سفارش تبلیغ
صبا
 
یکشنبه 91 مهر 9 , ساعت 6:50 صبح

دولتمردان با توصیه‌های فرهنگی رهبر انقلاب چه کردند؟

در دومین دیدار سالانه هیات دولت نهم با رهبر معظم انقلاب اسلامی، در چهارم شهریور 1386، رهبر معظم انقلاب تعبیری را در باب فرهنگ به کار بردند که به خوبی بیانگر وضعیت فرهنگ در کشور و برنامه ریزی‌های مسوولان بود. ایشان از فرهنگ به عنوان یک بخش مظلوم نام بردند و سفارشی به مسوولان کشور به خصوص دولت وقت نمودند که حاکی از غفلتی در دولت و یا حداقل نقطه ضعفی در عملکرد کلی دولت در کشور بود.
 رهبر معظم انقلاب اسلامی یکبار به صورت ضمنی و یکسال بعد به صورت صریح خبر دادند که نسخه‌ای برای کارهای اصلی و بنیانی در مورد فرهنگ را به مسوولان دولتی داده‌اند که ظاهرا مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. چه کسی باید پاسخگو باشد که با نسخه‌ای که رهبر معظم انقلاب در باب فرهنگ داده‌اند چه کرده‌اند و چرا به این توصیه‌ها عمل نشده است و چه وقت و چگونه قرار است این توصیه‌ها مورد عمل قرار گیرد؟
1. پرده اول: مظلومیت فرهنگ
در دومین دیدار سالانه هیات دولت نهم با رهبر معظم انقلاب اسلامی، در چهارم شهریور 1386، رهبر معظم انقلاب تعبیری را در باب فرهنگ به کار بردند که به خوبی بیانگر وضعیت فرهنگ در کشور و برنامه ریزی‌های مسوولان بود. ایشان از فرهنگ به عنوان یک بخش مظلوم نام بردند و سفارشی به مسوولان کشور به خصوص دولت وقت نمودند که حاکی از غفلتی در دولت و یا حداقل نقطه ضعفی در عملکرد کلی دولت در کشور بود. رهبر معظم انقلاب در این دیدار خاطر نشان کردند:


«نکته ى بعدى که مى خواهم سفارش کنم، این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئیس جمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویت بندیها این اولویت فداى اولویتهاى دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهى وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر. واقعاً مسأله ى فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلى از مشکلات جامعه ى ما با فرهنگ سازى حل مى شود. توجه بکنید که امروز، عمده قواى دشمنان ما در جبهه ى فرهنگى دارد کار مى کند. این جنگهاى روانى، این فعالیتهاى فرهنگى، این بودجه هاى پنهان و آشکارى که براى منحرف کردن ذهنها مى گذارند، همه اش مربوط به مسئله ى فرهنگ است.
فرهنگ مثل هواست که انسان وقتى که این هوا را استنشاق کرد، با هوایى که استنشاق کرده و با آن جانى که گرفته، مى تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقیه ى کارها همه برخاسته ى از آن چیزى است که شما استنشاق کرده اید. اگر چنانچه یک جایى، هواى مسمومى تزریق بشود، نتیجه اى که در اندامها دیده خواهد شد تابع آن مسمومیتى است که در این هواست. اگر فضا را با دود یا مخدرى تخدیر کنند، وقتى شما آن را استنشاق کردید، رفتار شما متناسب با آن چیزى خواهد شد که استنشاق کرده اید؛ فرهنگ یک چنین حالتى دارد. فرهنگ را دست کم نگیرید؛ خیلى مهم است.
بنابراین صرف وقت کنید و در بودجه هم برایش پول و فصول قابل توجهى بگذارید تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهید. از جمله ى کارهایى که مسؤولین فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زیادى شده تا جریانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیه - در جهت غیر ارزشى حرکت کنند و راه بیفتند. شما باید کمک کنید و همه ى تلاشتان را بکنید که به تحرکات فرهنگى کشور در جهت ارزشى جهت بدهید.
بیانات معظم له در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت به مناسبت هفته دولت 1386/06/04
این بیانات به صراحت حاکی از آن است که رهبر معظم انقلاب دغدغه‌ای جدی و اساسی در مورد فرهنگ دارند و نیز به خوبی نشان می‌دهد که ایشان از میزان توجهی که به فرهنگ صورت می‌گیرد ناراضی هستند و خواهان توجه بیشتر مسوولان کشور به وضعیت فرهنگی و برنامه‌ریزی فرهنگی در کشور هستند.
2. پرده دوم: حرکت آغاز می‌شود؟
در گزارش سال 1387 دولت از فعالیت‌های فرهنگی صورت گرفته سخن می‌گوید اما واکنش رهبری و توصیه ایشان نشان از آن دارد که ایشان توقع کار فرهنگی بسیار عمیق‌تر و جدی‌تری نسبت به مقوله فرهنگ دارند چنان که به اختصار بیان می‌دارند:
«یکى هم توجه به مقوله ى فرهنگ است که خیلى مهم است. البته خب، کارهایى شده؛ گزارشى هم که دادند، اشاره اى به این معنا داشت؛ بنده هم در جریان بسیارى از کارها هستم؛ اما در عین حالا مقوله ى فرهنگ، بسیار مقوله ى مهمى است؛ همان طور که بارها گفتیم مثل هوایى است که انسان در آن تنفس میکند. همه - بزرگ، کوچک، بالا، پائین، قشرهاى مختلف، مسئول، غیرمسئول - در فضا تنفس میکنند. این فضا را درست کنید، تا همه سالم تنفس کنند.»
دیدار رئیس جمهوری و اعضاى هیئت دولت1387/06/02
3. پرده سوم: نگرانی از جهت‌گیری‌های فرهنگی
در سال 1388 با همه مسائلی که کشور با آن روبروست رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای هیات دولت باز هم مقوله فرهنگ را فراموش نمی‌کند. این دغدغه مهم رهبری است. اما این‌بار اظهار نگرانی از جهت‌گیر‌ی‌های فرهنگی است. این که مبادا در فرهنگ از جهت‌دهی‌های دشمن و خوش‌آیند و بدآیند دشمن تاثیر بپذیریم و مبادا دچار افراط و تفریط بشویم:
«توصیه ى ششم ما در مورد فرهنگ است، که اشاره شد مسئله ى فرهنگ بسیار مسئله ى مهمى است. ما در زمینه ى فرهنگ و پرداختن به فرهنگ چه کار میخواهیم بکنیم؟ اول، تکلیف این را روشن کنیم. یک وقت هست که یک دستگاهى به امور فرهنگى بى اعتناء است، یک وقت نه، یک دستگاهى اعتناء و اهتمام به امور فرهنگى دارد، لیکن هدفگذارى هاى فرهنگى اش دچار اختلال یا دچار خدشه است. این هدفگذارى ها خیلى مهم است؛ از این نبایستى غفلت کرد. ما چه میخواهیم بکنیم با اخلاق مردم، با فرهنگ مردم؟ آیا ما به عنوان دولت اسلامى میتوانیم هدایتِ فرهنگى جامعه ى خودمان را رها کنیم؟ قطعاً نه، جزو وظائف ماست. حالا مخالفین، معترضین حرفهائى میزنند، نقد میکنند، گاهى مسخره میکنند، گاهى اهانت میکنند، بکنند؛ ما که نمیتوانیم تکلیف الهى را با این چیزها فراموش کنیم.
ما وظیفه داریم مردم خودمان را هدایت بکنیم؛ هدایت. ریاست در جامعه ى اسلامى، ریاست مادى محض و صرف نیست؛ اداره ى امور زندگى مردم هست، همراه با هدایت. تا آنجائى که میتوانیم، باید راه هدایت مردم را باز کنیم و مردم را هدایت کنیم. خیلى از ابزارهاى هدایت در اختیار دستگاه هاى حکومتى است؛ حالا یک نمونه اش صدا و سیماست و نمونه هاى فراوان دیگر هم دارد؛ یک نمونه وزارت ارشاد است، یک نمونه وزارت علوم است، یک نمونه وزارت آموزش و پرورش است؛ اینها همه دستگاه هاى خدماتىِ هدایتى است. ما از اینها چگونه استفاده میکنیم؟ باید در جهتى حرکت کنیم که مردم متدین بار بیایند، متدین عمل بکنند، به مبانى دینى معتقد بشوند، عملاً پایبند بشوند؛ جهتگیرى ما در همه ى زمینه ها باید این باشد. حالا در وزارت ارشاد، مسئله ى کتاب هست، مسئله ى هنرهاى تجسمى هست، مسئله ى هنرهاى گوناگون صوتى، تصویرى هست، در همه ى این جهتگیرى ها، بایستى ما جهتمان این باشد که مردم به سمت دین، به سمت خدا حرکت بکنند.
والّا اگر قرار باشد که نگاه کنیم، ببینیم بیگانگان ما را بر چى ملامت میکنند - اگر این را بخواهیم رعایت بکنیم - خیلى کارها انجام نخواهد شد. ریشى هم که شما میگذارید، دنیا قبول ندارد. کراواتى هم که شما نمى بندید، دنیا قبول ندارد. خیلى از اطعمه و اشربه اى هم که شما حاضر نیستید استفاده کنید، دنیا اینها را قبول ندارد.
حجابى که خانمهایتان دارند، دنیا قبول ندارد. این حرفها یعنى چه؟ یک وقتى یک کسى سر قضیه اى در این دیدارهاى دانشجوئى - حدود بیست و هفت هشت سال قبل - تو همین دانشگاه، از من پرسید: آقا ! شما درباره ى فلان قضیه چه دفاعى دارید؟ من گفتم: ما هیچ دفاعى نداریم، ما در این قضیه حمله داریم. چه دفاعى؟ ما موضعمان، موضع دفاع نیست. در قضیه ى زن، در قضایاى گوناگون دیگر، موضع ما، موضع تهاجم است؛ ما از دنیا طلبگاریم. دنیاى مادى است که دارد در این زمینه راه خطا میرود. حالا خودهاشان هم - عقلاشان - دارند میفهمند؛ دارند تصدیق میکنند؛ تأیید میکنند آثار و تبعات زشتى که بر کارهایشان مترتب شده. دارند دانه دانه خودشان میفهمند، یواش یواش میگویند، عده اى هم زیرسبیلى رد میکنند. ما حالا تازه بیائیم از آنها خجالت بکشیم که آنها اینجورى میگویند. این حرفها را در باب فرهنگ بکلى کنار بگذارید و بروید سراغ آنچه که متن است. البته گرایشهاى بى مبنا و بى پایه ى افراطى را من قبول ندارم. توصیه هم هیچ وقت نکردم، باز هم نمیکنم؛ اما آن چیزهائى که مبناى شرعى و دینى دارد، آنها را محکم بایستید، افتخار هم بکنید و عمل بکنید.»
بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت 1388/06/16
4. پرده چهارم: نگرانی از اولویت‌بندی‌های فرهنگی
در سال 1389 دولت بودجه‌های کلانی را به فرهنگ اختصاص می‌دهد. البته بعدها مشخص می‌شود که بخش قابل توجهی از این بودجه‌ها تخصیص نیافته است، رهبر معظم انقلاب اسلامی در همان سال با اظهار خشنودی از توجه دولت به فرهنگ به شدت از اولویت بندی‌‌های فرهنگی اظهار نگرانی می‌کنند. نگرانی ایشان در اصل از نحوه مصرف این بودجه‌های کلان است. رهبر معظم انقلاب به طور معمول نگرانی‌های خود را در جمع‌های عمومی و تریبون‌های علنی مطرح نمی‌کنند، مگر آنجا که لازم باشد که همگان از آن مساله مطلع شوند و به این نگرانی‌ها توجه نمایند. آیا دولت اولویت‌بندی‌های فرهنگی را رعایت می‌کند؟ تذکر مهم رهبر معظم انقلاب در این‌جا پرهیز از کارهای تزیینی و ویترینی است:
«یکى دو سال پیش که همین مجموعه اینجا حضور داشتید، من راجع به مسئله‌ى فرهنگى از دستگاه دولتى یک گله‌اى کردم. حالا خوشبختانه انسان احساس میکند که در دولت به کار فرهنگى اهتمام ورزیده میشود. بودجه‌هاى فرهنگىِ بزرگ و کلان و در واقع کارهاى گوناگون و تکرار مسائل فرهنگى و اینها خوب است؛ انسان این اهتمام را مشاهده میکند، خرسند میشود؛ منتها اوائل امسال بود یا پارسال بود - یادم نیست - که وقتى راجع به همین بودجه‌ى فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئیس جمهور گفتم که من وقتى شنیدم شما این رقم کلانِ سنگینِ فرهنگى را تصویب کردید، از نحوه‌ى مصرف و جذب آن نگران شدم؛ با اینکه قاعدتاً آدم باید خوشحال بشود وقتى که بودجه‌ى فرهنگى زیاد میشود.
مدیران ما دوست دارند که بودجه‌اى که به آنها داده میشود، جذب کنند؛ چون میدانند که اگر امسال جذب نکردند، سال دیگر خبرى نیست؛ لذا ناچارند جذب کنند. خوب، جذب بودجه‌ى فرهنگى در جاى مناسب، خیلى کار سختى است؛ کار آسانى نیست. کار فرهنگى مثل ساخت‌وساز نیست که آدم بگوید خیلى خوب، این زمین، این هم مصالح، حالا بروید بسازید. کار فرهنگى مصالحش خیلى سخت گیر مى‌آید؛ معمار و استادکارش خیلى دشوار به دست مى‌آید. لذاست که به نظر من توى کار فرهنگى یک مقدارى بایستى اهتمام ورزید. اولاً ببینیم ما چه قلم از قلمهاى کار فرهنگى را اهمیت میدهیم.
در بعضى از آن دوره‌هاى قبل - که حالا نمیخواهیم خیلى مشخص کنیم و اسم بیاوریم، لیکن چاره‌اى هم نیست؛ انسان براى مقایسه مجبور است بگوید - میخواستند کار فرهنگى بکنند، گفتند بودجه‌ى فرهنگى؛ بنا کردند کاروانسراهاى شاه عباسىِ بین راه را به عنوان کار فرهنگى، آباد کردن! بله، آباد کردن کاروانسراى شاه عباسى چیز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آیا کار اولویت‌دار فرهنگى ما همین است؟ ما که اینجور در مواجهه‌ى با فشار عظیم تبلیغات جهانى قرار داریم؛ سیاست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما.
آنها میدانند که اگر فرهنگ را عوض کردند، دیگر مبارزه‌اى باقى نمیماند. اگر مبارزه‌ى با استکبار هست، اگر میل به ایستادگى و مقابله‌ى با دخالت اجنبى هست، به خاطر فرهنگ است. انسان یک فرهنگى دارد، همین فرهنگ را بیایند عوض کنند، همه چیز میشود مال خودشان؛ لذا همه‌ى فشار روى فرهنگ است. در مقابل این حرکت فرهنگى و این تهاجم عظیم فرهنگى که میخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دین را از ما بگیرند، اولویت فرهنگى ما این است که برویم حالا فرضاً کاروانسراى شاه عباسى را آباد کنیم؟! این یعنى اشتباه کردن در تشخیص آن قلمِ کار فرهنگى؛ این یک اشکال است. بنابراین در کار فرهنگى باید دنبال چه باشیم؟ دنبال تولیدات. در دیدارى که هفته‌ى گذشته با دانشجوها داشتیم - که خوب، خوشبختانه تماس و ملاقات ما با دانشجوها کم نیست - من دیدم این جوانهاى انقلابى، این بچه‌هائى که امید فرداى ما هستند، از تشکلهاى مختلف و از خود نخبه‌ها - خارج از تشکلها - روى تولید کالاى فرهنگى تکیه کردند؛ اینکه ما چقدر تولید کالاى فرهنگى میکنیم و چقدر باید بکنیم. خوب، یک کار مفصلى هم اینجا کردید، که حالا ممکن است من بعدها به طور خصوصى هم مواردش را تذکر بدهم.
 نکته‌ى دوم در این زمینه این است: حالا بعد از آنکه مصرف فرهنگى را پیدا کردیم، قلمى که باید این بودجه صرف آن بشود، پیدا کردیم، برویم سراغ محتوایش. بالاخره میخواهیم فیلم بسازیم. مثلاً میخواهیم ده تا فیلم انقلابى بسازیم؛ ده تا فیلمى که حامل ارزشها باشد. یا میخواهیم فلان تعداد کتاب منتشر کنیم؛ محتواهایش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوّتى، با چه استحکامى، با چقدر مایه‌ى علمى و هنرى که در آنجا به کار برده میشود؟ اینها خیلى کارهاى سخت و ظریفى است.
 در زمینه‌هاى فرهنگى، دنبال کارهاى تشریفاتى و ویترینى نباشید. نمایش دادن کار فرهنگى، نه اینکه فایده‌اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمینه‌ى فرهنگ باید دنبال کارهاى محتوائى و اصیل و واقعى رفت، که امروز نیاز عمده‌ى کشور هم این است.»
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت‌ 1389/06/08
5. پرده پنجم: توصیه‌هایی که سربسته اعلام می‌شود
مظلومیت فرهنگ همچنان ادامه دارد. حتی در این حد که در گزارشی که در دیدار سالانه هیات دولت در سال 1390خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی ارائه می‌شود بازهم گزارشی از فرهنگ داده نمی‌شود و باز هم گلایه رهبر را در پی می‌آورد. البته پی‌گیری‌ها و توصیه‌های رهبر معظم انقلاب در مورد فرهنگ باعث شده است که دولت مصوبه کلانی در باب فرهنگ داشته باشد که البته رهبر معظم انقلاب با این که بنا ندارند که در تریبون عمومی گزارشات مسوولان را حک و اصلاح کنند اما با صراحت بیان می‌دارند که خیلی از مبالغ این مصوبه تخصیص داده نشده است. اما این اصل مساله‌ نیست مساله اصلی به صورت سربسته در عبارات زیر بیان می‌شود:
«مسئله‌ى دیگر - که حالا البته این مربوط به مسائل اقتصادى نیست - مربوط به فرهنگ است؛ که امروز گزارشى داده نشد، موکول شد به بعد. آنچه که من لازم میدانم به دوستان دولت توصیه کنم، این است که مسئله‌ى فرهنگ را خیلى جدى بگیرید. اگر چنانچه ما کارهاى اقتصادى را - همچنان که در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهیم، اما در زمینه‌ى کار فرهنگى عقب بمانیم، بدانید کشور لطمه خواهد دید. دشمنان ما یکى از چشمه‌هاى دشمنى‌شان کار اقتصادى است؛ یک چشمه‌ى مهم دیگر، کار فرهنگى است. البته نه وقت و نه ظرفیت جلسه اجازه نمیدهد که انسان در این زمینه وارد بشود؛ لیکن فى‌الجمله دوستان توجه داشته باشند که کار فرهنگ، کار بسیار مهمى است؛ با ملاحظه‌ى جهتگیرى‌هاى انقلابى و اسلامى. در زمینه‌ى فرهنگ، دچار رودربایستى نشوید.
در همه‌ى شعبه‌هاى فرهنگى - چه در موضوع کتاب، چه در کارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگیرى‌ها را انقلابى و اسلامى قرار بدهید. اولویتها را در اینجا هم ملاحظه کنید، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبه‌ى دولت در زمینه‌ى بودجه‌ى فرهنگى، مصوبه‌ى خوبى است؛ اگرچه حالا شنیدم که خیلى از مبالغ این مصوبه تخصیص داده نشده؛ حتّى اگر همه‌اش هم تخصیص داده شود، باز براى همه‌ى فعالیتهاى فرهنگى کافى نیست. بنابراین منابع دچار محدودیت است. با توجه به محدودیت منابع، نگاه کنید ببینید اولویتها چیست. البته من یک مجموعه‌اى را به نحو پیشنهاد به دولت ارائه کردم؛ که اگر این چیزها در کار فرهنگ مورد توجه قرار بگیرد، با توجه به نگاهى که ما در زمینه‌ى فرهنگ داریم، اینها اولویت خواهد داشت؛ یعنى اینها تأثیراتش بیشتر خواهد بود. بله، اینها را باید دنبال کنید تا ان‌شاءاللَّه تحقق پیدا کند.»
بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت 1390/06/06
بله رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسوولان دولتی و در بیاناتی که به صورت عمومی منتشر می‌شود به صورت سربسته خبر می‌دهند که «نگاه کنید ببینید اولویتها چیست. البته من یک مجموعه‌اى را به نحو پیشنهاد به دولت ارائه کردم؛ که اگر این چیزها در کار فرهنگ مورد توجه قرار بگیرد، با توجه به نگاهى که ما در زمینه‌ى فرهنگ داریم، اینها اولویت خواهد داشت؛ یعنى اینها تأثیراتش بیشتر خواهد بود. بله، اینها را باید دنبال کنید تا ان‌شاءاللَّه تحقق پیدا کند». این عبارات را یکبار دیگر بخوانید. رهبر معظم انقلاب اولویت‌های فرهنگی را مشخص کرده‌اند و به صورت پیشنهاد در اختیار دولت قرار داده‌اند و نیز با صراحت بیان می‌دارند که «بله، اینها را باید دنبال کنید تا ان‌شاءاللَّه تحقق پیدا کند.» به عبارت بهتر این تهیه اولویت‌ها و ارائه آنها به دولت گامی است که رهبر معظم انقلاب در جهت رفع مشکلاتی که در سال‌های قبل تذکر داده‌اند، خود برداشته‌اند. اما آیا به این اولویت‌ بندی‌هایی که رهبر معظم انقلاب ارائه کرده‌اند توجه شده است؟
6. پرده ششم: نسخه‌ای که عمل نشده است. چه کسی پاسخگوست؟
پرده قبلی باز هم تکرار می‌شود. در زمینه فرهنگ در سال 91 نیز هیات دولت فرصت ارائه گزارش پیدا نمی‌کند و باز هم مظلومیت فرهنگ ادامه دارد. نه به این علت که گزارشی خدمت رهبر معظم انقلاب ارائه نمی‌شود بلکه به این علت که نسخه‌ای که سال قبل رهبری از ارائه آن به دولت خبر داده بودند مورد غفلت واقع شده است و هنوز اجرا نشده است. این بار رهبر معظم انقلاب اسلام با صراحت بیشتری از غفلت نسبت به آن توصیه‌ها صحبت می‌کنند و از آن توصیه‌ها که در سال قبل در لفافه از آنها سخن به میان آمده بود با صراحت تعبیر به «نسخه می‌کنند» و می‌فرمایند:
«خب، در زمینه‌‌ى فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند. من یک جمله عرض بکنم: به کارهاى سطحى نباید اکتفاء کرد. به کارهاى عمیق‌‌تر، کارهاى بنیانى‌‌تر، کارهائى که از یکى‌‌شان دهها کار صادر میشود و نشئت میگیرد، توجه کنید. من یک وقتى نسخه‌‌اى از آن کارهاى عمیقِ لازم را به آقاى رئیس‌‌جمهور دادم؛ همانها باید دنبال شود و باید دنبال میشد. در باب فرهنگ باید بشدت مراقبت شود که ما به «فرهنگ مهاجم» کمک نکنیم. فرهنگ مهاجم خطرناک است. اگر ما فرهنگ عمومى کشور و فرهنگى که نخبگان و مردم و قشرهاى گوناگون را به سمت یک هدفى هدایت میکند، نتوانیم از آسیب دشمن محفوظ بداریم، کار خیلى مشکل خواهد شد؛ هرچه هم شما تصمیم بگیرید، اینها مى‌‌آیند خرابش میکنند و جور دیگرى منعکس خواهد شد.»
بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیات دولت‌ 1391/06/02

سوالی که در این جا به جد بروز می‌کند و خود را بر ذهن تحمیل می‌نماید این است که نسخه‌ای که رهبری از کارهای بنیانی و عمیق فرهنگی به رئیس جمهور محترم دادند چه شده است و چه کسی باید پاسخگو باشد که به این نسخه عمل نشده است؟


شنبه 91 فروردین 19 , ساعت 11:11 صبح

در روایت وارد شده است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می شود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمی کنند یا دیر ازدواج می کنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.

آثار نامطلوب ازدواج دیرهنگام

ازدواج، «دیر هنگام» و «زود هنگام» مشکل آفرین خواهد بود. در حقیقت ازدواج باید «به هنگام» باشد.

افرادی که دیرهنگام اقدام به ازدواج می کنند، دچار مشکلات عدیده ای می شوند.

خداوند متعال می فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستی)» و «رَحمَة (مهربانی)» برای ازدواج بیان می کند.

وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، نخست؛ گسترش خلأ های عاطفی رخ می دهد. وقتی خلأ ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون؛ افسردگی، ناامیدی، اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.

دومین اثر سوء در تأخیر ازدواج، «توسعه بی عفتی ها» است. پسر یا دختری که ازدواج آن ها به تأخیر افتاده است قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بی عفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بی عفتی چنین افرادی، دامن گیر خانواده های آنان نیز خواهد شد. خانواده ای که زمینه دیرهنگامی ازدواج فرزند خود را به بهانه های مختلف همچون؛ «هنوز بچه است، فوق لیسانس خود را نگرفته و …» فراهم کند، درواقع به بی عفتی او کمک کرده است. یک وقت خواهند دید فرزند، فوق لیسانس خود را گرفت، اما فاسد الاخلاق شد. یا در این رابطه کارش به مراجع قضایی کشیده شد.

تأخیر در رسیدن به کمالات انسانی

سومین مورد از آثار سوء تأخیر ازدواج، تأخیر کمالات انسانی است. یکی از آثار ازدواج صحیح و به هنگام، کمال یابی و کمال دهی انسان است. در روایت هم وارد شده است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می شود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمی کنند یا دیر ازدواج می کنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.

بی توجهی به سنت های الهی

مورد دیگر در تأخیر ازدواج، بی توجهی به سنن الهی و سیره اهل بیت(علیهم السلام) است. اگر تحلیل هایی که بعضی از والدین (پیرامون مال و کار آن چنانی و مسکن و …) عنوان می کنند را ملاک قرار دهیم، باید «نعوذ بالله» به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اعتراض کنیم؛ چرا دختر نُه ساله خود را تزویج نمودی؟! چرا امیرالمؤمنین که هیچ مال و اموال نداشت را همسر دخترت قرار دادی؟! امیرالمؤمنین(علیه السلام) با فروش زره خود توانستند مقداری وسائل منزل تهیه کرده و زندگی خود را آغاز کند. وسائلی که با فروش زره تهیه شد یک میلیونم از وسایلی است که امروزه والدین برای دختران خود هزینه می کنند و بعد هم عنوان می کنند که نتوانستیم وسائل زیادی فراهم کنیم!
قرآن کریم می فرماید هر کس از خدا پروا کند، پروردگار برای او راه بیرون شدن از سختی ها را قرار می دهد و از جایی که حسابش را نمی کنند، به او روزی می رساند
اسباب وسعت روزی

آموزه های تربیتی قرآن و دستورهای معصومان علیهم السلام درباره عوامل وسعت روزی و یا کمی رزق، بیانگر حقایقی ارزشمند است که در پرتو آنها رابطه ما و پروردگارمان و نیز رابطه ما و جامعه اسلامی و رابطه ما با خود و خانواده مان که در جلوه های رفتار و گفتار تجلی می یابد، حساس تر، دقیق تر و اندیشه گرایانه تر خواهد بود. با این معارف دینی، تمامی اعمال خود را با نگاهی دقیق تر و حساب شده تر انجام می دهیم و با توجه به آثار هر یک در خود، خانواده و جامعه، مسئولیت بیشتری احساس می کنیم. برخی از این عوامل عبارتند از:

1- تقوا و پرهیزکاری:

قرآن کریم می فرماید هر کس از خدا پروا کند، پروردگار برای او راه بیرون شدن از سختی ها را قرار می دهد و از جایی که حسابش را نمی کنند، به او روزی می رساند (طلاق، آیه 2 و 3?) رزق بی گمان و یا لطفی که بدون تدبیر برای انسان فراهم می شود، نعمتی است که امام صادق (علیه السلام) آن را مخصوص بندگان با ایمان خداوند دانسته و ضمن تفسیر آن به مبارک و پرخیر بودن، حکمت این رحمت را ارتباط بیشتر مومنان با خداوند از راه دعا به درگاه او می داند تا بیشتر از همیشه روزی ای بدون پیش بینی نصیب خود سازد.

2- یاد خداوند و سپاسگزاری از نعمت های او:

«شکر» عامل بسیار موثر در افزایش نعمت ها و الطاف الهی است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است؛ هرگاه شکر نعمت ها را به جا آورید و آن را در موارد واقعی صرف کنید، نعمت را بر شما افزون می کنم. (ابراهیم، آیه 7) «تکبیر» نمادی از یاد خداوند در سرای دل است که رسول خدا اینگونه بر آن تاکید کرده است: «کسی که رزق او کم شده است، زیاد تکبیر بگوید تا یاد خداوند باعث گشایش روزی او گردد.» (کنزل العمال، خ 9325)

3- نیکوکاری، خوش اخلاقی و مهربانی:

نیکوکاری، خوش اخلاقی و مهربانی و پذیرائی از بندگان صالح خدا با نعمت های الهی در دست ماست. این کار پسندیده رضایت پروردگار را در رسیدگی به صالحان و مومنان فراهم می کند. از این رو چون خدا صلاحیت و اهلیت برای انسان می بیند، لطف و رحمت بیشتر خود را نثار وی می کند. امیرمومنین علی علیه السلام در این باره می فرماید: «پاکی نیت و طراوت اندیشه، دوری از تنگ نظری در برخوردها، سهل گرفتن در زندگی با دیگران، گشایش چهره و خوش برخورد بودن با برادران مسلمان، گنج های رزق آدمی و باعث افزایش روزی انسان ها خواهد بود.» (بحارالانوار، ج 77، ص 287)

4- انفاق از دارایی و پرداخت حقوق مالی:

صدقه فراوان و خرسندی دیگران با کمک های مالی، خرسندی خداوند را به دنبال دارد و تاثیری بسیار در جلب روزی به همراه خواهد داشت.

5- بیداری صبحگاهان و وضوی دائم:

اذان صبح تا طلوع آفتاب لحظه هایی است که نوعی سبکبالی، طراوت روحی و شادی خاطر برای تمامی روز بیداران را به همراه دارد، به گونه ای که هیچ گونه افسردگی روحی و خمودی فکری در انسان احساس نشده و با نشاطی غیر قابل توصیف به کارهای شایسته می پردازد. ارزاق بندگان در این ساعت تقسیم می شود و خوابیدن کراهت دارد.
از این رو پیشوایان معصوم علیهم السلام فرموده اند: با گناه افراد، رحمت و روزی خداوند به روی آنان بسته می شود؛ برکات رزق برطرف می گردد، گوارایی و شادکامی و راحتی از زندگی زدوده می شود و مسیر گذران عمر با دشواری و سختی روبه رو خواهد شد

آنان که توفیق بیداری در این لحظات را دارند، افزون بر رزق عادی، نوعی افزایش روزی نیز نصیبشان می شود. وضوی دائم و طهارت همیشگی، راحتی روح و برکات لحظه های روز و افزایش روزی را به دنبال دارد.

6- دوری از گناه، ظلم و نافرمانی خداوند:

ویژگی ذاتی اطاعت و استفاده نعمت های الهی در مسیر حقیقی آن، فزونی تمام داده های خداوند و ریزش الطاف چشمگیر دیگری را به همراه دارد و عملکرد ذاتی گناه، معصیت و مصرف نعمت های خداوند در مسیری نادرست و علیه دستورهای الهی، تنگی معیشت و کمی رزق و زندگی سخت و دشواری را به همراه خواهد داشت. از این رو پیشوایان معصوم علیهم السلام فرموده اند: «با گناه افراد، رحمت و روزی خداوند به روی آنان بسته می شود؛ برکات رزق برطرف می گردد، گوارایی و شادکامی و راحتی از زندگی زدوده می شود و مسیر گذران عمر با دشواری و سختی روبه رو خواهد شد.» (همان، ج 5، ص 144 تا 149)

7- دعا:

روزی امیرمومنان علی علیه السلام رو به فرزند خود امام مجتبی علیه السلام کرد و فرمود: «پسرم، همان کسی که گنج های آسمانها و زمین را در اختیار دارد، به تو اجازه دعا و درخواست داده و اجابت آن را نیز تضمین کرده است. به تو امر کرده که از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت کنی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد … هرگاه بخواهی با او درد دل می کنی و ناراحتی و مشکلاتت را در برابر او قرار می دهی، از او در کارهایت استعانت می جویی و از خزاین رحمتش چیزهایی را می خواهی که جز او کسی قادر به عطای آن نیست مانند عمر بیشتر، تندرستی بدن و وسعت روزی. پس خداوند کلیدهای خزاینش را در دست تو قرار داده است. بنابراین هرگاه خواستی می توانی به وسیله دعا درهای نعمت خدا را بگشایی و باران رحمت او را فرودآوری.» (نهج البلاغه، نامه 31، بخش 64 و 70)

بر پایه چنین بینشی دستور دعا به هنگام کمی روزی داده شده، تا با استمداد از خداوند، توکل به او و جلب رحمت، درهای نعمت و برکت الهی را بگشاییم؛ شیوه ای که معصومان علیهم السلام داشتند و همواره با دعاهای خود مشکلات دیگران را برطرف می کردند.


دوشنبه 90 اسفند 8 , ساعت 11:15 صبح

 آثار دنیوی و بهداشتی وضو:

1-سبب طول عمر:

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:

سعی کن طاهر و با وضو باشی که خداوند بر طول عمرت می افزاید،و اگر توانستی شب و روز با وضو باشی این کار راانجام بده،زیرااگر در حال وضو ازدنیا بروی پاداش و ثواب شهیدراخواهی داشت1

2-برآورده شدن حاجت:

امام صادق علیه السلام فرمودند:

من تعجب می کنم از کسی که دنبال حاجت و کاری است در حالی که با وضو است،حاجتش برآورده نشود!2

3-ثواب شهید:

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:

کسی که با وضو بخوابد،اگر در شب،مرگ به سراغش آمد،این شخص شهید از دنیا رفته است.3

4- خواب با وضو:

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:

کسی که با وضو بخوابد بستر او برایش مسجد می شود،و خوابش (ثواب کسی را دارد که) به نماز مشغول است تا این که شب را به صبح رساند و اگر کسی بدون وضو خوابید بسترش برای او قبر خواهد بود و مانند مرداری می ماند تا صبح شود.4

5- باعث زیادی رزق:

امام صادق علیه السلام فرمود:

*کسی که دوست دارد بر خیر و برکت منزلش بیفزاید هنگام غذا خوردن وضو بگیرد. 5

*وضو و (شستن دست و صورت) پیش از غذا و بعد از آن باعث زیادی روزی می گردد. 6

6- سبب از بین رفتن غم و غصه:

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:وضو پیش از غذا باعث از بین رفتن فقر،و بعد از آن سبب از بین رفتن غم و غصه خواهد شد. 7

7- فرو نشاندن غضب:

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: زمانی که یکی از شما خشمگین گردید وضو بگیرد 8

8- آثار بهداشتی وضو:

امام رضا علیه السلام فرمودند:خداوند سبحان امر به وضو کرده تااینکه انسان وقتی در پیشگاه خداوند برای مناجات حق تعالی قرار می گیرد، طاهر و پاکیزه گردد و مطیع دستورات او باشد و همچنین به وسیله وضو انسان را از پلیدی ها و نجاسات پاک می گردد و نیز به سبب وضو، سستی و چرت از بین می رود و قلب برای نماز و حضور نزد حق تعالی پاک خواهد گشت.9

امام صادق علیه السلام فرمودند:هنگامی که خواستی پاک و با وضو باشی، آن را با آب شروع کن مانند شروع تو در رحمت خداوند بزرگ،برای اینکه حق تعالی آب را کلید تقرب به سوی خویش و دلیلی بر گستردگی خدمتش (به بندگان) قرار داده است.همانگونه که رحمت خداوند سبحان گناهان بندگان را پاک می کند همچنین آب فقط نجاسات ظاهر را پاک می کند.10

با تدبر در این روایات یکی از علل وضو برای این است که انسان وقتی می خواهد در برابر خالق هستی که آفریننده تمام زیبایی هاست قرار بگیرد ظاهرش تمیز و پاکیزه باشد و به وسیله وضو خود را از آلودگی ها و نجاسات پاک نماید و چرت و بی حالی را از بین ببرد و با قلبی نورانی و ظاهری شاداب و با طراوت در محضر محبوب قرار گیرد.

وضو و غسل باعث به وجود آمدن تعادل از دست رفته رگ های سمپاتیک (رگ های محرّک) می شود، زیرا بسیاری از اوقات در اثر سبقت رگ ها و اعصاب پاراسمپاتیک، رگ های سمپاتیک مخصوصاً در بزرگترها کنترل و تعادل خود را از دست می دهند، که از بین رفتن تعادل آنها باعث عدم تعادل در دستگاه های بدن میشود و با گرفتن وضو و غسل این تعادل برقرار میشود.

- مضمضه در وضو سبب تعادل عضلات لب ها و زیبایی آن ها میشود.

- مضمضه باعث تحرّک و توجّه خون به طرف دهان و قلب و در نهایت به سوی مغز است.

- استنشاق در وضو محیط بینی را قلیائی و برای دفاع در برابر آلودگی ها آماده می سازد.

- استنشاق در وضو سبب ادامه نظم ریتم تنفسی می گردد.

- ذرّات گردوخاک سبب خشک شدن محیط بینی میشوند،امااستنشاق آن خشکی راازبین می بردوباعث مرطوب نگه داشتن محیط بینی میگردد.

- و نیز در خنک کردن هوای بینی در هوای گرم مؤثر است.

خلاصه این که قطعا وضو در سلامت بدن و طراوت و شادابی آن اثر زیادی دارد،


دوشنبه 90 اسفند 1 , ساعت 8:45 صبح


1) عدم تحمل غذاهای چرب و ادویه دار.
2) افزایش وزن.
3) سردرد تکرار شونده.
4) سوء هاضمه.
5) یبوست مزمن.
6) ضایعات پوستی: اگزما و جوش دانه ها.
7) طعم فلزی در دهان.
8) تورم و یا درد شدید شکم.
9) اختلالات رود ه ای، سینوسی و آلرژیک.
10) سیستم ایمنی ضعیف.
11) پیری زود رس.
12) خستگی مزمن.
13) خونریزی و یا کبود شدن سریع پوست.
14) ادم(خیز) پاها. (تورم پاها به علت تجمع مایعات)
15) مدفوع آغشته به خون و یا قیر مانند و یا مدفوع کم رنگ.
16) ادرار خیلی تیره.
17) خارش طولانی مدت پوست.
18) بی‌اشتهایی، تهوع و استفراغ و علائم شبیه آنفلوانزا.

راههای محافظت از کبد:
1) مصرف بی رویه استامینوفن و سایر مسکنهای درد (به غیر از آسپرین) برای کبد مضر می باشد.
2) حتما خود را در مقابل ویروس هپاتیت B واکسینه کنید.
3) داروها نیز سم محسوب می شوند. بنابراین از مصرف خود سرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشک مصرف کرده و میزان دوز مصرفی انها را افزایش ندهید.
4) از مصرف بیش از حد ویتامین های محلول در چربی مانند A,D,E,K بپرهیزید.
5) از مصرف غذاهای پر چرب بپرهیزید. کبد تمام کلسترول مورد نیاز بدن شما را می سازد.
6) وزن خود را کنترل کنید. چاقی شما را مستعد بیماریهای: کبد چرب، هپاتیت و سیروز کبدی میکند.
7) بهداشت فردی را رعایت کنید.
8) از مصرف داروهای غیر ضروری اجتناب ورزید. از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری کنید مگر با تجویز پزشک.
9) مصرف ویتامین C و چای سبز برای سلامتی کبد مفید است.
10) مصرف غذاهای سرخ کرده، آماده(فست فود) و روغنهای جامد را به حداقل برسانید.
11) از غذاهای پرچرب،خیلی شیرین و یا شور بپرهیزید.
12) بطور منظم ورزش کنید.2 تا 3 روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید.
13) مصرف غذاهای پر فیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه ها، برنج، غلات و دانه های کامل.
14) هرگز به سرنگ و سوزنهای دور انداخته شد دست نزنید.
15) بخارات حاصل از رنگها، حلالها، تینرها، چسبها، اسپری های رنگ، اسپری های آفت کش و حشره کش همگی سمی هستند. بنابراین هنگام سمپاشی، استفاده از اسپری حشره کش ورنگ کردن حتما از ماسک استفاده کرده و از تهویه مناسب اتاق مطمئن گردید. همچنین برای جلوگیری از تماس یافتن این گونه مواد شیمایی با پوست حتما از دستکش، کلاه و ماسک استفاده کنید.
16) هپاتیت B و Cدرمان نشده منجر به سیروز کبدی، سرطان کبد و سرانجام پیوند کبد میگردند.


دوشنبه 90 بهمن 3 , ساعت 8:18 عصر

1.همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی، چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزی را امضا کن که بتوانی پایش بایستی.

2.آنان که تجربه‌های گذشته را به خاطر نمی‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

3.وقتی به چیزی می‌رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته‌ای.

4.آدم‌های بزرگ شرایط را خلق می‌کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می‌کنند.

5.آدم‌های موفق به اندیشه‌هایشان عمل می‌کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می‌اندیشند.

6.گاهی خوردن لگدی از پشت، برداشتن گامی به جلو است.

7.هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.

8.همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می‌دهد به راحتی دل بکنی.

9.به کسانی که خوبی دیگران را بی‌ارزش یا از روی توقع می‌دانند، خوبی نکن و اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.

10.قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.

11.هرگاه با آدم‌های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.

12.وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.

13.به خودت بیاموز هرکسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

14.هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش،گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه‌ای میرسی که زندگیت راروشن میکند.

15.هرگاه نتوانستی اشتباهی را ببخشی آن از کوچکی قلب توست نه بزرگی اشتباه.

16.عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.

17.آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می‌شوند، نبینی.

18.تملق کار ابلهان است.

19.کسی که برای آبادانی می‌کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.

20.آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می‌گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت.

21.نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی‌خردی است.

22.هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.

23.از قضاوت دست بکش تا آرامشرا تجربه کنی.

24. دوست برادری است که طبق میل خود انتخابش می‌کنی.


دوشنبه 90 بهمن 3 , ساعت 8:15 عصر

یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه/یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت

افسانه ی زندگی چنین است عزیز/در سایه ی کوه باید از دشت گذشت

بدبختی ما این حسن را دارد که دوستان واقعی را به ما میشناساند

دوست آن است که شما را قادر سازد، در هنگام روز، ستارگان را ببینید

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری، همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری

ریشه ها به عمق می روند که درخت ها سر به آسمان می سایند

مواظب باش فکر فردا، امروزت را خراب نکند

بزرگترین اشتباهی که انسان مرتکب مبشود این است که دائم از اشتباه کردن بترسد

بازنده در هر جوابی مشکلی را میبینید ولی برنده در هر مشکل جوابی را

خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش

دروغ مانند برف است هر چه آن را بلغتانید بزرگتر می شود

برای جبران اشتباهات، به دوستانت همان قدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل شوی

اگر میخواهی محال ترین اتفاق دنیا در زندگی ات رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن

وقتی خدا بهت میگه: "باشه"، چیزی رو که میخواهی بهت میده، وقتی میگه "صبر کن"، چیز بهتری بهت میده و وقتی میگه "نه" داره بهترین را برات آماده میکنه!

میگن خدا ابر رو گریه میاندازه تا گل بخنده! پس هر وقت گریه کردی ناراحت نشو، چون یکی داره میخنده

برای یک مرد چیزی کشنده تر از آن نیست که برای شکست های زندگی اش مقصری جز خودش پیدا نکند

میزان هوش انسان به جوابهایی که میدهد معلوم میشود و میزان خردمندی اش از سوال هایی که میکند

موفقیت چیزی نیست که دیگران از تو انتظار دارند،موفقیت چیزی است که تو به ان می اندیشی

ارامش در طوفان.سلاح عاقلان است

به جای اینکه به تاریکی دشنام بدهیم بهتر است شمعی بیفروزیم

موفق کسی است که با اجرهایی که به سمتش پرتاب میشود بنایی محکم بسازد

روز را با خنده شروع کن تا زندگی با خنده در دستانت شکوفا شود

پایان دادن به گفتگوهای درون یعنی رسیدن به ارامش

اگر به دنبال دوست بی عیب بگردیم هیچ وقت دوستی نخواهیم داشت

همیشه از خودت به خوبی یاد کن و زندگی را ان طور که دلخواهت هست تصور کن

تفاوت عمق اقیانوس و برکه از بزرگی ماهیهای که بیرون می ایند مشخص میشود

فقط کسی طعم دلتنگی را می فهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد

عشق ان نیست که دو نفر به هم نگاه کنند عشق ان است که هر دو به یک سو بنگرند

دلهای بزرگ و احساس های بلند عشق های زیبا و با شکوه می افرینند

در سراسر جاده زندگی،توقف ممنوع

همواره به یاد داشته باش،موفقیت یک نقطه نیست بلکه جریانی است پیوسته

99 درصد نگرانیهای ما مربوط به مسائلی است که هرگز اتفاق نمی افتند،پس شاد باش

اگر میخواهی مانند عقاب پرواز کنی با بوقلمون همراه نشو

مالکیت اسمان را به نام کسانی نوشته اند که به زمین دل نبسته اند

افکار بزرگ داشته باش،اما از شادیهای کوچک لذت ببر


دوشنبه 90 بهمن 3 , ساعت 7:33 عصر

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر

از یاد خدا غافل مشو

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو « می‌دانم چه حالی داری » چون در واقع نمی‌دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می‌خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می‌داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی‌لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی‌خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: «برای چه می‌خواهید بدانید؟»

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

سعی کن از آن افرادی نباشی که می‌گویند : آماده، هدف، آتش

هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می‌بخشد.

وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می‌رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تابه تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

در روز تولدت درختی بکارطوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی‌شوی.

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

شیر کم چرب بنوش.

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می‌رود که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند


یکشنبه 90 بهمن 2 , ساعت 3:6 عصر

آیه ی 30 و 31 سوره ی نور، حاوی مطالبی درباره ی نگاه است.
« قُل للمؤمنین یَغُضّوا مِن ابصارهم و یحفظو فروجَهم، ذلک ازکی لهم، إن الله خبیر بما یصنعون »
ای رسول ما مردان مؤمن را بگو چشمان را از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان شما اصلح است، البته خدا به هر چه می کنید آگاه است.
« و قُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصار هنَّ و یَحفُظنَ فروجهُنَّ ... »
ای رسول، زنان مؤمن را بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را از عمل زشت محفوظ بدارند.
در شأن نزول این دو آیه آمده است که :
امام باقر ( علیه السلام ) فرمودند : « این آیه ی شریفه، در مورد جوانی از انصار فرود آمد؛ چرا که او روزی در سر راه خویش با زنی زیبا و خوش سیما روبرو گردید که از کوچه می گذشت و چون در آن روزگاران زنان روسری خویش را پشت گوشهای خود قرار می دادند و چهره و گردن و گلو و بخشی از سینه ی آنان به طور طبیعی نمایان می گردید، این جوان با دیدن چهره ی زیبا و گردن و گلوی آن زن، به تماشای او ایستاد و پس از گذشتن آن زن از برابرش، با دیدگان خویش به بدرقه ی او پرداخت؛ درست در همان لحظاتِ چشم چرانی و بدرقه ی زن بود که صورتش به استخوانی که در دیواری قرار داده شده بود خورد و خون سرازیر شد و او پس از رفتن زن تازه متوجه بلایی شد که به سرش آورده بود. با همان چهره ی شکافته و خون آلود خدمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمد و ماجرا را بیان کرد و پس از آن فرشته ی وحی فرود آمد و این آیات را آورد.
از این دو آیه نکته هایی فهمیده می شود که به آن اشاره می کنیم :
1- لازمه ی ایمان، حفظ نگاه ،از حرام است. (قل للمؤمنین .... یغضوا..... )
2- جاذبه های غریزی را، باید کنترل کرد. (یغضوا)
3- گناه را از سرچشمه، جلوگیری کنیم و تقوا را از چشم، شروع کنیم.( من ابصارهم )
4- چشم پاک، مقدمه ی پاکدامنی است. ( یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم)
5- پوشش، برای مردان نیز واجب است. (یحفظوا فروجهم)
6- چشم چرانی و بی عفتی، مانع رشد معنوی انسان است. ( یغضوا- یحفظو- ازکی).
7- چشم چرانی، در محضر خداست. (در محضر خدا معصیت نکنیم ) (یغضوا ...... إن الله خبیر)
8- در لزوم عفت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام، بین زن و مرد فرقی نیست. (یغضوا- یغضضن- یحفظوا- یحفظنَ )
لازم به ذکر است: کلمه ی یغضوا از ماده ی «غضَّ» به معنای کم کردن و نقصان است و در بسیاری از موارد در کوتاه کردن صدا، یا کم کردن نگاه به کار می رود. بنابر این آیه نمی گوید مؤمنان چشمهایشان را فروبندند، بلکه می گوید نگاه خود را کم و کوتاه کنند.
بعد از بررسی آیات مربوط به نگاه ، نوبت به این می رسد که مشخص کنیم چه نگاهی حلال و چه نگاهی حرام می باشد. برای مشخص کردن این موارد به صورت مصداقی، ناچاریم به رساله های توضیح المسائل مراجعه کنیم.
همه ی مراجع تقلید در رساله ی توضیح المسائلشان، بابی را به این بحث اختصاص داده اند که به خاطر فهم هرچه بهتر فتوا ها سعی شده آنها به صورت تفکیک شده مطرح شود.

نگاه ها ، به طور کلی، به هشت بخش تقسیم می شود که عبارتند از:
1- نگاه مرد ،که خود دارای سه بخش می باشد :
• نگاه مرد به مرد
• نگاه مرد به زن
• نگاه مرد به بچه ها
2- نگاه زن ،که به سه بخش تقسیم می شود :
• نگاه زن به زن
• نگاه زن به مرد
• نگاه زن به بچه ها
3- نگاه در حالت شک
4- نگاه به عکس ،که خود به پنج قسم تقسیم می شود
• نگاه مرد به عکس زن نا محرم
• نگاه با خوف به عکس
• نگاه به عکس های مبتذل
• نگاه به عکس بچه ها
• نگاه به عکس مرد
5- نگاه به فیلم
6- نگاه به میت
7- نگاه برای معالجه
8- نگاه به زنی ،که قرار است با او ازدواج کند.

قاعده ی کلی در باب نگاه

1- نگاه به قصد لذت جنسی به هر شکل که باشد حرام است.
2- نگاه همسر به همسر چه با لذت و چه بدون لذت ، چه عورتین و چه غیر عورتین جایز است.
3- نگاه کردن به عورت دیگری، حتی به عورت بچه ی ممیزی که خوب و بد را می فهمد ،حرام است ولی زن و شوهر می توانند به تمام بدن یکدیگر، چه ظاهر چه باطن نگاه کنند .

نگاه مرد به مرد:نگاه کردن مرد به بدن مرد دیگر ،با قصد لذت حرام است ولی بدون قصد لذت جایز است.

نگاه مرد به زن:

نگاه مرد به زن محرم : مرد وزنی که به یکدیگر محرمند، اگر قصد لذت نداشته باشند ،می توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند .

نگاه مرد به زن نامحرم مسلمان : نگاه کردن مرد به بدن زنان نا محرم مسلمان و همچنین نگاه کردن به موی آنان، چه با قصد لذت چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستهای آنان، اگر به قصد لذت باشد حرام است واما بدون قصد لذت، نگاه به آنها بنا بر اظهر جایز است .
نگاه مرد به زن نا محرم غیر مسلمان (کافر ذمی یا کافری که از زمان تولد، محکوم به کفر است ) : نگاه کردن به زنان اهل ذمه، بلکه به زنان کافری که از هنگام تولد، محکوم به کفر هستند ، به جاهایی از بدن آنها که عادتاً پوشانیده نمی شود ،بدون قصد لذت و در صورتی که خوف واقع شدن در حرام نباشد ، جایز است .

نگاه مرد به بچه ها:

نگاه مرد به پسر بچه : نگاه مرد به پسر بچه، به قصد لذت حرام است .
نگاه کردن به بچه غیر ممیز که خوب و بد را نمی فهمد، بدون قصد لذت جایز است .
نگاه کردن به عورت بچه ی ممیز که خوب و بد را می فهمد، حرام است .
نگاه مرد به دختر بچه : احکام بالا ،در رابطه ی دختر بچه ی محرم نیز جاری است .
نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نا بالغ نا محرم ، اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد، جایز است ولی بنا بر احتیاط ، باید جاهایی را که مثل ران و شکم معمولاً می پوشانند نگاه نکند .

نگاه زن به زن:

نگاه کردن زن به بدن زن دیگر، به قصد لذت حرام است ولی بدون قصد لذت ، جایز است .

نگاه زن به مرد:

نگاه زن به مرد محرم : مرد و زنی که به یکدیگر محرمند ، اگر قصد لذت نداشته باشند، می توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند .
نگاه زن به مرد نا محرم : نگاه کردن زن به بدن مرد نا محرم ، بنا بر احتیاط واجب حرام است؛ اما جواز نگاه کردن زن به قسمتی از بدن مرد نا محرم که غالباً باز است ، مثل سر ، خالی از وجه نیست ،مگر اینکه این نگاه کردن ، کمک به معصیت باشد .

نگاه زن به بچه ها:

نگاه زن به پسر بچه محرم یا نا محرم : نگاه کردن زن به بدن پسری که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد ،جایز نیست .
نگاه کردن به بچه ی غیر ممیزی که خوب و بد را نمی فهمد، بدون قصد لذت، جایز است .
نگاه زن به دختر بچه : نگاه زن به دختر قبل از زمان تمییز، جایز است .
نگاه زن به دختر بچه ی ممیز به غیر عورتین، جایز است و به عورتین، جایز نیست .

نگاه در حالت شک:

1- اگر شک کند این شخص از کسانی است که نباید به او نگاه کند یا کسانی که می تواند به او نگاه کند، نباید نگاه کند.
2- اگر در جمعی شک کند به این ترتیب که می داند محرمی دارد ولی نمی داند که کدام یک از افراد این جمع است، نباید نگاه کند.
3- اگر انسان در شخصی شک کندکه مرد است یا زن) مثلا به علت تاریکی( بنابر احتیاط واجب، نباید به او نگاه کند.
4- اگر انسان در چیزی شک کند که انسان است مثلاً یا حیوان یا چیز دیگر، نگاه کردن جایز نیست .

نگاه به عکس:

نگاه به عکس نا محرم : نگاه کردن به تصویر زن نا محرم، حکم نگاه کردن به خود زن نامحرم را ندارد؛ بنا بر این اگر نگاه از روی لذت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصویر هم متعلق به زن مسلمانی که بیننده ی آن را می شناسد نباشد، اشکال ندارد.

نگاه با خوف به عکس:

اگر نگاه کردن به تصاویر، به قصد ریبه باشد یا انسان بداند که منجر به تحریک شهوت او می شود یا خوف ارتکاب گناه و مفسده باشد ، در این صورت نگاه کردن به آنها حرام است.

نگاه به عکس های مبتذل:

نگاه کردن به تصاویر مبتذل، حکم نگاه کردن به نامحرم را ندارد و در صورتی که از روی شهوت و ریبه نباشد و مفسده ای هم بر آن مترتب نشود، شرعاً اشکال ندارد ولی با توجه به اینکه دیدن تصویر برهنه ای که شهوت برانگیز است ، غالباً از روی شهوت بوده و به همین دلیل مقدمه ی ارتکاب گناه می باشد، بنا براین دیدن آن حرام است

نگاه به عکس بچه ها:

نگاه کردن به عکس بچه ها چه دختر چه پسر، اگر بدون قصد لذت باشد و انسان نترسد به گناه آلوده شود، اشکالی ندارد .

نگاه به عکس مرد:

زنان می توانند به عکس مردان نگاه کنند، مشروط به آنکه به قصد لذت و ریبه نباشد؛ خواه مرد را بشناسد یا نشناسد، خواه مرد محرم باشد یا نامحرم.

نگاه به فیلم:

نگاه کردن به فیلم ها، حکم نگاه کردن به نا محرم را ندارد و در صورتی که از روی شهوت و ریبه نباشد و مفسده ای هم بر آن مترتب نشود، شرعاً اشکال ندارد .
نگاه زنان به مسابقات ورزشی : اگر مشاهده ی آن با حضور در میدان و به طور مستقیم باشد و یا آن را به طور زنده و مستقیم از تلویزیون ببیند و یا به قصد لذت و ریبه بوده و یا در آن خوف ارتکاب گناه یا فساد وجود داشته باشد ، جایز نیست و در غیر این صورت ، اشکال ندارد .

نگاه به میت:

حکم نگاه کردن به میت ، همان حکم انسان زنده است؛ در نتیجه مرد نمی تواند به بدن زن نامحرم میت نگاه کند و همچنین زن نیز به بدن مرد نامحرم میت، نمی تواند نگاه کند .

نگاه برای معالجه:

اگر مرد برای معالجه ی زن نا محرم ، نا چار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند اشکال ندارد ، ولی اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند، نباید به او دست بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند، نباید او را نگاه کند .
اگر انسان برای معالجه ی کسی نا چار شود که به عورت او نگاه کند، بنا بر احتیاط واجب باید آیینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند ولی اگر چاره ای جز نگاه کردن به عورت نباشد ،اشکالی ندارد.

نگاه مرد به زنی که قرار است با او ازدواج کند:

نگاه مرد به صورت زنی که می خواهد با او ازدواج کند ، جایز است به شرط آنکه : بداند مانع شرعی از ازدواج با او نیست و احتمال هم بدهد که زن ازدواج را قبول می کند و احتمال بدهد که بااین نگاه اطلاع تازه ای پیدا می کند و با این شرایط ، نگاه کردن فقط برای این مرد جایز است، اگر چه چند مرتبه باشد ، بلکه چنین نگاه کردنی برای جلو گیری از نزاع بعد از عقد ، مستحب نیز هست و اجازه ی زن هم در آن لازم نیست و بنا بر اظهر نگاه کردن به مو و محاسن دیگرِ آن زن هم با همین شرایط جایز است و وجهی دارد که زن هم بتواند به مردی که می خواهد با او ازدواج کند با شرایطی که گفته شد نگاه کند .

اثرات مخرّب نگاه حرام در زندگی فردی و اجتماعی

بعد از بررسی مصادیق و موارد نگاه حرام، نوبت به بررسی اثرات مخرب این گونه نگاه ها در زندگی انسان می رسد. در قوانین اسلامی، محدودیت هایی برای نگاه در نظر گرفته شده است؛ این محدودیت ها به خصوص در نگاه به جنس مخالف بیشتر است و به ویژه در نگاه مردان به زنان تشدید شده است و در شرایطی که با توجه به وضع نگاه کننده و نگاه شونده ، زمینه ی تلذذ جنسی یا انحراف اخلاقی وجود داشته باشد، به طور کلی ممنوع است. شاید بتوان گفت که این محدودیت ها به خاطر اثرات مخربی است که نگاه آلوده در زندگی انسان دارد که در صورت توجه و بررسی کامل و جامع این اثرات، روشن می شود محدودیت هایی که از طرف شارع اعمال شده، کاملاً خردمندانه است که عقل سلیم و فطرت پاک بدان رهنمون است.
حال این اثرات، گاهی اوقات در زندگی فردی و گاهی در زندگی اجتماعی نمایان می شود که در این مقاله به بررسی هر دو مورد می پردازیم.

« اثرات مخرب نگاه آلوده در زندگی فردی »

1) از بین رفتن آرامش روانی انسان؛

توجه به پیوند دیده و دل، در ادبیات، سابقه ای کهن دارد و در اشعار و ضرب المثلها رایج است.
1- از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
2- ار دیده نبیند، دل نخواهد.
3- که هرچه دیده بیند، دل کند یاد.
4- هرچه دیده دید، دل می خواهد.
این تعبیرات و تأکیدات همه گویای آن است که دل در گروی نگاه است و نگاه دل را به دنبال خود می کشد. وقتی که نگاه، حریم میان زن و مرد را می شکند، دریچه ای از هیجان و التهاب را به روی خود باز می کند و هرچه نگاه ادامه می یابد، عطش غرایز، سیری ناپذیر تر می گردد. خطر نگاه را آنگاه می توان به خوبی تشخیص داد که به قدرت غریزی جنسی در انسان توجه شود.
« نگاه»، نیروی خفته ی شهوت را در موقعی خطرناک به تکاپو وا می دارد و غریزه ای که در سرکشی بی دلیل است را به چموشی می اندازد.
استاد مطهری ، در زمینه ی غریزه ی جنسی و راه جلو گیری از آن سخن بسیار عمیقی دارد :
« به نیروی تقوا و ایمان در مقابل موجبات همه ی گناه ها می توان تکیه کرد، مگر در مورد گناهان مربوط به غریزه ی جنسی؛ اسلام هرگز نیروی تقوا و ایمان را با اینکه قوی ترین نیروهای اخلاقی است، یک ضامن کافی در برابر تحریکات و وسائس این غریزه ندانسته است.
برخی از دانشمندانی که از اخلاق بهره ای ندارند ، گمان برده اند که، رفع محدودیت ها و آزاد گذاردن شهوت، به آرامش می انجامد و به روان انسان سیری می بخشد.
راسل می گوید : « اگر عکس های مستهجن، مجاز و کارت پستال های منافی عفت آزاد گردد، پس از گذشت مدتی استقبال ، مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی به آنها نگاه نخواهد کرد».
ولی آنها از این نکته غافلند که برداشتن مرزها و در هم شکستن قیود، طبیعت آدمی را بی بند و بار می سازد و میل به تنوع و زیاده خواهی و طمع ورزی را افزایش می دهد. درست است که با دیدن یک عکس، میل به دیدن آن کاهش می یابد، ولی میل به دیدن عکسهای دیگر، مضاعف می شود؛ پس از آنکه تأثیر عکس کاهش یافت، این عطش، انسان را به هرزگی های دیگر سوق می دهد. تقاضا برای بی بندو باری ، خستگی ناپذیر است و هیچگاه انسان را آرام نمی گذارد. تمایلات شهوانی، از نوع تمایل به خواب یا خوراک نیست که ظرفیت محدودی داشته باشد و اشباع شود و سپس به انزجار بیانجامد؛ بلکه از نوع تمایل به ثروت و مقام است که حدی برای خود نمی شناسد؛ از نظر جسمی سیری ناپذیر و محدود است، ولی از نظر روانی با تنوع طلبی و عطش طلبی همراه است. ویژگی اساسی هوس آن است که در آن حرص و آز موج می زند، از یکی سیر می شود و به دیگری روی می آورد؛ در عین حال که ده ها نفر را در اختیار قرار دارد، متوجه دیگران است و حاضر به چشم پوشی از بیگانه نیست.
هوس، هرزه صفت است، ارضاء شدنی نیست، همچون جهنم است که هر چه را ببلعد، باز هم می گوید « هل مِن مزید
کسی که می خواهد با نظر بازی و چشم چرانی آرامش کسب کند، همچون نابخردی است که بخواهد آتش را با هیزم خاموش کند.
راه کنترل و آرامش، علاوه بر ارضاء غریزه از مسیر صحیح و در حد نیاز طبیعی، جلوگیری از تهییج و تحریک است که در قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) به آن امر شده است.
چشم دوختن به صحنه های تحریک کننده و نظر انداختن به آنچه که تهییج را به دنبال دارد، غریزه ی جنسی را رها می کند و در آن صورت ، مهار کردن آن کاری بس دشوار است.تدبیر اسلام برای رام کردن این غریزه، علاوه بر، « رعایت پوشش مناسب »، پرهیز از نگاه های مسموم است که زنان و مردان به آن موظف شده اند.
امام علی ( علیه السلام ) « العین رائد الفتن» ( چشم، جلودار فتنه ها و گناهان است.)
امام علی ( علیه السلام ) « العیون طالع القلوب » (چشم ها، پیش قراولان دلند.)
امام علی ( علیه السلام ) « العین بریدُ القلب » (چشم، قاصد دل است.)
امام علی ( علیه السلام ) « اللحظ رائد الفتن» (نگاه، بلد راه فتنه ها و گناهان است.)
امام علی ( علیه السلام ) « العین جاسوس القلب و برید العقل » ( چشم، جاسوس دل و قاصد خرد است.)
امام علی ( علیه السلام ) « لحظ الانسان رائد قلبه » ( نگاه انسان، بلد دل اوست.)
امام علی ( علیه السلام ) « القلب مصحف البصر » ( دل، کتاب دیده است.)
امام علی ( علیه السلام ) « العیون مصائد الشیطان » ( چشم ها ، دام های شیطان اند.)
امام رضا ( علیهم السلام ) : فلسفه حرمت نگاه حرام به زنان را چنین بیان می کنند : « این کار، مردان را تهییج و در اثرآن به فساد روی می آورند.»
آنان که با چشم هرز، باز هم ادعای دل پاک دارند، سخنانشان به شوخی و شبیه تر است و باید ایشان را در انکار واقعیت در زمره ی سوفسطائیان شمرد.

2) از بین بردن حرمت انسانی

همانگونه که حجاب و پوشش، نوعی حریم بین زن و مرد ایجاد می کند، پرهیز از هرزگی در نگاه و دوری از چشم چرانی، حریمی دیگر در روابط این دو جنس به وجود می آورد.با این حریم ، منظور الیه، در هاله ای از حرمت قرار می گیرد. پیام هر نگاه آلوده آن است که ، به طرف مقابل ، به عنوان ابزاری برای کامروایی توجه دارم و به او نه از زاویه ی یک انسان با کمالات والا و ارزشهای متعالی، بلکه از زاویه ی بر آوردن نیازهای شهوانی خویش می نگرم، چنین نگاهی ، انسان منظور الیه را از شخصیت مستقل، به شخص برای من، تنزل می دهد و در حقیقت، در ذات خود با نوعی تحقیر همراه است.
اساساً نگاه ها ، پیام دارند و چشم ها مانند زبان، سخن می گویند و گویایند، گاه چشم از نفرت و خشم سخن می گوید و گاه نگاه ، بغض و کینه را بیرون می ریزد، گاه از محبت و صمیمیت خبر می دهد، گاه حکایت از طمع دارد و گاه ... . وقتی که دیده از زن مسلمان فرو خوابانده می شود و چشم با خیرگی به او نمی نگرد و در مقام وار انداز کردن وی بر نمی آید، (غضّ بصر) احترام به او را اثبات می کند. بخصوص که زنان عفیف مسلمان با رعایت حجاب، بر این حرمت نهادن، تأکید می کنند و با پوشش خود نشان می دهند که نگاه مردان را به خویش نمی پسندند و با آن مخالفند.
ولی بالعکس، کسی که بی حجاب است، با نوع پوشش اش نشان می دهد که لازم نیست کسی احترامش را حفظ کند و خود را وسیلة هوسرانی و هرزگی عده ای قرار می دهد و از اینکه به عنوان یک وسیله و ابزار ( نه به عنوان یک انسان) در جامعه مطرح است، رضایت خاطر دارد.


شنبه 90 بهمن 1 , ساعت 7:35 صبح

1. از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

ترسیدن از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد خیلی راحت است. وقتی واقعاً از خودتان بپرسید بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست، تصویری روشن از موقعیت پیدا می‌کنید، کمی از ترستان از بین می‌رود و می‌فهمید که نتایج احتمالی آن به آن اندازه که اول تصور می‌کردید ترسناک نیستند. با اینکار عواقب احتمالی را برای خودتان تعریف می‌کنید و همچنین متوجه می‌شوید که هر اتفاقی که بیفتد می‌توانید آن را مدیریت کرده و از آن سربلند بیرون بیایید.

2. موسیقی نشاط ‌بخش گوش دهید.

قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتمادبه‌نفستان را کمی سست کند، می‌توانید از موسیقی بعنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.

3. یک چیز جدید امتحان کنید.

وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون می‌گذارید و چیزی را امتحان می‌کنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش می‌کنید بلکه محدوده‌های خود و اعتمادتان به توانایی‌های خود را گسترش می‌دهید. با امتحان کردن یک چیز تازه می‌توانید از ترس‌هایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیت‌های کمتر داشته باشید.

4. برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.

این یکی از مهمترین و موثرترین راه‌های ایجاد اعتمادبه‌نفس دائم است. وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی‌کشید و آن را پیش می‌برید، خودتان به خودتان ثابت می‌کنید و اینجاست که اعتمادبه‌نفستان بالا می‌رود.

5. از مدیتیشن استفاده کنید.

مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.

ادامه مطلب...

جمعه 90 دی 30 , ساعت 4:40 عصر

 

 

40 گام کوچک برای شادی

برای شاد بودن حتماً لازم نیست که تغییرات بزرگ و بنیادی در خود ایجاد کنیم. گاهی گام های کوچک روزانه می توانند آن چنان ما را غرق در شادی کنند که غصه ها و ناراحتی های خود را کم اهمیت ببینیم و در صورت استمرار چنین کارهایی، شادی تبدیل به هویت و شخصیت ما شود. در زیر چهل گام کوچک را که می تواند به شادی ییشتر شما در زندگی روزمره منجر شود، ذکر کرده ایم. هنگام خواندن این مطلب یک مداد در دستتان باشد و جلوی هر کدام که می توانید در همین هفته انجام دهید، یک تیک بزنید.
*اگر احساس خوشبختی نمی کنید به گذشته خود برگردید و تمام اتفاقات مثبتی را که در زندگیتان روی داده، به خاطر آورید، خواهید دید که معجزات زندگی شما کم نبوده است.
*روزهای تعطیل را حسابی خوش بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید، با خانواده به پارک بروید، فیلم مورد علاقه تان را ببینید. یک روز در هفته ذهنتان را به طور کامل از مسایل کاری جدا کنید، مطمئناً با این وضعیت در طول هفته در کارتان هم کارآمدتر خواهید بود.
*همچون یک جهانگرد در شهر خودتان به گشت و گذار بپردازید.
*در روز تولدتان علاوه بر هدایایی که از دیگران می گیرید برای خودتان یک هدیه ای بخرید، مثلاً چیزی را که مدت هاست در ویترین یک مغازه نظرتان را جلب کرده خریداری کنید.
*دکوراسیون خانه خود را تغییر دهید، یک فضای جدید برای شما یک روحیه جدید می سازد.
*روزی نیم ساعت را به یادگیری زبان انگلیسی یا یک زبان خارجی دیگر اختصاص دهید. صحبت کردن به یک زبان دیگر موجب می شود که شما با دنیایی جدید آشنا شوید که قبلاً آن را نمی شناختید.
*پیش از خوردن هر وعده غذا دعای شکر بخوانید، مطمئن باشید که خدا پاسخ قدرشناسی شما را خواهد داد.
*حتی اگر در خانه تنها هستید و می خواهید غذا بخورید یک میز رنگارنگ با تزیینات عالی بچینید.
*برای خودتان یک برنامه منظم میوه خوری بچینید، یک دستگاه آبمیوه گیری بخرید و هر روز از آن استفاده کنید.
*از خودتان چنان مراقبت کنید که یک شاهزاده از خودش مواظبت می کند.
*با کودکان رابطه خوبی برقرار کنید تا کودک درون شما هم فعال تر شود.
*گاهی اوقات سوار اسب یا شتر شوید، اما با حیوانات مهربان باشید و آنها را شلاق نزنید.
*به رستوران های ملل دیگر بروید و طعم های مختلف غذا را امتحان کنید.
*شادترین عکس های زندگی خود را در یک آلبوم جداگانه گردآوری کنید.
*صدای خداوند را در تک تک تپش های قلبتان بشنوید، او جانشین تمام نداشتن های شماست و تنها کسی است که همیشه برای شما وقت دارد.
*به همه انسان ها بدون مرز عشق بورزید.
*هر وقت که باران بارید چتر خود را بردارید و زیر باران قدم بزنید، خواهید دید همراه با طبیعت روح شما نیز زنده خواهد شد.
*روزتان را با خواندن چند آیه از کلام خداوند شروع کنید.
*اگر کارتان طوری است که می توانید در میانه روز یک استراحت کوتاه روزانه داشته باشید حتماً این کار را انجام دهید.
*در گذشته نیاکان ما وقتی از سر کار برمی گشتند برای رفع خستگی به یک قهوه خانه سنتی می رفتند و خودشان را میهمان یک چای یا قهوه می کردند. شما می توانید این سنت خوب را در زندگی خودتان احیا کنید.
*هر کس به شیوه ای به انرژی و آرامش می رسد سعی کنید که راه حل های ابتکاری خودتان را بیابید.
*نیم ساعت در روز ریلکسیشن کنید، اگر وقت ندارید حداقل برای دقایقی چشمانتان را ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید.
*در خصوص حرف دیگران از کاه کوه نسازید.
*چند فیلم شاد و خنده دار از ویدیو کلوپ محله تان اجاره کنید و هر شب یکی از آنها را ببینید.
*اگر نمازهای خود را به موقع نمی خوانید سعی کنید در سال جدید این عادت مثبت را در خود به وجود آورید. این کار یقیقتاً موجب افزایش آرامش در زندگی شما خواهد شد.
*در همین خانه تکانی امسال لباس های قدیمی تان را که کمتر می پوشید بیرون بیاورید و به یک فرد نیازمند هدیه کنید. با کمک به دیگران هم ثواب می کنید و هم حس انسانیت درون خود را ارضا کرده اید.
*اگر فکر می کنید انسان بدشانسی هستید به انسان های بدشانس تر از خود فکر کنید.
*مسئولیت پخش اخبار خوب بین خانواده و دوستان را بر عهده بگیرید.
*یک CD یا MP3 از مجموعه آهنگ های مورد علاقه تان تهیه کنید. مطمئناً از شنیدن آن همیشه احساس خوبی به شما دست خواهد داد.
*محیط خانه و محل کارتان را پر از گیاهان زیبای تزیینی کنید، به نور پردازی منزلتان هم اهمیت بدهید، می توانید در این زمینه از یک متخصص کمک بگیرید.
*نتایج تحقیقات نشان داده است که پوشیدن لباس های شاد می تواند تا 32 درصد روحیه یک فرد بهبود بخشد.
*هم در خانواده و هم در جامعه خود را سفیر صلح و آشتی بدانید. سخن مولا علی (ع) را به خاطر بسپارید که هزاران دوست کم و یک دشمن زیاد است.
*دیگران را به شکل مثبتی سورپرایز کنید. شادی تنها پدیده ای در عالم است که با تقسیم آن دو برابر می شود.
*اگر حس می کنید در شرایط خوبی نیستید به یاد بیاورید که حتی در زندان هم زندانی های شاد وجود دارند.
*یک آکواریوم با ماهی های زیبا برای خانه خود بخرید.
*نواختن یک ساز مثل سنتور یا گیتار را یاد بگیرید.
*هر گاه تنها بودید و حس کردید که دارید به چیزهای منفی فکر می کنید گوشی تلفن را بردارید و با یکی از دوستانتان حرف بزنید، با تلفن های همراه جدید هیچ کس تنها نیست!
*برای لذت بردن از زندگی زمان های خاصی را در نظر بگیرید، اما این قدر در آن افراط نکنید که از کار، تحصیل و معنویت باز بمانید، چرا که در این صورت پس از مدتی دیگر نخواهید توانست از زندگی تان لذت ببرید.
*یا به اندازه آرزوهایتان تلاش کنید و یا به اندازه تلاش هایتان آرزو، این تنها راه شادی و آرامش واقعی است.


<      1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ