کافی بخصوص در شب ، برای پرورش توانایی های ذهنی و تمرکز حواس و حافظه خیلی موثر است. در هیچ شرایطی ، نیمه شب مطالعه نکنید. با این توجیهات که من به مطالعه در شب عادت دارم ، سکوت منزل هنگام شب بیشتر است و... خود را متقاعد نکنید که در شب بهتر مطالعه می کنید ؛ چرا که شارژ عصبی و مغناطیسی بدن ، شب هنگام انجام می گیرد و شما با بی خوابی در شب خود را از شارژ عصبی مغز محروم می کنید ، بنابراین هر چقدر به مطالعه در نیمه شب عادت دارید ، از این پس دیگر نیمه شب مطالعه نکنید.
خودتان را عادت دهید که روز یا اول شب مطالعه کنید. نکته دیگر این که توجه داشته باشید هنگام خواب یا استراحت عمیق شب آنچه را که در طول روز خوانده اید ، پردازش ذهنی می شود و در مغز عمل جایگزینی صورت می گیرد. شما به هیچ وجه هنگام خواب وقت تلف نمی کنید ، بلکه ذهن شما ناخودآگاه به تثبیت آموخته های روز می پردازد.

با معلم رقابت نکنید

هر چند مطالعه اجمالی پیش از ورود به کلاس برای درک بهتر مطالب مزایایی دارد ، ولی کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس می تواند یک اشکال بزرگ نیز تولید کند و آن رقابت با استاد یا به عبارتی به مبارزه طلبیدن معلم است. به این ترتیب دانش آموز ذهن خود را مدام متوجه دانسته های خود می کند و منتظر می ماند تا در اولین فرصت آنها را بیان کند یا این که بعمد سوالی می پرسد تا فقط نشان دهد مطالب را پیشاپیش می داند. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقه مندی برای تمرکز حواس در کلاس و گوش دادن و یادگرفتن بیشتر و نه برای خودنمایی در کلاس است.
برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را پیش از کلاس روی کاغذی بیاورید و بالای آن بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز ، اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتی شما این جمله را یادداشت می کنید در خود میل بیشتری برای یادگیری ایجاد می کنید و با خود عهد می بندید که در کلاس زیاد صحبت نکنید. فراموش نکنید که شما به عنوان یک دانش آموز باید یک شنونده فعال باشید نه یک سخنران مبارز.

خودتان را با معلم مقایسه نکنید

به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس ، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این مقایسه ، ذهن شما را به خود مشغول می کند و برای چند دقیقه حواس شما را پرت می کند. مقایسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتی که سر کلاس از معلم می گیرید ، فقط باید در چند دقیقه پایانی کلاس یا حتی پس از آن صورت گیرد. اگر سر کلاس این مقایسه را انجام دهید ، چه احساس کنید که دانسته شما و اطلاعات معلم در یک سطح است و چه احساس کنید این دو با هم تفاوت دارند ، تمرکز خود را از دست می دهید و حواستان پرت می شود.در حالت اول هیجان ذهنی عامل حواس پرتی شماست و در حالت دوم ، احساس متفاوت بودن دانسته های قبلی شما از اطلاعات معلم ، ذهن شما را تحریک می کند که سوالی از معلم بپرسید و حتی شاید تمایل پیدا کنید که به نوعی دانسته های خودتان را توجیه کنید که این موجب حواس پرتی شما در سر کلاس و کاهش میزان یادگیری می شود.

پس از غذا و ورزش مطالعه نکنید

تعدادی از دانش آموزان پس از خوردن غذا و تعدادی دیگر پس از انجام تمرین های سنگین ورزشی بلافاصله به مطالعه خود ادامه می دهند. مطالعه پس از خوردن غذا باعث عدم تمرکز می شود. مغز شما برای فعالیت های ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیاز دارد و این اکسیژن را از خون می گیرد و جریان خون شما پس از غذا خوردن تا حدود 1.5 ساعت بیشتر متوجه اندام های گوارشی است تا مغز.
به همین علت است که شما پس از غذا خوردن بیشتر تمایل دارید استراحت کنید تا این که فعالیت های فکری انجام دهید. دست کم یک ساعت پس از صرف غذا از مطالعه کردن اجتناب کنید ، در حالی که مطالعه پس از ورزش نیز بازده زیادی به همراه ندارد. تعدادی از دانش آموزان پس از یک ورزش سنگین با همان خستگی و بدن عرق کرده ، شروع به مطالعه می کنند و انتظار دارند با این هیجان فیزیکی تمرکز حواس هم داشته باشند. چنین چیزی غیر ممکن است ولی این دسته از دانش آموزان بدون آگاهی داشتن از این موضوع ، هوش و حواس خود را متهم می کنند و می گویند: حافظه ام ضعیف است ، حواسم پرت است و... واقعیت این است که نباید از خودتان انتظار بیجا داشته باشید. مسلم است که با حالتهای منفی مانند خستگی ، گرسنگی و بی خوابی و هیجان فراوان نمی توانید تمرکزی عالی داشته باشید و این عدم تمرکز کاملا طبیعی است. هیچ دانش آموزی نمی تواند در حالت خستگی پس از ورزش تمرکز حواس داشته باشد. شما باید ابتدا استراحت کنید ، آرام شوید و پس از ایجاد حالت یادگیری مطالعه را شروع کنید.

مطالب درسی را روی هم انبار نکنید

یک ضرب المثل قدیمی ایرانی می گوید که کار امروز را به فردا مسپار. متاسفانه تعدادی از دانش آموزان اصلا توجهی به مفهوم این ضرب المثل و نقش و اهمیت آن در زندگی تحصیلی خود نمی کنند. بی توجهی به مطالعه منظم و روزمره باعث می شود شما مجبور شوید حجم زیادی از مطالب درسی را شب امتحان مطالعه کنید. یکی از عمده ترین مسائلی که باعث اضطراب می شود ، انباشته شدن دروس برای شب امتحان است. مسلما وقتی شما در طول سال تحصیلی مطالعه نمی کنید و همه مطالب را برای شب امتحان انبار می کنید ، با یک ضرب العجل و فشار عصبی و اضطراب مواجه می شوید که بیش از هر عامل دیگری ، میزان تمرکز فکری و یادگیری شما را کاهش می دهد. متخصصان مطالعه و یادگیری بشدت بر این موضوع تاکید می کنند که مهمترین عامل تخریب حافظه و عدم دستیابی به تمرکز عالی ، اضطراب است.
برنامه ریزی درسی ، مطالعه در طول سال تحصیلی و استفاده بهتر از زمان و البته آسودگی شب امتحان از تمام اضطراب های کاذب جلوگیری می کند. اضطراب در بسیاری از موارد از تصورات نگران کننده دانش آموزان درباره خودشان نشات می گیرد ، یعنی با این که شما درس خود را می خوانید و اهل مطالعه هستید ، مدام تصور نگران کننده ای از خودتان در ذهن دارید که بازده فعالیت ذهنی شما را کاهش می دهد و به حافظه و تمرکز شما لطمه وارد می کند.
بهترین و آسان ترین شیوه برای مقابله با این اضطراب کاذب انجام تمرینات تلقین تجسمی است که بی جهت ساده گرفته می شود. یکی از بهترین روشها برای مقابله با این گونه اضطراب ها این است که این جملات را برای خود تکرار کنید: من با تمرینات عالی ام روز به روز تمرکز بیشتری پیدا می کنم. من سرشار از آرامشم و در این آرامش ، تمرکز جاری است. حافظه ام بسیار عالی است و روز به روز بهتر می شود. در لحظاتی که این جملات را می گویید و تکرار می کنید، خود را در ذهن خود ببینید. خود را در جلسه امتحان ببینید که در نهایت آرامش نشسته اید ، برگه امتحان در دست شماست ، همه جوابها را می دانید و به همه پرسشها با آرامش کامل و شادی فراوان جواب می دهید.این تصویر را شبها خصوصا پیش از خواب ، بوضوح در ذهن خود ببینید و از آن به شوق بیایید. پس از مدتی که تلقین و بیان عبارت های تاکیدی بالا را صبح و ظهر و شب انجام دادید و بویژه تصویر ذهنی مثبت خود را هر شب مجسم کردید ، هم اعتماد به نفس و روحیه تان عالی می شود و هم میزان تمرکز ، حافظه و یادگیری تان بهبود می یابد.

دوشنبه 91 تیر 19 , ساعت 12:43 عصر

آب آبادانی می‌آورد.
«و جعلنا من الماء کلّ شیء حیّ ؛ و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم ».(سوره انبیاء،آیه 30)
آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.
«لو کان فیهما ءالهة الا الله لفسدتا ؛ اگر در آسمان و زمین جز الله خدایان دیگری بود، فاسد می شدند نظام جهان به هم می‌خورد».(سوره انبیاء، آیه 22)
از تو حرکت از خدا برکت.
«و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغماً کثیراً و سعة ؛ کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امن فراوان و گسترده‌ای در زمین می‌یابد».
(سوره نساء، آیه 100)
از آنجا مانده و از این جا رانده.
«خسر الدنیا و الأخرة ؛ در دنیا و آخرت زیان دیده است».(سوره حج، آیه 11)
از ترس قالب تهی کردن.
«کالذی یغشی علیه من الموت ؛ که گویی می‌خواهند قالب تهی کند».(سوره احزاب، آیه 19)
هر گلی بزنی به سر خودت زده‌ای.
«ان احسنتم احسنتم لأنفسکم ؛ اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می‌کنید».(سوره اسراء، آیه 7)
هفت جان دارد.
«فمثله کمثل الکلب ؛ مثل او همچون سگ است».(سوره اعراف، آیه 176)
ماه زیر ابر پنهان نمی‌ماند.
«الان حصحص الحق ؛ اکنون حقیقت آشکار شد».(سوره یوسف، آیه 51)
ما را به خیر و شما را به سلامت.
«لکم دینکم و لی دین ؛ دین شما برای خودتان و دین من برای خودم».(سوره کافرون، آیه 6)
گربه دستش به گوشت نمی‌رسید، می‌گفت گوشت بو می‌دهد.
«بل کذّبوا بما لم یحیطوا بعلمه ؛ این منکران انکار چیزی را می‌کنند که علمشان به او احاطه نیافته».(سوره یونس، آیه 39)
کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می ‌رسد.
«و جاء اخوة یوسف فدخلوا علیه فعرفهم و هم له منکرون ؛ و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند.او آنان را شناخت ولی آنان او را نشناختند».(سوره یوسف، آیه 58)
عجله کار شیطان است.
«فوکزه موسی فقضی علیه قال هذا من عمل الشیطان ؛ پس موسی مشتی به او زد و او را کشت.گفت این کار شیطان است».(سوره قصص، آیه 15)
به دعای گربه سیاه، باران نمی‌بارد.
«و ما دعاء الکافرین الا فی ضلال ؛ و دعای کافران جز در گمراهی نیست(و مستجاب نمی‌شود)».(سوره رعد، آیه 14)
اگر علی ساربان است می‌داند شتر را کجا بخواباند.
«الله اعلم حیث یجعل رسالته ؛ خداوند آگاه‌تر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد».(سوره انعام، آیه 124)
بی‌گدار به آب نزن.
«و لاتلقوا بایدیکم إلی التهلکة ؛ و خود را با دست خود به هلاکت نیندازید».(سوره بقره، آیه 195)
یک دست صدا ندارد.
«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید».(سوره آل عمران، آیه 103)


یکشنبه 91 تیر 18 , ساعت 8:23 صبح

برای هر روز از ماه، گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است. گفتار را چند بار تکرار کنید. دفعه اول با صدای بلند، بعد آرام تر، بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید. با هر بار تکرار بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخودآگاه تان شود. به تدریج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد که اگر بخواهید آنها را طی یک دوره یاد بگیرید، در پایان حقایق ارائه شده با شما یکی خواهد شد. آن صفحه ای که گفتار روزتان هست، طی روز باز کنید و در هر فرصت آن را مرور کنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید. شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کیند. سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنید.

روز اول
 

دوستانت را تحسین کن بی آن که بدانند چه احساسی نسبت به آنها داری.

روز دوم
 

برای یافتن دوستان صمیمی، باید اول خودت یک دوست باشی.

روز سوم
 

نیازهای دیگران را بر نیازهای خودت مقدم بدان.

روز چهارم
 

هنگام صحبت کردن با دوستان، حواست کاملاً جمع آنها باشد.

روز پنجم
 

بیشتر گوش کن تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

روز ششم
 

از دیگران توقع نداشته باش.

روز هفتم
 

دیگران را بی قید و شرط دوست بدار.

روز هشتم
 

میان دوستانت تفاوت قائل شو. صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندی تصنعی ترجیح بده.

روز نهم
 

مرتب دیگران را سرزنش نکن.

روز دهم
 

حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکن و اما به آنها فرصت ده که احساس خود را بیان کنند.

روز یازدهم.
 

در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باش.

روز دوازدهم
 

هیچ وقت اشتیاق دوستانت را نسبت به مسایل مختلف تحقیر نکن.

روز سیزدهم
 

به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار.

روز چهاردهم
 

تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیر.

روز پانزدهم
 

محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کن.

روز شانزدهم
 

دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کن، نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی.

روز هفدهم
 

شادی هایت را با دیگران تقسیم کن.

روز هجدهم
 

همیشه افکار مثبت در سر داشته باش خصوصاً هنگام بروز سوء تفاهمات.

روز نوزدهم
 

هرگز دوستانت را قضاوت نکن، بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببین.

روز بیستم
 

دوستانت را همان طور که هستند بپذیر و سعی نکن آنها را به دلخواه خودت بازآفرینی کنی.

روز بیست و یکم
 

از سعادت دوستانت شاد باش و هرگز وضعیت خود را با آنها مقایسه نکن.

روز بیست و دوم
 

در غم و ناراحتی دوستانت شریک باش و به آنها دلگرمی بده.

روز بیست و سوم
 

حامی حقوق دوستت باش حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.

روز بیست و چهارم
 

روی حرفت بایست، به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.

روز بیست و پنجم
 

در معاشرت با دوستان خود رشد کن و آگاهی ات را افزایش بده.

روز بیست و ششم
 

روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کن.

روز بیست و هفتم
 

عشق خداوند را در صدر دوستی ها قرار بده.

روز بیست و هشتم
 

همیشه حامی و پشتیبان دوستانت باش.

روز بیست و نهم
 

به تنش های موجود در رابطه ات بها نده و کارهایی بکن که دوستی ات تقویت شود.

روز سی ام
 

برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند.


دوشنبه 91 تیر 12 , ساعت 6:56 صبح

دوستان سعی کنند در همه اوقات - به خصوص در ماه رمضان - تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این که بی فایده باشد - بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب  مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریممنبع:بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت، 17/07/1384.

ضیافت خاصان پروردگار

شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است و جا دارد که مَؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریک بگویند و یکدیگر را به استفاده هر چه بیشتر از این ماه توصیه کنند. چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسان‌ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.  منبع:آیة الله خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران 10/01/1369

درهای آسمان، درهای بهشت

 در روایت داریم که درهای آسمان در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی رابطه قلبی انسان با خدا در این ماه آسان‌تر از همیشه است. در روایت داریم که درهای بهشت در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی به برکت روزه و توجه و خشوعی که لازمه روزه است، فرصت و توفیق کار نیک برای انسان وجود دارد. البته فرصت به معنای تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو می‌کند، نیست؛ اراده و دنبال‌گیری و خواست و حرکت ما را لازم دارد. در هر حال این فرصت وجود دارد و ما می‌توانیم از آن بهره ببریم و استفاده کنیم. منبع:آیة الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 20/08/1381.

قطعه‌ای از بهشت

ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیای مادی ما، آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفره الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه سال را و بعضی همه عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هر کس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. این ماه رمضان است. ماه ضیافت الله است. ماه لیلة القدر است. منبع:بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیان و مبلغان اعزامی به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، 17/11/1372.

رمضان؛ ماه همواری راه

ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛

گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است

گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یک جا هم می‌رسید به فرودگاهی که هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار کرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از معارض قرار داده است. این روزه‌یی که شما می‌گیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر می‌کشد؛ این عبادت‌ها، این دعاها، این خشوع‌ها، این ذکرها و این لیلة القدر همان وسایل همواری است که شما را فرسنگ‌ها جلو می‌برد؛ راهی را که در طول سال و در ماه‌های دیگر گاهی یک متر یک متر باید طی کنیم، می‌توانیم اگر همت کنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی کنیم؛ لذاست که شما می‌بینید اولیای خدا از مژده رسیدن ماه رمضان خرسند می‌شدند و از فراق ماه رمضان اشک‌هایشان سرازیر می‌شد.

 منبع:بیانات آیة‌الله خامنه ای ، در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 24/08/1383.

عروج و اعتلای روح

مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

 منبع:سخنرانی آیة الله خامنه‌ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه رمضان) 18/01/1369.

محروم واقعی

این، چیز  کمی نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این ماه [رمضان] را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی بهره خواهند ماند و واقعاً این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم». (عیون اخبار الرضا، ج1، ص230) محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.

منبعسخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر، 07/02/1369.

نوافل را بخوانید

این نوافل سی و چهار رکعتی که برای نمازهای روز و شب وارد شده است، بسیار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبی است. ما غالباً اهل نوافل نیستیم. ولی ماه رمضان که می‌شود، چه مانعی دارد؟ کدام کار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار رکعت نماز ظهر است، قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله دارد؛ چهار دو رکعتی. چهار رکعت نماز عصر است و قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله نماز عصر است. این نوافل را بخوانید. همچنین نوافل مغرب را که از اینها مهم‌تر است؛ و نیز نوافل شب که یازده رکعت است. همچنین نافله صبح که دو رکعت است. کسانی هستند که در ایام معمولی سال، برایشان مشکل است پیش از اذان صبح برای نماز شب بیدار شوند. ولی در این شب‌ها، به طور قهری و طبیعی بیدار می‌شوند. این یک توفیق الهی است. چرا از این توفیق استفاده نکنیم؟ ان شاء الله فرصت‌های ماه رمضان را مغتنم بشمارید.

 منبع:بیانات مقام معظم رهبری در روز اول ماه مبارک رمضان، 04/12/1371.

راه، نزدیک است
ماه رمضان، ماهی است که می‌شود با تذکر و توجه در آن، به جبران کرده‌های ناپسند پرداخت. در «دعای ابو حمزه»، عبارتی بسیار تکان دهنده وجود دارد؛ که آن عبارت، این است: «واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقک الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض می‌کند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و می‌دانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است... .» بیانات آیة‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 14/11/1373.

کسانی که همهمه جهنم را نمی‌شنوند

امام سجاد (سلام الله علیه) در دعای ابوحمزه - که دعای خیلی با حال و خوبی است -  ترس از قیامت را تشریح می‌کنند: «ابکی لخروجی عن قبری عریاناً ذلیلاً حاملاً. ثقلی علی ظهری»؛ امروز می‌گریم برای وقتی که عریان و ذلیل و بار سنگین عمل بر دوشم از قبر بیرون می‌آیم. «انظر مرّةً عن یمینی و اخری عن شمالی اذ الخلائق فی شأن غیر شأنی لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة»؛ یک عده چهره‌هاشان خندان است و خشنود و خوشحال و سربلندند. اینها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در دنیا از پل صراطی که حقیقت و باطنش در آنجاست و مثال آن در اینجاست، توانسته‌اند رد شوند.  این پل صراط، پل عبودیت، پل تقوا و پل پرهیزگاری است؛ «و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»؛ صراط این دنیا، همان صراط روی جهنم است. «انک علی صراط مستقیم» ی که به پیغمبر می‌فرماید، یا «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»، همان صراط روی جهنم است. اگر اینجا ما توانستیم از این صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور کنیم، گذر از آن صراط آسان‌ترین کار است؛ مثل مؤمنین که مانند برق عبور می‌کنند. «انّ الذین سبقت لهم منا الحسنی  اولئک عنها مبعدون لا یسمعون حسیسها»؛ اصلاً اینها همهمه جهنم را هم نمی‌شنوند؛ «و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون لا یحزنهم الفزع الاکبر.» فزع اکبر، یعنی دشوارترین ترسی که ممکن است برای انسان پیش بیاید. مؤمنین با همین ابعاد جسمانی و روحانی و نفسانی، فزع عظیمی که در آنجاست، «لا یحزنهم الفزع الاکبر»؛ اینها را محزون و اندوهگین نمی‌کند؛ اینها از این صراط عبور کرده‌اند. منبع:بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام، 06/08/1383

انس با قرآن

این ماه [رمضان]، ماه ضیافت الهی است. پذیرایی خداوند از بندگان خود در این ماه - که یک پذیرایی معنوی است - عبارت است از گشودن درهای رحمت و مغفرت و مضاعف کردن اجر و ثواب اعمال خیری که بندگان در این ماه انجام می‌دهند. روزه ماه رمضان هم یکی از مواد همین ضیافت عظیم الهی است، که مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبی روزه‌دار است.

این ماه [رمضان]، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند. بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمی‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتی کسانی هم که زبان قرآن، زبان آنهاست و آن را می‌فهمند، به خاطر عدم تدبر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنات نمی‌شوند و انس نمی‌گیرند. می‌بنید که آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (سوره نساء، 141) یعنی خداوند مؤمنین را زیر دست و زبون کفار قرار نداده است در کشورهای عربی و به وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده می‌شود، اما به آن عمل نمی‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر [نمی‌کنند]؛ لذا کشورهای اسلامی عقب مانده‌اند. منبع:بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 29/07/138

 


سه شنبه 91 خرداد 9 , ساعت 10:32 صبح

آیا تا به حال با خود اندیشیده‌اید که چرا بسیاری از مواقع نمی‌توانیم از اوقات و لحظات خود لذت ببریم؟ اغلب ما نمی‌توانیم به خوبی تمام توجه خود را فقط روی کاری متمرکز کنیم که در لحظه انجام می‌دهیم یا آن را تجربه می‌کنیم.


 در واقع ما نسبت به لحظات و اوضاع کنونی‌مان توجه و آگاهی نداریم. توجه و آگاهی، شما را کاملا در لحظه واقعی قرار می‌دهد که می‌تواند یک تجربه معمولی مثل قدم زدن، بازی کردن با فرزندان یا صمیمیت با دوستان را به لحظه‌ای تبدیل کند که می‌توانید از آن لذت ببرید. بی‌توجهی ما به کاری که می‌کنیم و لحظه‌ای که در آن هستیم باعث می‌شود دائم اشتباهاتمان را تکرار کنیم و هرگز نسبت به اشتباهات خود آگاه نباشیم. مثلا سال‌ها در دوستی که به نفع‌مان نیست باقی بمانیم یا مدت‌ها به انجام کاری بپردازیم که اصلا علاقه‌ای به آن نداریم یا سودی برایمان ندارد. هنگامی که نسبت به شرایط خود بی‌توجه هستیم و آگاهی‌مان را بالا نمی‌بریم اصلا متوجه نمی‌شویم که واقعا مشکل‌مان چیست. مقاله زیر به ما می‌آموزد چگونه از زندگی‌مان بیشتر لذت ببریم.


بی‌توجهی و ناآگاهی ما باعث می‌شود پیام‌هایی را که بدن‌مان تلاش می‌کند به ما بدهد نادیده بگیریم. مثلا وقتی دچار سوءهاضمه یا سردردهای مزمن می‌شویم آنقدر نسبت به آنها بی‌توجهی، می‌کنیم تا عاقبت صدمه و آسیبی جدی به خود وارد می‌آوریم. در واقع بی‌توجهی یک عادت ذهنی ناسالم است که بسیاری از ما اکثر مواقع از آن رنج می‌بریم. وقتی در بی‌آگاهی به‌سر می‌بریم، تمام لحظات واقعی و لذت ناشی از بودن در آنها را از بین می‌بریم. ما معمولا روزها، ماه‌ها و سال‌ها را پشت‌سر می‌گذاریم؛ بدون آنکه توجه کنیم کجا هستیم فقط می‌خواهیم بدانیم در انتها به کجا می‌رسیم. اما همیشه در تعجبیم که چرا هیچ وقت به جایی نمی‌رسیم که در آنجا احساس رضایت داشته باشیم!


زندگی در فردا


عده زیادی از ما آنقدر در زندگی برای فردا و زندگی در آینده و دائم به فکر آینده‌بودن مهارت پیدا کرده‌ایم که اغلب وقت بسیار کمی روی زمان حال خود صرف می‌کنیم. ما برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم و نگران آن هستیم اما فراموش می‌کنیم از آنچه واقعا در هر لحظه و تمام لحظات رخ می‌دهد، لذت ببریم.

 زندگی در زمان حال


ما کتاب‌های زیادی می‌خوانیم و مطالعات زیادی می‌کنیم تا آمادگی بیشتری برای زندگی کردن داشته باشیم اما برایمان سخت است که از فرایند زنده بودن در همین لحظه برخوردار شویم. اشکال زندگی‌کردن در آینده این است که عادت می‌کنیم به لحظه‌ای که در آن هستیم بی‌توجه باشیم و به راحتی آن را از دست بدهیم! بنابراین هنگامی هم که اتفاقاتی که برای آنها برنامه‌ریزی کرده‌ایم رخ می‌دهند (مثلا تعطیلات، بازنشستگی یا...) نمی‌دانیم چطور از آنها لذت ببریم.


در واقع ما یاد گرفته‌ایم چطور همیشه در نگرانی اتفاقات مهم آینده، لحظات حال را نابود کنیم و از بین ببریم. بنابراین این کاملا طبیعی است که دائم احساس یأس و نارضایتی می‌کنیم. آنچه این روند را مشکل‌تر می‌کند، این است که زمان در زندگی ما به سرعت می گذرد. عصر روزهای تعطیل یکی پس از دیگری سپری می‌شود، سال نو می‌آید و همچنان سن‌مان بالا می‌رود و ما در این فکریم که واقعا چه زود گذشت! فرزندانمان را می‌بینیم که درس‌شان تمام می‌شود و تشکیل خانواده می‌دهند اما ما احساس می‌کنیم انگار همین دیروز بود که کودکی بودند که ما برایشان قصه می‌خواندیم یا به آنها یاد می‌دادیم چطور درست غذا بخورند و... .


مسلم است که ما نمی‌توانیم از سرعت‌زمان بکاهیم و جلوی آن را بگیریم و متوقفش سازیم. ما از لحظه‌ای که متولد می‌شویم تغییر می‌کنیم تا به انتهای زندگی‌مان می‌رسیم اما با تجربه لحظه‌های بیشتر، به‌طور کامل و آگاهانه می‌توانیم زمان را به شکل پرمعناتری تجربه کنیم. بسیاری از ما همیشه در فکر رسیدن به زمانی هستیم که بتوانیم از آن لذت ببریم و خوشبختی بیشتری را تجربه کنیم ولی معمولا برای به‌دست آوردن خشنودی واقعی مسیر اشتباهی را طی می‌کنیم و از تجارب دیگران برای داشتن یک زندگی هدفمند و با معنی نیز بهره‌ای نمی‌گیریم. تصاویری که ما از خوشبختی داریم اغلب ریشه در ذهنیات غلط ما دارد؛ از این رو ما انتظارات بسیار غیرواقعی از خوشبختی در ذهن خود ایجاد کرده‌ایم و آن را اتفاقی بزرگ می‌دانیم که همیشه باید منتظر آن بمانیم.


فرض کنید مدت‌ها در انتظار رسیدن به ترفیع شغلی هستید یا به خانه‌ای که همیشه رویای داشتن آن را داشته‌اید، نقل مکان می‌کنید و... در این صورت حالا باید احساس خوشحالی کنید و بتوانید کاملا از لحظات خود لذت ببرید ولی شاید در این هنگام حس کنید خسته‌اید یا فقط حالتان خوب است یا شاید اصلا هیچ احساسی نداشته باشید!به این ترتیب، ملاحظه می‌کنید که اگر اکنون احساس خوشحالی نمی‌کنید پس حتما باید خوشبختی را در جای دیگری جست‌وجو کنید. اما اگر همیشه تنها در جست‌وجوی خوشبختی باشیم هیچ گاه نمی‌توانیم آن را بیابیم. در واقع خوشبختی را باید در تک‌تک لحظاتی بیابیم که خیلی راحت آنها را از دست می‌دهیم ولی ما طوری با آن برخورد می‌کنیم که انگار خوشبختی نوعی وضعیت است که باید روزی برای ما فراهم شود. اما اگر می‌خواهید بتوانید بیشتر از تک‌تک لحظات خود لذت ببرید، مجبور نیستید منتظر بمانید تا اتفاق خاصی برایتان بیفتد.


حس شادمانی


اگر خواهان این هستید که واقعا لذت و حال خوش را تجربه کنید بهترین راه این است که منتظر هیچ چیز و هیچ‌کس نمانید منتظر نباشید تا آخر هفته بیاید تا شما بتوانید تفریحی داشته باشید. داشتن حال خوب و لذت‌بردن از لحظه‌ها تنها منوط به بودن در تعطیلات نیست. شما حتی می‌توانید هنگام کارکردن و تلاش برای زندگی بهتر نیز از کار و تلاش خود لذت ببرید. هنگامی که در پایان یک روز مقابل تلویزیون نشسته‌اید و کانال‌ها را عوض می‌کنید، وقتی بی‌هدف و بدون اینکه گرسنه باشید دنبال چیزی برای خوردن می‌گردید یا بیهوده در خیابان‌ها قدم می‌زنید، در واقع به دنبال چیزی برای آرام‌کردن خود می‌گردید. اما آنچه شما در جست‌وجوی آن هستید در هیچ یک از مکان‌هایی که به سراغش می‌روید، نیست.

ممکن است واقعا از کاری که طی روز انجام می‌دهید یا از انجام شغلی که دارید، نتوانید لذت ببرید. اما فراموش نکنید. کار شما، شغل شما نیست. کار واقعی شما آن اقدامی است که برای تقویت روح و خود واقعی‌تان انجام می‌دهید. کار واقعی درسی است که شما برای آموختن آن به این دنیا آمده‌اید و کار شما همان هدف شماست. کار واقعی یعنی یاد بگیرید که چگونه رفتاری دلسوزانه با دیگران داشته باشید، چگونه خودتان را حتی با تمام اشتباهات و عیب و نقص‌هایتان دوست داشته باشید، دیگران را ببخشید و خودتان را دوست بدارید. وقتی ندانید هدف یا وظیفه واقعی‌تان چیست، ممکن است از انجام شغل هر روزتان منصرف شوید یا فکر کنید که آن را درست انتخاب نکرده‌اید.


اما بدانید شما هر چقدر هم که شغل کسل‌کننده و ناخوشایندی داشته باشید، معنایش این نیست که نمی‌توانید کاری را که وظیفه اصلی شما در این دنیاست، انجام دهید.هنگامی که بدانید کار واقعی شما چیست می‌توانید در هر زمانی به آن بپردازید. وقتی غذا می‌پزید، به فرزندانتان کمک می‌کنید یا به دیدار دوست‌تان می‌روید، می‌توانید از کاری که می‌کنید لذت ببرید و به آن عشق بورزید. همه ما وظیفه‌ای داریم که فقط خومان می‌توانیم آن را کشف کنیم. در واقع، این اولین مرحله کارتان است که تشخیص دهید هدف، رسالت و استعدادتان چیست.


بهترین راه این است که ببینید چه چیز منحصر به فردی دارید و کدام ویژگی و قابلیت‌هایتان شما را از دیگران متمایز می‌کند و از همانجا می‌توانید شروع کنید.


مرحله بعدی آن است که یاد بگیرید چطور کار واقعی‌تان را انجام دهید. هرچه فرصت‌های بیشتری را برای مشارکت در هدف‌تان فراهم کنید، لحظه‌های بهتری را تجربه خواهید کرد. اگر از کاری که به عنوان شغل‌تان انجام می‌دهید لذت نمی‌برید، خیلی آن را جدی نگیرید و نگذارید به قیمت خراب‌شدن لحظه‌های دیگرتان تمام شود.


جدی گرفتن بیش از حد شغل بدین‌معناست که نمی‌دانید غیر از شغل خود، هدفی هم دارید یا شاید به طور موقت آن را فراموش کرده‌ باشید. وقتی که به اشتباه گمان می‌کنید شغل‌تان همان کار واقعی شماست، دیگر نمی‌توانید از آن لذت ببرید، چون از هر اتفاق کوچکی که در طول روز پیش آید یک مشکل بزرگ می‌سازید. البته این بدان معنا نیست که در شغل‌تان دقت لازم را نداشته باشید یا آن را به بهترین نحو انجام ندهید؛ بلکه سعی کنید در هر صورت و با داشتن هر شغلی، هویت و وظیفه اصلی خود را فراموش نکنید.


گذران لحظات سخت


در زندگی همه ما اوقات دشواری وجود دارند؛ اوقاتی که چیزی را که به خاطر آن سخت تلاش کرده‌اید یا شخصی را که خیلی دوست داشته‌اید، از دست می‌دهید، اوقاتی که فقط می‌خواهید؛ درد و رنج از شما دور شود و هیچ چیز برایتان معنا و مفهومی ندارد و همه چیز دشوار و سخت به نظر می‌رسد.اما فراموش نکنید که اوقات سخت، درک لحظات واقعی را بیشتر در اختیار ما قرار می‌دهد. وقتی با بحران یا سختی روبه‌رو می‌شوید درد و رنج‌ شما آنقدر زیاد می‌شود که لحظه‌ای از آن غافل نمی‌شوید. در این هنگام همه سختی‌های اطرافتان را احساس کنید. بحران‌ها و لحظات سخت، شما را وادار می‌کند که به زندگی، روابط و به خودتان بیشتر توجه کنید.


این شرایط همه جا را برایتان روشن می‌کند تا بتوانید به خوبی آنها را تشخیص دهید. همیشه به خاطر داشته باشید که از درون هر بحرانی، فرصت تازه‌ای برای شروع به سوی شما می‌آید. در واقع تحمل رنج و درد به شما کمک می‌کند که خود واقعی و توانایی‌های نهفته درونی‌تان را- که معمولا از وجودشان اطلاع نداشتید- کشف کنید.البته کار آسانی نیست که اوقات سخت را موهبتی به حساب آوریم و بتوانیم از آنها لذت ببریم. بنابراین هرگز به خاطر اینکه چطور رنج و سختی را تحمل می‌کنید، خودتان را سرزنش نکنید. متنفر بودن از تجربه لحظات سخت و دردناک به این معنا نیست که شما موجود ضعیفی هستید یا آگاهی‌تان کم است اما باید بدانید که هنوز نتوانسته‌اید سخت و محکم در برابر مشکلات بایستید. اگر بتوانید بدون توجه به تمایل‌ یا بی‌میلی به حل مشکلات، آنها را پشت‌سر بگذارید و از میان اتفاقات بگذرید، در می‌یابید که به چه توانایی‌ها و ارزشمندهای جدیدی دست می‌یابید.


عظمت سکوت


آیا تا به حال دقت کرده‌اید که ما معمولا در سکوت و تنهایی است که با معنی‌ترین لحظه‌های خود را پیدا می‌کنیم. سکوت، روح ما را تغذیه می‌کند و قلب‌مان را بهبود می‌بخشد.سکوت، فضایی بین شما و شلوغی ایجاد می‌کند و در این فضا شما بهتر می‌توانید خودتان را بشناسید. در واقع سکوت قدرتی دارد که می‌تواند شما را به مقصدتان برساند.شما باید زمانی را به تنهایی و خلوت با خود اختصاص دهید. در این هنگام می‌توانید به صداهای درون‌تان گوش دهید. اما بیشتر ما سکوت بسیار کمی در زندگی داریم. معمولا در هیاهو و شلوغی‌های زندگی روزانه فرصتی برای سکوت، تنهایی و پرداختن به خود درونی‌مان پیدا نمی‌کنیم.


سکوت یک فضای پذیرش است و زمانی که به آن می‌پردازید، کاری که انجام می‌دهید به مراتب پرمعناتر و مؤثرتر می‌شود.


سکوت سطحی، یک آرامش و آسودگی است که شما را با تمرکزی که پیدا می‌کنید، آرام می‌کند اما سکوت عمیق، قدرت واقعی عشق و آگاهی است که روحتان را تسلی می‌بخشد. بهتر است هر یک از ما مکان خاص و مقدسی را مخصوص خلوت کردن با خود، پرداختن به درون خود و سکوت خود اختصاص دهیم. داشتن این مکان به ما کمک می‌کند تا بتوانیم بهتر به عظمت و شکوه بودن در سکوت پی ببریم. حال این مکان می‌تواند هر جایی باشد؛ بالشی در گوشه اتاق، اتاقی کوچک یا هر جایی دیگر... تنها چیزی همه نیاز دارید، داشتن تمرکز و بودن در لحظه‌ای است که در آن به سر می‌برید.

 


یکشنبه 91 خرداد 7 , ساعت 9:15 صبح

قصد داریم واقعیت‌های مربوط به تجربیات شما از نیمه گمشده زندگیتان را در اختیارتان قرار دهیم. امیدواریم پس از خواندن از مطلب، بفهمید که نیمه گمشده واقعاً یعنی چه و بتوانید از این اطلاعات برای یافتن شادی و خوشبختی در روابطتان استفاده کنید.

♥ واقعیت 1:

برخلاف آنچه از کودکی به شما قبولانده‌اند، شما بیش از یک نیمه گمشده دارید.

♥ واقعیت 2:

شما برای شاد بودن به نیمه گمشده‌تان نیاز ندارید.

♥ واقعیت 3:

قبل از اینکه اجازه دهید کسی دوستتان بدارد، باید اول یاد بگیرید که چطور موجبات شادی خودتان را فراهم کنید.

♥ واقعیت 4:

نیمه گمشده برای رسیدن به تعادل وارد زندگی ما می‌شوند.

♥ واقعیت 5:

نیمه گمشده برای کمک به ما برای پیدا کردن خودِ درونیمان وارد زندگی ما می‌شوند.

♥ واقعیت 6:

نیمه گمشده بین جنسیت‌ها، ملیت‌ها، مذاهب یا دیدگاه‌های سیاسی مختلف تبعیضی قائل نیستند.

♥ واقعیت 7:

نیمه گمشده شما ممکن است همانی باشد که درست کنار گوشتان خوابیده است.

♥ واقعیت 8:

دلیلش این است که عشق به شکل‌ها و اندازه‌های مختلف می‌آید.

♥ واقعیت 9:

ارتباط شما با نیمه گمشده‌تان به خصوصیات ظاهری متکی نیست. مهم نیست که چه ظاهری داشته باشند، مهم درون آنهاست که پیوند شما را مستحکم می‌کند.

♥ واقعیت 10:

ظاهر انسان‌ها فقط یک پوسته است و نیمه گمشده شما درون این پوسته خوابیده است. وضعیت ظاهری شما DNA شماست؛ همان چیزی که پدر و مادرتان موقع تولد به شما بخشیده‌اند. اما هیچ ارتباطی با خودِ روحانی و معنوی شما ندارد. و با کمک این خود است که نیمه گمشده‌تان را می‌یابید.

♥ واقعیت 11:

وقتی برای اولین بار نیمه گمشده‌مان را می‌بینیم، جاذبه‌ای فوری به او حس خواهید کرد.

♥ واقعیت 12:

این یک جاذبه روحانی است که دو روح را به هم متصل می‌کند.

♥ واقعیت 13:

با روی آوردن به خودی درونیتان، فوراً نیمه گمشده‌تان را تشخیص خواهید داد.

♥ واقعیت 14:
نیمه گمشده به دلایل مشخص وارد زندگی ما می‌شود.

♥ واقعیت 15:

نیمه گمشده برای تحسین ما وارد زندگیمان می‌شود.

♥ واقعیت 16:

نیمه گمشده برای کامل کردن ما وارد زندگیمان می‌شود.

♥ واقعیت 17:

نیمه‌ گمشده انواع مختلف دارد و آنها را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد.

♥ واقعیت 18:

این سه دسته‌بندی از این قرارند: کارما، همراه و دوقلو.

♥ واقعیت 19:

حتی ممکن است یک گروه چهارمی هم باشد که شریک گروهی نامیده می‌شود.

♥ واقعیت 20:

نیمه گمشده کارما به زندگی شما می‌آید تا کمکتان کند مشکلی را حل کنید یا شما به او کمک کنید مشکلی را حل کند.

♥ واقعیت 21:

نیمه گمشده کارما ممکن است همکار، یکدوست نزدیک یا یکی ازاعضای خانواده شما باشد.

♥ واقعیت 22:

نیمه گمشده کارما ممکن است حتی حیوان خانگی شما باشد که ارتباطی روحانی با او برقرار کرده‌اید.

♥ واقعیت 23:

نیمه گمشده کارما یکی از متداولترین نوع روابط است و ممکن است در طول زندگی چندین مورد از آن را داشته باشید.

♥ واقعیت 24:

بین دو شریک کارما معمولاً هیچ رابطه جنسی وجود ندارد.

♥ واقعیت 25:

نیمه گمشده همراه کسی است که برای صمیمیت و بچه‌دار شدن به زندگی شما پا می‌گذارد.

♥ واقعیت 26:

این نیمه گمشده کسی است که نهایتاً یا با او ازدواج می‌کنید و یا تا پایان عمر یک رابطه معنوی با او دارید.

♥ واقعیت 27:

اما نیمه گمشده همراه قرار نیست که تا پایان عمر کنار شما باشد و احتمال طلاق وجود دارد.

♥ واقعیت 28:

نیمه گمشده همراه به دلیلی وارد زندگی شما شده است و یکی از این دلایل رشد فردی شماست.

♥ واقعیت 29:

برخلاف نیمه گمشده کارما و دوقلو، رابطه نیمه همراه مستلزم تلاش بیشتر از هر دو جانب است تا رابطه‌ای سالم و دوست‌داشتنی ایجاد شود.

♥ واقعیت 30:

حتی اگر شما و نیمه همراهتان از هم جدا شوید، او هیچوقت به طور کامل از زندگی شما بیرون نخواهد رفت.

♥ واقعیت 31:

سومین گروه نیمه دوقلو است که بیشترین هواخواه را دارد.

♥ واقعیت 32:

نیمه دوقلو هم به دلیلی مشخص وارد زندگی شما می‌شود.

♥ واقعیت 33:

شما نیمه دوقلویتان را طوری تشخیص می‌دهید که انگار او را همه عمر می‌شناخته‌اید.

♥ واقعیت 34:

نیمه دوقلو همتای الهی شماست.

♥ واقعیت 35:

روح همتای دوقلو منعکس‌کننده روح شماست، آن را شناخته و با آن پیوند می‌خورد.

♥ واقعیت 36:

هیچکس نمی‌تواند شما را از همراه دوقلویتان جدا کند.

♥ واقعیت 37:

اما اگر زمان مناسب نباشد، ممکن است همراه دوقلویتان شما را ترک کند و بعدها در یک زمان دیگر برگردد. اما این پیوند هیچوقت شکسته نمی‌شود.

♥ واقعیت 38:

مهمترین و متداولترین عامل پیوند نخوردن با نیمه دوقلو در یک زمان این واقعیت است که هر دو طرف یا یکی از آنها در یک رابطه متعهد هستند.

♥ واقعیت 39:

اما اگر زمان مناسب باشد و هر دو طرف قوی باشند، رابطه با نیمه دوقلو شکل خواهد گرفت.

♥ واقعیت 40:

مهم نیست که کدام دسته از این نیمه‌های گمشده وارد زندگی شما می‌شوند، مسئله مهم این است که هرکدام از آنها به دلیلی می‌آیند و هیچیک مهمتر از دیگری نیست زیرا همه آنها باعث می‌شوند بتوانیم خودِ والاترمان را پیدا کنیم.
واقعیت 41:

 

مهم نیست که چه نوع نیمه گمشده‌ای وارد زندگی شما شود، همه آنها به دلیلی در زندگیتان هستند و معمولاً مهمتر از بقیه هستند زیرا کمکمان می‌کنند به خودِ والاترمان برسیم.

♥ واقعیت 42:

همه ما در زندگی ماموریتی داریم و این به خودمان بستگی دارد که آن ماموریت را پیدا کنیم. نیمه گمشده ما می‌تواند برای رسیدن به آن کمکمان کند.

♥ واقعیت 43:

بعضی‌اوقات نیمه گمشده ما به این دلیل وارد زندگیمان می‌شوند که مشکلی را باید حل کنیم.

♥ واقعیت 44:

اما برای اینکه بتوانیم نیمه گمشده‌مان را پیدا کنیم، باید از درون کامل باشیم. به این معنی نیست که ما نیاز یا مشکلی نداریم. معنی آن این است که می‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم و برای رسیدن به آن هدف تلاش می‌کنیم. نیمه گمشده‌مان ما را در این راه همراهی می‌کند.

♥ واقعیت 45:

نیمه گمشده کسی است که کمکتان می‌کند از نظر معنوی و روحانی رشد کنید تا بتوانید در زندگی به تعادل برسید.

♥ واقعیت 46:

می‌دانید که به این دلیل با نیمه گمشده‌تان ملاقات کرده‌اید که در سطحی کاملاً متفاوت با کسانی که قبلاً دیده‌اید با او ارتباط برقرار کرده‌اید.

♥ واقعیت 47:

نمی‌توانید پیوند با نیمه گمشده‌تان را به اجبار ایجاد کنید. این پیوند یا خودبه‌خود ایجاد می‌شود یا نمی‌شود.

♥ واقعیت 48:

اگر بخواهید به اجبار اینکار را بکنید، راه معنوی شما به سمت یافتن خودِ درونیتان برهم می‌خورد و ظاهر رابطه با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد.

♥ واقعیت 49:

اگر از یافتن نیمه گمشده‌تان دلسرد و ناامید شده‌ باشید، هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد.

♥ واقعیت 50:

اگر برای برآوردن نیازهایتان به دنبال نیمه گمشده‌تان هستید، این اتفاق نمی‌افتد.

♥ واقعیت 51:

یک نفر خاص نیست که نیمه گمشده شما باشد. شما نیمه‌های گمشده مختلفی دارید و هرکدام برای وارد شدن به زندگی شما دلیل خاصی دارند.

♥ واقعیت 52:

حتی می‌توانید در اینترنت هم با نیمه گمشده‌تان آشنا شوید. اما درمورد این رویکرد کمی مراقب باشید.

♥ واقعیت 53:

دلیل آن؟ تنها راه درست برای تشخیص نیمه گمشده‌تان از طریق آشنایی و شناخت است.

♥ واقعیت 54:

نیمه گمشده‌تان شما را در پروژه‌ها و مسئولیت‌های مختلفی که در آن شرکت دارید ترغیب می‌کند.

♥ واقعیت 55:

نیمه گمشده‌تان شما را همانگونه که هستید می‌پذیرد.

♥ واقعیت 56:

نیمه گمشده‌تان در مواقع ناراحتی از شما مراقبت می‌کند و وقتی موفق می‌شوید تحسینتان می‌کند.

♥ واقعیت 57:

نیمه گمشده شما بهترین دوستتان است.

♥ واقعیت 58:

شما با نیمه گمشده‌تان مکالماتی خواهید داشت که شب تا صبح طول خواهد کشید. هر دو شما به حرف‌هایی که طرف‌مقابل می‌زند گوش می‌دهید و انتقاد نمی‌کنید.

♥ واقعیت 59:

در رابطه‌ با نیمه گمشده‌تان باید کارهای مثبت داشته باشید تا رابطه‌تان موفق شود.

♥ واقعیت 60:

اگر خودتان را در شر کارهای بد خلاص نکنید، رابطه‌تان موفق نخواهد بود.

♥ واقعیت 61:

باید به همدیگر احترام بگذارید.

♥ واقعیت 62:

اعتماد یکی از مهمترین خصوصیات رابطه و پیوند با نیمه گمشده است.

♥ واقعیت 63:

اگر اعتماد و اطمینان بین شما نباشد، هیچ چیز نخواهید داشت و بهتر است جدا شوید.

♥ واقعیت 64:

نیمه گمشده‌تان به شما عشقی بدون شرط می‌دهد.

♥ واقعیت 65:

آمار نشان می‌دهد که 53 درصد از افراد یک بار یا بیشتر در زندگیشان خیانت می‌کنند.

♥ واقعیت 66:

یکی از دلایل آن این است که یکی از نیمه‌های گمشده‌شان به دلیلی وارد زندگی آنها شده است.

♥ واقعیت 67:

دلیل آن باید ایجاد شود تا از آن درس گرفته شود.

♥ واقعیت 68:

زندگی یک کلاس درس بزرگ است.

♥ واقعیت 69:

از حدود 10 میلیون ایرانی 40 ساله و بالاتر، بیشتر از یک سوم رابطه‌ای ندارند.

♥ واقعیت 70:

از این 10 میلیون نفر، برخی ترجیح می‌دهند تنها زندگی کنند تا شاید نیمه‌گمشده‌شان را پیدا کنند.

♥ واقعیت 71:

اینها کسانی هستند که شما آنها را "مرحله تجدید قوا" می‌نامید.

♥ واقعیت 72:

کاملاً طبیعی است که در "مرحله تجدید قوا" باشید زیرا در این زمان است که خودی درونیتان را پیدا می‌کنید و می‌فهمید در این مقطع زندگی چه کسی هستید.

♥ واقعیت 73:

پس از "مرحله تجدید قوا"، برای پیدا کردن نیمه گمشده‌تان آماده خواهید بود.

♥ واقعیت 74:

دویست و پنجاه میلیون زن در سراسر دنیا مجرد هستند.

♥ واقعیت 75:

اکثر انسان‌ها کار را دلیل اصلی تنهاییشان می‌دانند. دلیل دوم این است که از جستجو برای عشق خسته شده‌اند.

♥ واقعیت 76:

اولین تبلیغات شخصی آنلاین در سال 1995 انجام شد.

♥ واقعیت 77:

براساس تحقیقی در آمریکا که روی 4600 نوجوان (12 تا 17 ساله) انجام گرفت، بیشتر از 12 درصد از نوجوانان در حال حاضر در روابطی هستند که بیشتر از یکسال از آن می‌گذرد.

♥ واقعیت 78:

براساس همان آمار، بیشتر از نیمی از آنها در عین حال با کسان دیگر هم ارتباط دارند.

♥ واقعیت 79:

براسا همان آمار، حدود 71 درصد از آنها به عشق در نگاه اول اعتقاد دارند.

♥ واقعیت 80:

براساس همان آمار مهمترین مسئله برای آنها شخصیت طرف‌مقابل بوده است.

♥ واقعیت 81:

براساس همان آمار، بی‌وفایی و خیانت مهمترین دلیل بر هم خوردن رابطه‌ها بوده است.

♥ واقعیت 82:

براساس وبسایت SearchYourLove.com، اکثر مردان و زنان مجرد به یافتن فردی خاص علاقه‌مند هستند و حاضرند منابع خود را برای یافتن آن گسترش دهند.

♥ واقعیت 83:

67 درصد از مردان مجرد و 86 درصد از زنان مجرد دریافته‌اند که کسی که زیاد لبخند می‌زند نسبت به کسی که از نظر ظاهری جذابیت بیشتری دارند اما شخصیت ندارد، جذاب‌تر است.

♥ واقعیت 84:

از نظر آماری اثبات شده است که در رابطه بودن سالم‌تر از مجرد بودن است.

♥ واقعیت 85:

مرهایی که تنها زندگی می‌کنند در خطر بیشتری برای مردن دراثر بیماری هستند تا آنهایی که ازدواج کرده‌اند.

♥ واقعیت 86:

تحقیقات نشان می‌دهد که 85 درصد از مردان و زنانی که در رابطه هستند، به دلایل اشتباه با هم هستند.

♥ واقعیت 87:

دلایل اشتباه شامل پدر شدن بدون آمادگی و دلایل مالی است.

♥ واقعیت 88:

68 درصد از مردان اگر در برخورد اول از کسی خوششان نیاید، وقت خود را صرف رابطه نمی‌کنند. 56 درصد از زنان در این رابطه به طرف‌مقابل فرصت بیشتر می‌دهند.

♥ واقعیت 89:

97 درصد از افراد اگر در برخورد اول از کسی خوششان بیاید برای ملاقات دوم طی 72 ساعت با فردمقابل تماس می‌گیرند.

♥ واقعیت 90:

51 درصد از مردان در سال گذشته بیش از 6 آشنایی جدید داشته‌اند درحالیکه 58 درصد از زنان فقط چهار آشنایی جدید داشته‌اند.

♥ واقعیت 91:

و یک واقعیت تایید شده آماری است که بیش از 50 درصد از ازدواج‌ها در سراسر جهان به طلاق ختم می‌شود.

♥ واقعیت 92:

زوج‌های متاهل اعتقاد دارند که بعد از گذشت 4 سال اول، رابطه آنها سردتر می‌شود.

♥ واقعیت 93:

براساس وبسایت DivorceMagazine.com، مجموع طلاق‌ها در سال 1997 در امریکا 1،163،000 بوده است. سن متوسط طلاق در مردان 30 سال و زنان 29 سال بوده است.

♥ واقعیت 94:

براساس آمار 94 درصد از افراد دوست دارند تا پایان عمر با یک نفر باشند.

♥ واقعیت 95:

طبق تحقیقی که در دانشگاه لویزیانا انجام گرفت، 88 درصد از مردان و زنان امریکایی بین 20 تا 29 سال اعتقاد دارند که نیمه گمشده‌ای دارند که منتظر آنهاست.

♥ واقعیت 96:

حقیقت این است که چون سنشان کم است، نیمه‌های گمشده زیادی وجود دارند که منتظر آنها هستند.

♥ واقعیت 97:

براساس مجله عروس، سن متوسط ازدواج برای زنان در امریکا 27 سال است.

♥ واقعیت 98:

براساس آمار همان مجله، 66 درصد از زنان و مردان قبل از ازدواج با هم دوست هستند..

♥ واقعیت 99:

مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که بهترین و بادوام‌ترین رابطه رابطه‌ای است که عشق شما به هم فراتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

♥ واقعیت 100:

یافتن نیمه گمشده‌تان نیازمند صبر و توانایی دیدن فرای داستان پریان است که در آن نیمه گمشده حتماً به سراغ شما می‌آید.

♥ واقعیت 101:

داشتن زندگی با عشق هدیه‌ای است که هر کسی می‌تواند به خود بدهد. یافتن کسی که آن عشق را با او تقسیم کنید آن را غنی‌تر هم می‌کند.
بااینکه این آمار ممکن است به نظر نگران‌کننده بیاید و باعث شود که احساس کنید رواط ارزش آنهمه استرس احساسی را ندارند، واقعیات نشان خواهند داد که رسیدن به یک رابطه شاد و هماهنگ آنقدرها که تصور می‌کنید دشوار نیست. بله نیازمند تلاش و صبر است. اکثر اوقات وقتی عاشق می‌شوید محو مسائل ظاهری و شور اشتیاق اولیه می‌شوید ولی می‌بینید که بعد از مدتی دیگر خبری از آن شور و شوق نیست و به این نتیجه می‌رسید که آن فرد نیمه‌ گمشده شما نبوده است.
باید به درونتان گوش دهید. تلاش کنید که جزء این آمارها نباشید.


یکشنبه 91 خرداد 7 , ساعت 7:43 صبح

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که چهل صباح این عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالى به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند و آن عهد این است‏:

اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ مُنْزِلَ التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِوَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ (الْفُرْقَانِ) الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْمَلاَئِکَهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ الْأَنْبِیَاءِ (وَ) الْمُرْسَلِینَ‏ اللَّهُمّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِوَجْهِکَ (بِاسْمِکَ) الْکَرِیمِ وَ بِنُورِ وَجْهِکَ

الْمُنِیرِ وَ مُلْکِکَ الْقَدِیمِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ‏أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ‏یَا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ وَ یَا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ وَ یَا حَیّاً حِینَ لاَ حَیَ‏یَا مُحْیِیَ الْمَوْتَى وَ مُمِیتَ الْأَحْیَاءِ یَا حَیُّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ‏اللَّهُمَّ بَلِّغْ

مَوْلاَنَا الْإِمَامَ الْهَادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِکَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ‏عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَاوَ عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ‏وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ

(کِتَابُهُ) وَ أَحَاطَ بِهِ کِتَابُهُ (عِلْمُهُ)اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَهِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی‏لاَ أَحُولُ عَنْهَا وَ لاَ أَزُولُ أَبَداًاللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ(وَ الْمُمْتَثِلِینَ

لِأَوَامِرِهِ) وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ‏اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاًفَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی‏اللَّهُمَّ أَرِنِی

الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَ الْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ وَ اکْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَهٍ مِنِّی إِلَیْهِ‏وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ‏وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلاَدَکَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَکَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُ‏ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا

کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ‏فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِکَ‏حَتَّى لاَ یَظْفَرَ بِشَیْ‏ءٍمِنَ الْبَاطِلِ إِلاَّ مَزَّقَهُ وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ‏وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبَادِکَ وَ نَاصِراًلِمَنْ لاَ یَجِدُ لَهُ نَاصِراً غَیْرَکَ‏وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْکَامِ کِتَابِکَ وَ مُشَیِّداً

لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلاَمِ دِینِکَ وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِینَ‏اللَّهُمّ? ? ? وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِکَانَتَنَا بَعْدَهُ‏اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّهَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِحُضُورِهِ وَ

عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ‏إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَرَاهُ قَرِیباً بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏پس سه مرتبه دست بر ران راست خود مى‏زنى و در هر مرتبه مى‏گویى‏الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلاَیَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ‏التماس دعای فرج مولا


پنج شنبه 91 خرداد 4 , ساعت 11:28 صبح

اسراف صفت زشتی است که خود سرمنشأ بسیاری از آفات و رذائل دیگر می شود که در ذیل به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

آنچه مسلّم است این است که در اسراف فقر است و در فقرناتوانی.دراسراف قدرت تولید خودبه خود کاهش خواهد یافت؛چون انباشت ثروت صورت نمی گیرد که به چرخه تولید برگردد.اسراف موجب سقوط شدید اخلاقی در جامعه م گردد چرا که برای تامین مخارج سنگین زندگی می بایست رشوه بگیرد،دروغ بگوید و ...همچنین اسراف انسان را به عیاشی و اتراف سوق می دهد که سرمنشأ بسیاری از گناهان است.اسراف موجب بروز اختلاف و نزاع و درگیری می شود چرا که وقتی فقیران شاهد اسراف کاری مسرفین شدند در دل خود عقده هائی را می بندند که جز با طغیان برعلیه مسرفین به خاموشی نمی گراید.

 به برخی از آثار اسراف اشاره می شود:

1-از بین بردن آرامش درون و برون:اسراف موجب فقر می شود و با آمدن فقر در زندگی غم آینده و حسرت گذشته نیز بر آن افزوده می شود و آسایش و آرامش را از زندگی می برد و طمع دیگران را در مال وی افزایش می دهد.

2-اسراف در حقیقت،نوعی قدر نشناسی عملی نعمت بوده و در نتیجه گناه است.

3-اسراف،موجب فقر و ناتوانی و در نتیجه ذلت و خواری فرد و جامعه می شود.

اسراف در داخل علاوه بر ایجاد وابستگی اقتصادی به کشورهای خارجی ان وابستگی را همیشگی می کند؛چرا که با مصرف بی رویّه امکان پس انداز و سرمایه گذاری از بین می رود و لذا امکان تولید هم وجود نخواهد داشت و جامعه ناچار است منابع روزمینی و زیرزمینی خود را برای تهیه کالاهای لوکس و تجملاتی در اختیار اجانب بگذارد و در نتیجه منابع نیز به تدریج از دست می رود و لذا به یقین می توان گفت مصرف گرائی،سدّی در برابر توسعه است و کشورهای پیشرفته خود نه تنها مصرف گرا نیستند بلکه همواره به دنبال راهی برای جلوگیری از مصرف بی رویّه می باشند تا هر روز بر اقتدار اقتصادی و سپس بر اقتدار سیاسی خود بیفزایند.

امام صادق علیه السلام می فرماید:هر کس مالش را بوسیله اسراف،تلف کند و فقیر گردد،دعایش در ثروت خواهی مستجاب نمی شود و خدا گوید:مگر تو را به اقتصاد امر نکردم؟

4-اسراف،موجب کاهش تولید می شود چرا که همان مقدار اسراف شده اگر اسراف نمی شد در خدمت تولید قرار می گرفت و حالا با اسراف چیز نمانده که بخواهد در میز تولید قرار بگیرد و کاهش تولید به انضمام عادت به اسراف،موجب تشدید کاهعش تولید شده و فرد و جامعه را نه تنها از رشد و پیشرفت باز می دارد بلکه آنها را به زمین می زند.

5-اسراف انسان را از انفاق باز می دارد؛چرا که ندار نمی تواند بدهد و اسراف،موجب نداری می شود و البته هر دارنده ای نیز نمی دهد که مشکل دیگری است.

6-اسراف علاوه بر آنکه خود یک گناه نابخشودنی است،موجب انجام گناهان دیگر می شود؛چرا که هر اسرافی،نوعی گناه است و هر گناهی،نوعی اسراف است مثلاً در پرخوری،شهوت،غیبت،پرحرفی،نگاه به نامحرم و ...

7-با اسراف،دین و ایمان و اخلاق انسان نیز در خطر می افتد؛چرا که ولخرجی و ریخت و پاشهای نابجا،انسان را در مسیر عیّاشی قرار می دهد و یا برای جیران اسرافکاریهای خود مجبور می شود رشوه بگیرد و یا دروغ بگوید و ربا دهد و ...

8-ایجاد یک سیکل معیوب در زندگی:مصرف گرائی انسان و جوامع را در یک چرخه معیوب قرار می دهد که هیچگاه نمی تواند از آن رهائی یابد؛چرا که با مصرف زیاد،به آن حالت،خو می گیرد و دیگر نمی تواند نداری را تحمل کند و لذا از هر راهی که امکانش باشد به تأمین هزینه ها اقدام می کند و همین مسأله منشأ بسیاری از بی اخلاقی ها می شود و آرامش زندگی را برای خود و دیگران از بین می برد؛مثلاً ناچار است چندشغله باشد،بدهی هایش را ندهد،پس اندازی نداشته باشد،با پرخوری چاق شده و آنگاه به ورزش در خانه یا رژیم غذایی شدید و مضر روی می آورد و...و همه اینها آرامش زندگی را به هم می ریزد.

9-اصولاً فقر و نداری،در تنبلی مرد و اسراف زن،نهفته است و انسان باید از آن اجتناب کند.در روایت است که خواب زیاد و تنبلی نتیجه اش فقر و نداری خواهد بود.

10-در ارتباطات اجتماعی و حتی خانوادگی،ساده زیستی و حذف تشریفات،صمیمیت ها را زیاد می کند؛در حالی که تجملاتی و تشریفاتی بودن به قطع روابط می انجامد؛چراکه یک طرف،توان آن را در خود نمی بیند و یا حوصله تشریفات را ندارد.

11-در اثر اسراف،علاوه بر اینکه منابع ملّی تلف می شود و به هدر می رود،آلودگی های زیست محیطی نیز تشدید می شود.

12-با مشاهده اسراف و تبذیر،امکان وقوع انقلاب اقشار کم درآمد بر علیه مرفّهین بی درد جامعه افزایش می یابد؛چرا که با ایجاد شکاف طبقاتی بین فقراء و اغنیاء عده ای در حسرت اوّلیات زندگی می مانند و عده ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف،منابع را هرز و به هدر می دهند.

13-حرص و طمع و اسراف و تبذیر باعث غرق شدن در مادیات و زرق و برق دنیا می شود و انسان را از آخرت غافل می کند و به سوی گناه سوق می دهد.


پنج شنبه 91 خرداد 4 , ساعت 11:27 صبح

علل و ریشه های اسراف:

1-خودنمائی و چشم و هم چشمی:

در حدیثی پیامبر(ص)می فرماید:خانه بزرگ برای فخرفروشی،اسراف است.بعی افراد ارزش خود را با میزان مصرف،تعیین می کنند و نتیجه می گیرند که هر چقدر مصرف من بیشتر باشد نشان ارزش وجودی من است و لذا دائماً به مصرف بی رویه رو آورده و خودی نشان می دهند؛درحالی که در اسلام،معیار ارزشمندی تقواست و نه چی دیگر.

2-فقدان الگوی صحیح و الگوسازی های منفی:

تقلید بر دو نوع است:تقلید مثبت و تقلید منفی.منظور از تقلید مثبت همان است که در الگوگیری از رهبران صالح و عادل گذشت.و منظور از تقلید منفی تقلید از کسانی است که به خاطر چشم و هم چشمی ها از مرز قناعت و کفاف عبور کرده و در تکاثر و مال اندوزی مسابقه می گذارند و خود را بی جهت به زحمت می اندازند؛چرا که این قانون خلقت است که هر چه نیازها ضروری تر باشد خدا آن را بصورت رایگان در دسترس قرار می دهد و هرچه نیازها غیر ضروریتر باشد به دست آوردن آن آسان نخواهد بود.

مولوی گوید:

خلق را تقلیدشان بر باد داد        ای دو صد لعنت بر این دو تقلید باد

3-وسواس

برخی هستند که در اثر امراض روحی دچار وسواس می شوند و در مصرف آب و ...زیاده روی می کنند.پیامبر(ص)می فرماید:خداوند فرشته ای دارد که اسراف در وضو را مانند دشمنی با خدا ثبت می کند.

4-عامل اقتصادی

غوطه ور بودن در نعمت و فراوانی ثروت،موجب تعدی و تجاوز انسان می شود.قرآن می فرماید:چنین نیست که شما می پندارید به یقین انسان طغیان می کند از این که خود را بی نیاز ببیند.(آیه6و7علق)

جمع کردن و علاقه به داشتن ثروت اضافی به جای آرامش بخشیدن به انسان نه تنها حرص و ولع انسان را به مانند دریای شور که تشنگی را می افزاید زیاد می کند؛بلکه آرامش انسان را از بین می برد چرا که در دنیا نعمت مادی پایدار وجود ندارد و همه چیز در معرض زوال و نابودی قرار دارد و لذا هرچه انسان بیشتر داشته باشد بیشتر نگران از دست دادن دارائی ها خواهد بود؛همانطور که اگر کسی هیچ نداشته باشد بیشتر در حسرت نداری ها خواهد سوخت و لذا اسلام توصیه کرده به قدر کفاف باید داشت و به داشته ها باید کفایت کرد.

5-عامل روانی

یک سلسله از ارافکاریها ریشه در روح و روان آدمی دارد.مثلا کسی که در دوره ای از زندگی خود با کمبودهائی مواجه بوده است وقتی خود را غرق در ناز و نعمت دید،دست به اسراف کاری می زند تا جبران کمبودهای وی و ترمیم کننده عقده های روحی و روانی وی باشد؛مثلاً در گذشته پول تهیه لباس را نداشته و الان که دارد دچار افراط در شیک پوشی می شود و همچنین کسی که در اثر امراض روحی و عدم تعادل روانی،اسراف را عامل خودنمائی و مظهر قدرت تلقی می کند و به آن دست می زند.

6-عامل اخلاقی

برخی از اسرافکاریها ریشه در عدم تربیت صحیح انسان دارد مثلا نظام سمایه داری که با دادن ازادی بی حد و حصر به انسان در بهره کشی از افراد به تولید ثروت و انباشت ثروت سر از اسراف و تبذیر در می آورد.

7-عامل تبلیغاتی:

جوامع تولید کننده با انجام تبلیغات فراوان سعی دارند مردم را به مصرف گرائی سوق دهند؛چرا که تولیدات آنها برایشان ارزش افزوده داشته و موجب چرخه اقتصادیشان شده و فقر و بیکاری را از بین می برد و این تبلیغات روی افرادی بیشتر تأثیر دارد که اعتماد به نفس کمتری دارند و روی جوامعی اثر دارد که فرهنگ عمومی ضعیف تری دارند.

البته در درون نظام سرمایه داری حداکثر تلاش برای استفاده بهینه از امکانات می شود زیرا بدون آن امکان انباشت سرمایه برای تولید وجود ندارد.اما در خارج از آن،به خاطر رونق اقتصادی خودشان و ایجاد وابستگی رف مقابلشان،دست به تبلیغ و ترویج کالاها و لوازم لوکس می زنند.


<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ