سفارش تبلیغ
صبا
 
سه شنبه 91 خرداد 9 , ساعت 10:25 صبح

یافته‌های مطالعات اخیر در حوزه مدیریت در ایالات متحده نشان می‌دهد که 48 درصد از کارمندان ادارات به این‌ خاطر دست از کار می‌کشند که احساس می‌کنند کارفرمایانشان قدر آنها را نمی‌دانند؛ 61 درصد عنوان کردند که مقامات بالا چندان برای آنها ارزش قائل نبودند، و 88 درصد گفتند در ازای کاری که انجام می‌دادند به هیچ شکلی از آنها قدردانی نمی‌شد.
اگر بخواهید در مقام یک دوست، ارتباطی موفق با دیگران داشته باشید باید در عرصه هنر قدردانی کردن از آنها به مهارت بالایی دست پیدا کنید.

تا به ‌حال با کسی برخورده نکرده‌ام که از دریافت بازخوردهای مثبت فراوان از جانب دیگران شاکی باشد. آیا شما تا به ‌حال با چنین کسانی روبه‌رو شده‌اید؟

بد نیست بدانید: همه ساله، یک شرکت مشورتی در زمینه مدیریت با حضور بیش از 200 شرکت فعال، دست به نظرسنجی گسترده‌ای می‌زند تا مشخص شود که چه عواملی در کارکنان انگیزه ایجاد می‌کند. وقتی‌که یک فهرست 10 گزینه‌ای در اختیار شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی قرار می‌دهند و از آنها می‌خواهند که بگویند کدام عامل انگیزه بیشتری به آنها می‌بخشد، اکثریت قریب به اتفاق کارمندان همواره گزینه قدردانی را به عنوان اولین انگیزه‌ انتخاب می‌کنند. در حالی ‌که مدیران گزینه قدردانی را هشتمین انتخاب خود قرار می‌دهند و این خود یک ناهماهنگی عمده است!

تکنیک ارزشمندی که در راستای نهادینه کردن این عادت به کار بردم این بود که در تمام طول روز یک کارت کوچک را در جیب لباسم قرار دادم، و هر زمان که از کسی قدردانی می‌کردم ضربدری روی کارت می‌زدم. اگر در پایان روز تعداد ضربدرها به ده نمی‌رسید، خواب را بر خود حرام می‌کردم. اگر می‌دیدم پاسی از شب گذشته و هنوز باید چند ضربدر دیگر روی کارت می‌زدم؛ آن‌گاه به سراغ همسر و فرزندانم می‌رفتم و از آنها قدردانی می‌کردم، یا برای تعدادی از کارمندانم از طریق پست الکترونیکی پیغام تشکر می‌فرستادم، یا با مادرم تماس می گرفتم و از آنها قدردانی می‌کردم.

قدردانی کردن یکی از اسرار موفقیت است

یک دلیل مهم دیگر برای این‌که چنین عادتی را در خود شکل بدهید این است که با قدردانی کردن از دیگران، خودتان در وضعیت روحی و احساسی خوب و بالایی قرار خواهید گرفت.
وقتی از دیگران قدردانی کرده و خوبی‌هایشان را برمی‌شمارید احساس می‌کنید که نعمت‌های فراوانی به سوی خود جذب می‌کنید. شما در حقیقت قدر نعمت‌هایی را می‌دانید که از وجودشان بهره‌مند هستید، و دیگر حواستان جذب نداشته‌هایتان نمی‌شود. تمام توجه‌تان معطوف آن نعمت‌هایی می‌شود که دریافت می‌کنید و با این کار همواره نعمت‌های بیشتری را به سوی خود جلب می‌کنید (مصداق واقعی این ضرب المثل زیبا: شکر نعمت نعمتت افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند).

و از آن‌جا که بر اساس قانون جذب، همسان‌ها یکدیگر را جذب می‌کنند، لذا هر چه ‌بیشتر از دیگران تقدیر کنید به همان نسبت از جانب دیگران مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرید و احساس بهتری به شما دست می‌دهد. هر روز نعمت‌های بیشتری نصیب شما شده و آرامش در زندگیتان جاری می‌شود.

بیایید لباس قدردانی را بر تن دیگران بپوشانید تا تغییرات چشمگیر و مثبتی را در تمامی عرصه‌های زندگیتان به چشم خود ببینید.


سه شنبه 91 خرداد 9 , ساعت 9:40 صبح

دیباچه: چگونه می‌توان معضل بیکاری را حل نمود؟ با مسأله سوءاستفاده‌ مالی و فساد اداری چه باید کرد؟ چرا کارکنان سازمان‌ها، گرفتار دلسردی، یأس و افسردگی می‌شوند؟ چرا در تعدادی از سازمان‌های ما از امکانات موجود به خوبی استفاده نمی‌شود؟بسیاری از متخصصان علوم گوناگون، به ویژه صاحبنظران علوم انسانی درپاسخ به این سؤال‌ها می‌گویند که کلید معمای مشکلات سازمان‌های هر جامعه "مدیریت" است. چون تأمین نیازهای فنی، خدماتی، درمانی و تفریحی جامعه، بدون وجود مدیران لایق که بالاترین کارآیی و بهره‌وری را داشته باشند، امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل هر جامعه‌ای برای فایق آمدن بر مشکلات سازمانی خود، قبل از هر چیز باید به مسأله آموزش صحیح و موثر مدیریت توجهی بنیادی داشته باشد. تخصصی که در بیشتر دانشگاه‌های معتبر علوم انسانی جهان، تحت عنوان رشته مدیریت آموزش داده می‌شود. رشته‌ مدیریت‌ در کشور ما دارای‌ شاخه‌های‌ متعددی‌ است که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ مدیریت‌ بازرگانی‌، صنعتی‌، دولتی‌، جهانگردی‌ ، بیمه‌، بیمه‌اکو، امور گمرکی‌ و امور بانکی‌ اشاره‌ کرد و همچنین‌ از شاخه‌های‌ تخصصی‌تری‌ مثل‌ مدیریت‌ کمیسریای‌ دریایی‌ یا اداره‌ امور بیمارستان‌ها نام‌ برد.

گرایش‌ مدیریت‌ بازرگانی‌

یک‌ دانشجوی‌ مدیریت‌ بازرگانی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ مدیر تجاری‌ تحصیل‌کرده‌، می‌تواند امور تجاری‌ را تفکیک‌ و اداره‌ کند و به‌ یاری‌ قدرت‌ خلاقه‌ خویش‌ در ایجاد بازار جدید، ارائه‌ خدمات‌ متنوع‌ و تازه‌، ابداع‌ روش‌های‌ جدید در عرضه‌ و توزیع‌، کارآفرین‌ باشد. فارغ‌التحصیل‌ مدیریت‌ بازرگانی‌ باید بتواند برای‌ کالاهای‌ موجود، بازار جدیدی‌ پیدا کند‌ یا روش‌های‌ مطلوب‌ توزیع‌ را در سیستم‌ دولتی‌ طراحی‌ نماید، چون‌ امروزه یکی‌ از بزرگترین‌ مشکلات‌ کشور ما، رساندن‌ محصولات‌ کشاورزی‌ مثل‌ برنج‌، چای‌ و مرکبات‌ به‌ بازار و به‌ دست‌ مصرف‌کننده‌ است‌.

درس‌های این رشته در طول تحصیل

دروس‌ مشترک‌ در‌ گرایش‌های‌ مختلف‌ مدیریت‌:

اصول‌ حسابداری‌، ریاضیات‌ و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، آمار و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، کامپیوتر و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، اقتصاد خرد، اقتصاد کلان‌، روش‌ تحقیق‌ در مدیریت‌، مبانی‌ سازمان‌ و مدیریت‌، تحقیق‌ در عملیات‌، مدیریت‌ رفتار سازمانی‌، مدیریت‌ منابع‌ انسانی‌، حقوق‌ اساسی‌، مبانی‌ مدیریت‌ اسلامی‌، سیستم‌های‌ اطلاعاتی‌ در مدیریت‌.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ بازرگانی‌:

مدیریت‌ استراتژیک‌ ، حقوق‌ بازرگانی‌، حسابرسی‌، مدیریت‌ تولید، مدیریت‌ مالی‌، توسعه‌ اقتصادی‌ و برنامه‌ریزی‌ ، روانشناسی‌ کار، حسابداری‌ صنعتی‌، بازاریابی‌ و مدیریت‌ بازار، تجزیه‌ و تحلیل‌ و طراحی‌ سیستم‌، سازمان‌های‌ پولی‌ و مالی‌ بین‌المللی‌ ، بازرگانی‌ بین‌المللی‌ ، بازاریابی‌ بین‌الملل‌، پول‌ و ارز و بانکداری‌، سیاست‌ پولی‌ و مالی‌، سیستم‌های‌ خرید و انبارداری‌ توزیع‌، حقوق‌ بازرگانی‌ بین‌الملل‌، تحقیقات‌ بازاریابی‌، روابط‌ صنعتی‌، سمینار در مسایل‌ مالی‌، سمینار در مسایل‌ بازاریابی‌، بهره‌وری‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ آن‌ در سازمان‌.

گرایش‌ مدیریت‌ صنعتی

یکی‌ از علل‌ عدم‌ موفقیت‌ صنایع‌ ما این‌ است‌ که‌ اکثر مسؤولین‌ واحدهای‌ صنعتی‌؛ فارغ‌التحصیل‌ مدیریت‌صنعتی‌ نیستند. حضور یک‌ کارشناس‌ مدیریت‌ صنعتی‌ که‌ مسؤولیت‌ نیروی‌ انسانی‌ را بر عهده‌ بگیرد، در هر واحد صنعتی‌ ضروری‌ است‌ تا بتواند با استفاده‌ از دانش‌ خویش‌؛ مشارکت‌، مهارت‌ و انگیزه‌ نیروی‌ انسانی‌ واحد صنعتی‌ مورد نظر را افزایش‌ دهد. مدیریت‌ صنعتی‌ دارای‌ سه‌ بعد اصلی‌ فنی‌ و تکنیکی‌، مالی‌ و رفتاری‌ و اجتماعی‌ است. در رشته‌ مهندسی‌ صنایع‌ دانشجویان‌ بیشتر به‌ مطالعه‌ بعد فنی‌ و تکنیکی‌ صنایع‌ می‌پردازند اما رشته‌ مدیریت‌ صنعتی‌ به‌ دو بعد مالی‌ و رفتاری‌ صنایع‌ تأکید بیشتری‌ دارد.

 

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ صنعتی‌:

مدیریت‌ مالی‌، روانشناسی‌ صنعتی‌، حسابداری‌ صنعتی‌، بازاریابی‌ و مدیریت‌ بازار ، کنترل‌ کیفیت‌ آماری‌، سیستم‌های‌ خرید و انبارداری‌ و توزیع‌، تحقیق‌ در عملیات‌، کنترل‌ پروژه‌ ، طرح‌ریزی‌ و تعمیرات‌ و نگهداری‌، کارسنجی‌ و روش‌سنجی‌، مدیریت‌ کارخانه‌، حفاظت‌ صنعتی‌، بررسی‌ اقتصادی‌ طرح‌های‌ صنعتی‌، روابط‌ صنعتی‌، فنون‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ و طراحی‌ سیستم‌، بازاریابی‌ بین‌المللی‌، بهره‌وری‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ آن‌ در سازمان‌، پروژه‌.

گرایش‌ مدیریت‌ دولتی

هدف‌ رشته‌ مدیریت‌ دولتی‌، تربیت‌ مدیران‌ شایسته‌ای‌ است‌ که‌ بتوانند وظایف‌ پنجگانه‌ محوله‌ را به‌ نحو احسن‌ در سازمان‌ها و تشکیلات‌ دولتی‌ کشور انجام‌ دهند. این‌ وظایف‌ عبارتند از:

1ـ برنامه‌ریزی‌ و اجرای‌ آن‌. 2ـ سازمان‌دهی‌ یا تقسیم‌ وظایف‌ بین‌ کارکنان‌ یک‌ سازمان‌ به‌ نحوی‌ که‌ با تقسیم‌ کار بتواند مهارت‌ پرسنل‌ خود را در پرداختن‌ به‌ کارهای‌ جزئی‌ افزایش‌ دهد. 3ـ عملیات‌ امور استخدامی‌ یا کارگزینی‌ کارکنان‌ جدید. 4ـ هدایت‌ و راهبری‌. 5 ـ نظارت‌ و کنترل‌.برای مثال چون در یک بخش دولتی، رقابت وجود ندارد؛ کارکنان تمایل به افزایش ارتقای خدمات ندارند و این وظیفه مدیریت است که بتواند در چارچوب قوانین و مقررات دولتی، با خلاقیت و نوآوری خویش، کارآیی و بهره‌وری کارکنان را افزایش دهد.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ دولتی‌:

روانشناسی‌ سیاسی‌، جامعه‌شناسی‌سازمان‌ها، توسعه‌ اقتصادی‌ و برنامه‌ریزی‌، مدیریت‌ تحول‌ سازمانی‌، حسابداری‌ دولتی‌، مالیه‌ عمومی‌ و تنظیم‌ خط‌مشی‌ مالی‌، فراگرد تنظیم‌ و کنترل‌ بودجه‌، مدیریت‌ سازمان‌های‌ محلی‌ و شهرداری‌ها، مبانی‌ مدیریت‌ دولتی‌، مدیریت‌ تطبیقی‌ ، مدیریت‌ توسعه‌، مدیریت‌ تعاونی‌ها، تصمیم‌گیری‌ و تعیین‌ خط‌مشی‌، سیر اندیشه‌های‌ سیاسی‌ و تحول‌ نهادهای‌ اداری‌، مباحث‌ ویژه‌ مدیریت‌ دولتی‌، حقوق‌ اداری‌، سازماندهی‌ و اصلاح‌ تشکیلات‌ و روش‌ها، روابط‌ کار در سازمان‌.

 

مدیریت

  

 

گرایش‌ مدیریت‌ جهانگردی

کشور ایران 1648000 کیلومتر مربع وسعت دارد و هرگوشه‌اش دارای جلوه و لطفی تازه، رمز و رازی دیگر و زیبایی و صلابتی دو چندان است. اما با وجود این همه جلوه و جذابیت،‌ تنها سهم اندکی از صنعت سودآور جهانگردی را به خود اختصاص داده است. نتیجه یک نظرخواهی که از خبرنگاران خارجی به عمل آمده است، نشان می‌دهد که بسیاری از آنها بر این اعتقادند که مدیریت ضعیف یکی از عوامل رکود صنعت جهانگردی در کشور ما است. چون لازمه‌ توسعه‌ و تقویت‌ صنعت‌ جهانگردی‌، اطلاع‌ از زمینه‌های‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌، جغرافیایی‌ و فرهنگی‌ کشور است‌ تا بتوان‌ امکانات‌ موجود و همچنین‌ مسائل‌ و مشکلاتی‌ که‌ در راه‌ توسعه‌ این‌ صنعت‌ وجود دارد، شناسایی‌ کرد و سپس‌ براساس‌ تحقیقات‌ موجود، یک‌ برنامه‌ریزی‌ دقیق‌ و عملی‌ داشت‌. کاری‌ که تنها به‌ یاری‌ مدیران‌ کارآمد و متخصص‌ در صنعت‌ جهانگردی‌ امکان‌پذیر است‌؛ تخصصی‌ که‌ در شاخه‌ مدیریت‌ جهانگردی‌ آموزش‌ داده‌ می‌شود. یعنی‌ متخصص‌ این‌ رشته‌ در نهایت‌ باید بداند که‌ چه‌ نوع‌ جهانگردی‌ را جذب‌ کند؟ چگونه‌ جذب‌ کند؟ و چگونه‌ بازارهای‌ جهانگردی‌ جدیدی‌ برای‌ جذب‌ توریست‌ ایجاد نماید؟

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ جهانگردی‌:

تاریخ‌ و فرهنگ‌ ایران‌، شناخت‌ روحیات‌ ملل‌، قوانین‌ و مقررات‌ حقوقی‌ جهانگردی‌، مبانی‌ مردم‌ شناسی‌ جهانگردی‌، مدیریت‌ بازاریابی‌ و تبلیغات‌ جهانگردی‌، اقتصاد جهانگردی‌، شناخت‌ صنایع‌ دستی‌ ایران‌ ، نقشه‌خوانی‌ و آشنایی‌ با نقشه‌، جغرافیای‌ جهانگردی‌ ایران‌، شناخت‌ صنعت‌ جهانگردی‌ ، گذراندن‌ اوقات‌ فراغت‌، آداب‌ سفر در اسلام‌، تجزیه‌ و تحلیل‌ مسائل‌ اجتماعی‌ در ایران‌، باستان‌شناسی‌ ایران‌ ، هنر و معماری‌ ایران‌، آشنایی‌ با موزه‌های‌ ایران‌، امور مسافرت‌ و صدور بلیط‌، فن‌ راهنمایی‌، برنامه‌ریزی‌ توسعه‌ جهانگردی‌ ، مطالعات‌ تطبیقی‌ سیاست‌های‌ جهانگردی‌، فرهنگ‌ عامه‌، زبان‌ انگلیسی‌ مکاتبات‌ تخصصی‌، زبان‌ انگلیسی‌ مکالمه‌، آشنایی‌ با سازمان‌های‌ دولتی‌ ایران‌، نقش‌ جهانگردی‌ در بسط‌ روابط‌ بین‌الملل‌ و گسترش‌ منابع اقتصادی‌ کشور، کارآموزی‌، اصول‌ حسابداری‌، ریاضیات‌ و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، آمار و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، کامپیوتر و کاربرد آن‌ در مدیریت‌، اقتصاد خرد، اقتصاد کلان‌، روش‌ تحقیق‌ در مدیریت‌، مبانی‌ سازمان‌ و مدیریت‌، تحقیق‌ در عملیات‌، مدیریت‌ رفتار سازمانی‌، مدیریت‌ منابع‌ انسانی‌، حقوق‌ اساسی‌، مبانی‌ مدیریت‌ اسلامی‌، مبانی‌ سازمان‌ و دیریت‌، سیستم‌های‌ اطلاعاتی‌ در مدیریت‌.

گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌

بیمه یکی از شاخص‌های توسعه در کشورهای پیشرفته است، چون هر سرمایه‌داری که بخواهد در کشوری سرمایه‌گذاری کند، باید اطمینان داشته باشد که در صورت بروز هرگونه حادثه یا خطری، سرمایه‌ وی مصون خواهد بود. از همین‌رو در کشورهای پیشرفته از بیمه به عنوان صنعت بیمه یاد می‌کنند. به این معنی که همزمان با توسعه صنعت، بیمه نیز توسعه خواهد یافت و همچنین بر این اعتقادند که هر فردی نمی‌تواند وارد این صنعت شود بلکه باید متخصص و دانش‌آموخته این صنعت باشد. در کشور ما نیز دانشجوی‌ مدیریت‌ بیمه‌، نحوه‌ اداره‌ سازمان‌های‌ بیمه‌ و چگونگی‌ رفتار با بیمه‌گذارها را فرا می‌گیرد تا بتواند آنها را به‌ بیمه‌گذاری‌ ترغیب‌ و تشویق‌ کند. همچنین‌ دانشجوی این‌ گرایش درباره‌ انواع‌ فعالیت‌های‌ بیمه‌ مثل‌ بیمه‌ عمر، ماشین‌، خدمات‌ درمانی‌ و غیره‌ اطلاعات‌ لازم‌ را کسب‌ کرده‌ و چگونگی‌ فعالیت‌ دراین‌ زمینه‌ها را براساس‌ پایه‌ و مبانی‌ مدیریتی‌ فرا می‌گیرد.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌:

حسابداری‌ صنعتی‌، اصول‌ مدیریت‌ بازرگانی‌، روانشناسی‌ عمومی‌، جامعه‌شناسی‌، توسعه‌ اقتصادی‌ ، حسابرسی‌ ، پول‌ و ارز و بانکداری‌، حقوق‌ تجارت‌ ، حقوق‌ مدنی‌، اصول‌ بیمه‌، بیمه‌ اموال‌، بیمه‌ اشخاص‌، حسابداری‌ شرکت‌های‌ بیمه‌ ، مدیریت‌ ریسک‌ و بیمه‌ ، بیمه‌ اتکایی‌، حقوق‌ بیمه‌، بازاریابی‌ و مدیریت‌ بازار، متون‌ بیمه‌ انگلیسی‌.

گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌ اکو

بیمه‌ اکو یک‌ دانشکده‌ تخصصی‌ است‌ که‌ در ایران‌ ایجاد شده‌ است‌ و دانشجویان‌ خود را از بین‌ علاقه‌مندان‌ کشورهای‌ عضو پیمان‌ منطقه‌ای‌ اکو انتخاب‌ می‌کند. در این‌ گرایش‌ موضوعات‌ مختلف‌ مدیریتی‌، اقتصادی‌، حقوقی‌، حسابداری‌ و تجاری‌ آموزش‌ داده‌ می‌شود و دانشجویان‌ درباره‌ نقش‌ بیمه‌ در ایجاد امنیت‌ سرمایه‌گذاری‌ و امنیت‌ اقتصادی‌ و رفاهی‌ جامعه‌ مطالعه‌ می‌کنند. گفتنی‌ است‌ تفاوت‌ این‌ گرایش‌ با مدیریت‌ بیمه‌ در آن‌ است‌ که‌ تمامی‌ دروس‌ گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌ اکو به‌ زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و از همین‌ رو این‌ دانشکده‌ در مرحله‌ اول‌ ده‌ برابر ظرفیت‌، دانشجو می‌پذیرد و سپس‌ از بین‌ داوطلبان‌ افرادی‌ که‌ تسلط‌ بیشتری‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ دارند، انتخاب‌ می‌کند. همچنین‌ در این‌ گرایش‌ به‌ قوانین‌ حقوق‌ بین‌الملل‌ و تجارت‌ بین‌الملل‌ توجه‌ بیشتری‌ می‌شود.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌ اکو:

Sociology ، Principles OF Psychology ، Principles OF economics ، Principles OF management ، Callege Algebra ، Applied Mathematics ، Accounting ، Principles of Law، Introduction To Insurance ، Introduction To Computer Sci، Research Methodology ، Micro ECO Analysis ، Macro ECO Analysis، Mathematical Statistics and Probability ، Principles of Insurance ، Operation Research ، Public Finance ، Organizational Behaviour ، Money and Banking ، Management of Human Resources ، Financial Management ، International Econ andrg ، Business Policy ، Legal Aspects of Ins ، Property and Pec. Ins ، Insurance of the Person ، Risk Management ، Marketing and its Ins. Applic، Fundumental of loss surveying /Adjusting ، Ins. Co. Administration and Mat ، Reinsurance ، Econ.DeveLopment and Planning ، System Analysis، Insurance Accounting ، Paperon Ins ، Engineering Ins ، Liability Ins، Maritime Law ، Maritime Hull and Aviation Insurance ، Math Basis of Life Ins ، Life Ins. Agency Org. and Mgt ، Group Life and Health Ins ، Life Ins. Apl and Underwriting .

گرایش‌ مدیریت‌ امور گمرکی

گمرک‌ در خدمت‌ تجارت‌ جهان‌ است‌ و گرایش‌ مدیریت‌ امور گمرکی‌ نیز بخشی‌ از مدیریت‌ تجاری‌ و بازرگانی‌ است‌ که‌ در آن‌ نحوه‌ بررسی‌ کالاهای‌ وارداتی‌ و صادراتی‌ و نحوه‌ تنظیم‌ اظهار نامه‌ها و چگونگی‌ ایجاد تعرفه‌های‌ مالیاتی‌ آموزش‌ داده‌ می‌شود. همچنین‌ دانشجویان‌ می‌آموزند براساس‌ سیاست‌ اقتصادی‌ کشور، کالاهای‌ ممنوعه‌ و غیرممنوعه‌ را شناسایی‌ کنند.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ امور گمرکی‌:

مالیه‌ عمومی‌ و خط‌مشی‌ مالی‌ دولت‌ها، اصول‌ بیمه‌ ، حقوق‌ و مقررات‌ مدنی‌، حقوق‌ تجارت‌، توسعه‌ اقتصادی‌ و برنامه‌ریزی‌، حسابداری‌ دولتی‌ ، مسایل‌ بانکی‌ و اعتبارات‌ اسنادی‌، مکاتبات‌ بازرگانی‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌، روش‌های‌ تحقیق‌ و مأخذشناسی‌، اصول‌ تنظیم‌ و کنترل‌ بودجه‌ دولتی‌، قوانین‌ و مقررات‌ گمرکی‌ ، شیمی‌ کانی‌ها و فلزات‌، شناخت‌ الیاف‌ نسجی‌ و مصنوعات‌ آنها، آشنایی‌ با ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌ الکتریکی‌ و الکترونیکی‌، آشنایی‌ با میراث‌ فرهنگی‌، آثار هنری‌ و عتیقه‌جات‌، مقررات‌ عمومی‌ صادرات‌ و واردات‌ سازمان‌ها و کنوانسیون‌های‌ بین‌المللی‌ گمرکی‌، زبان‌ انگلیسی‌ تخصصی‌ ، بازرگانی‌ بین‌الملل‌ ، امور مالی‌ بین‌الملل‌، آشنایی‌ با صنعت‌ حمل‌ و نقل‌، طبقه‌بندی‌ کالا.

توانایی‌های‌ لازم

قدرت‌ رهبری‌، اعتماد به‌ نفس‌، روابط‌ اجتماعی‌ خوب‌، توان‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ و قدرت‌ بیان‌ قوی‌ از ویژگی‌های‌ لازم‌ برای‌ دانشجوی‌ رشته‌ مدیریت‌ در تمامی‌ گرایش‌ها است‌. دانشجوی‌ این‌ رشته‌ بخصوص‌ در گرایش‌های‌ بازرگانی‌ و صنعتی‌ باید به‌ مسائل‌ تجاری‌ و اقتصادی‌ و محیط‌ بازار علاقه‌مند بوده‌ و در دروس‌ ریاضی‌، زبان‌ انگلیسی‌ و ادبیات‌ فارسی‌ قوی‌ باشد. همچنین‌ دانشجوی‌ رشته‌ مدیریت‌ بخصوص‌ مدیریت‌ صنعتی‌ باید در دروس‌ ریاضی‌ و آمار قوی‌ باشد. دانشجوی‌ مدیریت‌ جهانگردی‌ نیز لازم‌ است‌ که‌ به‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ خود و به‌ درس‌ جغرافیا علاقه‌مند باشد و از روابط‌ اجتماعی‌ خوبی‌ برخوردار بوده‌ و به‌ یک‌ زبان‌ خارجی‌ مثل‌ انگلیسی‌، فرانسه‌ یا عربی‌ مسلط‌ باشد تا بتواند با جهانگردان‌ خارجی‌ به‌ راحتی‌ ارتباط‌ برقرار کند. این رشته از هر سه گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می‌پذیرد.

مدیریت

 

 

موقعیت‌ شغلی‌ در ایران
یک‌ فارغ‌التحصیل‌ رشته‌ مدیریت‌ نباید انتظار داشته‌ باشد که‌ از همان‌ بدو امر به‌ عنوان‌ مدیر یک‌ شرکت‌ یا کارخانه‌ مشغول‌ به‌ کار گردد. چون‌ بخشی‌ از مطالب‌ و محتوای‌ کلاس‌های‌ مدیریت‌ باید به‌ عنوان‌ تجربه‌ از محیط‌ و سازمان‌های‌ جامعه‌ گرفته‌ شود. بنابراین‌ فارغ‌التحصیل‌ این‌ رشته‌ در ابتدا باید به‌ عنوان‌ یک‌ کارشناس‌ در رده‌های‌ پایین‌تر وارد بازار کار شده‌ و سپس‌ به‌ مرور پله‌های‌ ترقی‌ را طی‌ کند. در کل‌ فارغ‌التحصیل‌ مدیریت‌ دولتی‌ می‌تواند در مؤسسات‌ دولتی‌ و عمومی‌ و خدماتی‌ مشغول‌ به‌ کار گردد. مدیریت‌ بازرگانی‌ می‌تواند در سازمان‌های‌ اقتصادی‌ و بازرگانی‌ فعالیت‌ کند و مدیریت‌ صنعتی‌ برای‌ کار در سازمان‌های‌ صنعتی‌ و تولیدی‌ مناسبتر است‌. به‌ دلیل‌ نیاز به‌ نیروی‌ کار متخصص‌ در صنعت‌ جهانگردی‌ کشور نیز، تمامی‌ دانشجویان‌ گرایش‌ مدیریت‌ جهانگردی‌ جذب‌ بازار کار می‌شوند و می‌توانند در دفاتر خدمات‌ مسافرتی‌ به‌ عنوان‌ مدیر فنی‌ یا تورگردان‌ و یا در سازمان‌ میراث فرهنگی و گردشگری‌ وزارت‌ ارشاد و فرهنگ‌ اسلامی‌ مشغول‌ به‌ کار گردند. علاوه‌ بر شرکت‌های‌ بیمه‌ دولتی‌ که‌ به‌ متخصصان‌ رشته‌ مدیریت‌ نیاز دارند، شرکت‌های‌ بازرگانی‌ و حمل‌ و نقل‌ که‌ در ارتباط‌ با تجارت‌ بین‌المللی‌ هستند نیز فارغ‌التحصیلان‌ گرایش‌ مدیریت‌ بیمه‌ را جذب‌ می‌کنند.

مدیریت


دوشنبه 91 خرداد 8 , ساعت 7:53 صبح

1. مقاله علمی ـ پژوهشی:

هر تولیدی که به دنبال جستجوی حقایق و برای کشف بخشی از معارف و نشر آن در میان مردم و به قصد حل مشکلی یا بیان اندیشه‌ای در موضوعی از موضوع‌های علمی، از طریق مطالعه‌ای نظام‌مند، برای یافتن روابط اجتماعی میان پدیده‌های طبیعی به دست آید و از دو خصلت اصالت و ابداع برخوردار باشد و نتایج آنها به کاربردها، روشها و مفاهیم و مشاهدات جدید در زمینه علمی با هدف پیشبرد مرزهای علمی و فن‌آوری منجر گردد، علمی ـ پژوهشی قلمداد می‌شود. مخاطبین اصلی اینگونه مقالات پژوهشی، اساتید دانشگاهها، دانشجویان دوره‌های دکتری و کارشناسی ارشد، پژوهشگران شاغل در مراکز علمی، تحقیقاتی و تولیدی هستند.

2. مقاله علمی ـ مروری:

مقاله‌ای است که به یک زمینه تخصصی یا به یک مسئله کاملاً تخصصی در سطح جهان می‌پردازد. نویسنده چنین مقاله‌ای باید خودش در آن زمینه یا آن مسئله متخصص باشد و تحقیقاتی درآن زمینه منتشرکرده باشد.نویسنده مقاله علمی ـ مروری معمولاً ازمتخصصان ارشد بین‌المللی است.

3. مقاله علمی ـ ترویجی:

به مقالاتی گفته می‌شود که به ترویج یکی از رشته‌های علوم می‌پردازد و سطح آگاهیها و دانش خواننده را ارتقاء می‌بخشند و او را با مفاهیم جدید علمی آشنا می‌سازد. اصولاً مقالات ترویجی فقط برای اشاعه دانش بشری و عالمانه کردن آن و جهان پیرامونی آن است و هدف دیگری ندارد. معمولاً نویسنده این گونه مقالات علاوه بر تخصص بالا در رشته خود باید توانایی بیان مطالب را به زبان غیرفنی داشته باشد. این نوع مقالات دستاوردهای علمی ـ فنی و حرفه‌ای آموزنده و جالب را به زبانی کمتر فنی برای افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، دانش‌آموزان سالهای بالای دبیرستانها، صنعتگران، مخترعین، مبتکرین و افراد غیر متخصص در آن رشته، ارائه می‌دهند.

یکشنبه 91 خرداد 7 , ساعت 9:7 صبح

هدف از تشکیل خانواده، تأمین نیازهای مادی و معنوی انسان از جمله دست‌یابی به سکون و آرامش است. دست‌یابی به این اهداف والا، نیازمند توجه جدی به خانواده می‌باشد. در حقیقت خانواده یعنی گروهی، متشکل از افرادی که از طریق نسب یا سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی به نام خانه زندگی می‌کنند.

خانواده به عنوان اوّلین کانونی که فرد در آن قرار می‌‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اوّلین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیط‌ها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آن‌ها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده، محل سکونت خانواده، حجم و جمعیت خانواده، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
انحرافات خانواده، عدم سلامت روانی خانواده، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را نیزتحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد، پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگی‌های سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است.

اهمیت ازدواج

تـردیـدی نـیست که ازدواج ومیل به زناشویی زن ومرد از غرایز اولیه نوع بشر است وهر انسانی به صـورت طبیعی علاقه مند به ازدواج وتولیدمثل می باشد, به تعبیر دیگر, هر انسانی در صدد است کـه از طـریق تولید مثل، حیات موقت وپایان پذیر خویش را از طریق بقای فرزند دایمی سازد, در عـیـن حال، چگونگی بقای نسل نیز برای وی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چه این که هر فرد بـشـر هـمـان گـونـه کـه به سلامت خویش می اندیشد, به سلامت فرزند خویش نیز اهتمام دارد وهمان گونه که به دنبال سعادت خویش است، سعادت فرزند خود را نیز می خواهد, زیرا در حقیقت فرزند خود را تداوم وجود خویش دانسته وسعادت وی را از سعادت خویش جدا نمی داند. علی (ع) در نامه معروفش به امام حسن مجتبی (ع) می فرماید: و وجدتک بعضی بل وجدتک کلی، حتی کان شیئا لو اصابک اصابنی وکان الموت لواتاک اتانی فعنانی من امرک ما یعنینی من امر نفسی .
آنـچـه در سـخن علی (ع) آمده، همان ندای فطرت است که هر فرد انسان فرزندش را جزء خویش، بـلـکه تمام هستی خویش می داند که از طریق او بقا وتداوم می یابد, بنابراین، مرگ فرزند را مرگ خـویـش تـلـقـی مـی کـند وهمان گونه به سرنوشت فرزندش می اندیشد که به سرنوشت خویش می اندیشد, واز طرفی از دیرباز انسانها متوجه تاثیر سلامت پدر ومادر در سلامت فرزند بوده اند. از این جهت در طول تاریخ، همه ملل در انتخاب همسر, امور زیادی را مراعات نموده وامر ازدواج را بـا ملاحظه شرایط زیادی انجام می داده اند که همه این شرایط لااقل به تصور آنان برای سلامت جسمی ویا سعادت معنوی فرزندانشان اهمیت داشته است . در ایـن زمینه توصیه های فراوانی از حکیمان جوامع ملل مختلف نقل شده ومردمان به آن پای بند بـوده ودر امـر مـقـدس ازدواج، آنها را مراعات می نموده اند, چنان که از پیامبر اکرم(ص)ودیگر امامان مـعـصوم نیز چنین توصیه های ارزنده ای را در کتب مختلف مشاهده می کنیم . به عنوان نمونه، پیامبر اکرم(ص)می فرماید: انظر فی ای نصاب تضع ولدک فان العرق دساس, بنگر که فرزندت را از چـه فـامـیلی به دست می آوری، چه این که اخلاق وخصایص هر فامیلی در نسل آنها باقی می ماند (وانـحـرافـهای اخلاقی آنان تاثیر سوء خود را در فرزندان آنها نیز به جا خواهد گذاشت). بنابراین، همگان باید در انتخاب همسر دقت کافی کنند واز بهترین افراد برای خویش همسر برگزینند

انگیزه‌های ازدواج

انگیزه های غلط برای ازدواج هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشم هایت (آلوفن بیسمارک) بـعضی اوقات افراد دم بخت به دلایل عجیب و غریبی ازدواج می کنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد به خصوصی در سر دارند. آیا شما هم تحت فشار هسـتـیـد کـه هرچه زودتر ازدواج کنید؟ پس بهتر است نگاهی هم به این «دلایل بد» برای ازدواج بیندازید:

ازدواج کردن فقط به خاطر پول

فــرض می کنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد؛ کـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نیست که با آدمی که کاملاً بی پول اسـت وهـیچ قــصدی هم ندارد که در آیـنـده در تأمین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کنید، مگر آن کـه حـاضـر باشید روزی 18 ساعت با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـأمین کنید. اما ازدواج کردن با یک نفر تنها به خاطر پول، صـرفنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریباً همواره اشتباه است.

ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدین

وقـتـی وضـعیت در خانه پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شـود. تعجبی ندارد که خیلی ها این راه گریز را انتخاب می کـنـند. اما معمولاً این مسیری است که شما را از چاله در آورده و به چاه مـی انـدازد! یکی دو سال دیگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنـهاد ازدواج ، تن به تأهل دهید، چون آن وقـت مـمـکـن است شریک زندگی تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

علاقه والدین شما به فرد مورد نظر

البـتـه جـای تـعــجب دارد که والـدین شـمــا واقعاً همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل کافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال های آینده، زمانی که آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رؤیاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد یا زن رؤیاهای شما نباشد.

خواهان فرزند بودن

بله. «بچه دار شدن» قوی ترین محرک برای بسیاری از افراد در ازدواج است - اما آیا شما حاضرید فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست: زمانی که بچه ها بزرگ می شوند و دنبال زندگی خودشان بروند شـما مجدداً با آن فرد خواهید بود. هیچ کس کامل نیست، امـا حـداقل کسی را برگزینید که بتواند برای فرزندانتان پدر یا مادر خوبی باشد؛ همـچـنـین خود شـما به وی علاقه داشته باشید و برایش احترام قائل باشید. در غـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مد نظر قرار دهید مثلاً کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرید.

کسی که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته

معمولاً این گـونـه ازدواج ها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه درازمدت نخواهد بود. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاضر است به همسر یا نامزد خـود خیانت کند، مسـلـماً رابطه آنها استحکامی نخواهد داشت. زیـرا کسی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد.

یافتن یک ناپدری یا نامادری برای فرزندتان

اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید به شما تبریک می گوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـه داریـد. داشتن یـک نـامـادری یـا ناپدری بی رحم، برای فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از این که فقط یک پدر یا مادر دلسوز و مهربان بالای سرش باشد.

فشار اجتماعی

تمام دوستان شما ازدواج کرده اند، اما شما هنوز مجرد هستید…امـا مطمئن باشید که تا الان یکی دوتای آنها طلاق گرفته اند! پس، خودتان باشید. هنگــامی که مثلاً خاله شما در مورد این که آیا تصمیم به ازدواج دارید یا نه از شما سؤال می کند، توجهی نکنید. بهتر است تنها باشید تا این که با کسی ازدواج کنید که سبب بـدبـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها به خاطر آنکه متأهل شوید معیارهای خود را پایین نیاورید. هر کس با عشق الهی متحد شود اندکی از بهشت را در زمین می آفریند (کاترین پاندر)

عملکردهای خانواده هسته‌ای

ابتدا نیاز است تا تعریفی از خانواده هسته‌ای داشته باشیم:
خانواده هسته ای: خانواده ای است کوچک ، متشکل از زن و شوهر و احتمالاً فرزند یا فرزندان. از ویژگیهای آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
محدودیت ابعاد خانواده ازü لحاظ اسلاف: خانواده‌ها معمولا جدا از والدین یا اقوام زوجین حیات می‌گذرانند.
محدودیت خانواده از نظر تعداد فرزندان: خانواده‌ها به حسبü معمول با تعداد اندکی از کودکان تشکیل می‌شود. چنانکه در مواردی جایگزینی نسل(به جهت کمی زادوولد) دچار اشکال می‌گردد.
افقی بودن هرم قدرت : در خانوادهü هسته‌ای به طور معمول، تصمیمات اساسی خانه از طریق گفت‌وگو و تبادل نظر اتخاذ می‌شود.
نومکانی: خانواده هسته‌ای به حسب معمول در محلی جدا از والدین یاü اقوام زوجین تشکیل می‌شود و همین امر در افقی شدن هرم قدرت موثر است.
بعضی چون پارسنز بر این عقیده‌اند که چنین خانواده‌ای بسیار عقلانی است. زیرا عقل و منطق همواره بر آن حاکم است و در اتخاذ تصمیمات اساسی، هر یکاز ساکنان خانه که دارای منطق قویتری است، حق تصمیم‌گیری می‌یابد. جامعه هسته‌ای با جامعه جدید صنعتی سازگار است و بالاترین امکان تحرک جغرافیایی را فراهم می‌آورد.
اگبرن در چند دهه پیش هفت کارکرد برای خانواده در نظر گرفت:
1) تولید کالای اقتصادی و خدماتی
2) تعیین پایگاه اجتماعی برای فرزندان
3) آموزش فرزندان
4) آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان
5) تولید نسل
6) حمایت
7) عطوفت و محبت و روابط اجتماعی خانواده
بسیاری از جامعه‌شناسان کارکرد جامعه‌پذیری را در مقایسه با کارکرد آموزشی، دارای مفهومی عمیق‌تر یافتند. زیراکه شامل کلیه یادگیریهای غیررسمی نیز می‌شود.
باتامور برای نظام خانواده هسته‌ای، چهار کارکرد عمده را مطرح می‌کند:
1) کارکرد جنسی
2) کارکرد اقتصادی
3) کارکرد تولید مثل
4) کارکرد تعلیم و تربیت
کینکزلی دیویس پس از تشریح روابط متقابل اعضای خانواده، چهار کارکرد اساسی زیر را برای خانواده عنوان می‌کند:
1) کارکرد تولید مثل
2) کارکرد نگهداری کودکان نابالغ
3) کارکرد کاریابی و ایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان
4) کارکرد جامعه‌پذیری
علاوه بر این مرداک نیز با توجه به تاکیدش بر جهانی بودن خانواده، چهار کارکرد فوق را مورد تایید قرار می‌دهد.
تی‌بیتز در سال 1934 شش کارکرد اساسی خانواده را به صورت زیر مطرح کردند:
1) تولید مثل
2) محافظت
3) اجتماعی کردن
4) تنظیم روابط جنسی
5) عاطفه و همراهی
6) پایگاه اجتماعی
جامعه‌شناسان نیز با اندک تفاوتهایی همین کارکردها را درنظر گرفتند. مثلا ناید هارت علاوه بر کارکردهای تولید مثل، اجتماعی کردن و تعیین پایگاه اجتماعی به کارکردهای محافظت روانی از اعضای خانواده، کاهش و از میان برن تنشها و همچنین خانه‌داری و گذران اوقات فراغت نیز تاکید کرده است.
پارسونز نیز دو کارکرد اساسی زیر را برای خانواده هسته‌ای منزوی زمان خود قائل است:
1) کارکرد اجتماعی کردن کودکان
2) کارکرد شکوفایی و ثبات شخصیت بزرگسالان
این دو کارکرد تنها در روابط صمیمی و محبت‌آمیز خانواده امکا‌ن‌پذیر است. خانواده که گروهی منزوی و جدا از خویشاوندان است و بر اساس انتخاب آزاد و عشق و علاقه زن وشوهر به یکدیگر تشکیل می‌شود، کارکرد اجتماعی کردن کودکان را که دارای ابعاد عاطفی نیز هست به عهده دارد.
جامعه‌شناسانی که خانواده را به صورت یک سیستم، یک گروه و یا یک نهاد خاصی در نظر می‌گیرند، خانواده را در برابر جامعه خشن با روابط رسمی نگاه می‌کنند و از آنجا که خانواده را گروهی کوچک می‌دانند که صمیمیت و محبت ویژگی اساسی و غیرقابل تفکیک آن است، خانواده را بهترین مکان برای یکی از مهم‌ترین کارکردها یعنی اجتماعی کردن نسل جوان در نظر می‌گیرند.
کونیک معتقد است به سبب تبدیل امروزین خانواده به یک محیط خصوصی، جدایی آن با جامعه بزرگ و کاهش وابستگیش به محیط خارج، روابط انسانی دورن خانواده عمیق‌تر شده است. به گونه‌ای که کونیک از محیط کوچک خانواده به عنوان مهم‌ترین گروه صمیمی نام می‌برد.
از این رو کونیک کارکردهای خانواده را تولید و امتداد نسل، جامعه‌پذیری و انتقال فرهنگ بیان داشته است.
کونیک مهم‌ترین کارکرد خانواده را تولید شخصیت اجتماعی-فرهنگی می‌داند. خانواده، نوزاد یعنی موجودی بیولوژیکی را به شکل فردی فردی با شخصیت اجتماعی-فرهنگی با عناصر فرهنگی جامعه خود و با رفتارهای اجتماعی و قابلیتهای اجتماعی به جامعه تحویل می‌دهد. وظیفه تربیتی جدید به عهده خانواده گذاشته شده است. خانواده در چارجوب درونی خود که به صورت عمده از نظارت و دخالتهای اجتماعی آزاد است، کودکان را تربیت می‌کند. دیگر محور تربیت‌های کودکان ارزشهای شغلی و یا اقتصادی نیست. بلکه بر تربیت انسانی که قادر به غلبه بر شرایط زندگی زمان است تاکید می‌شود. خانواده در جهان دگرگون شونده فعلی، انسانی مستقل و آزاداندیش تربیت می‌کند.
ارنست برجس مهمترین کارکرد خانواده امروزی را پرورش و حفظ شخصیت اعضای آن می‌داند. یه عقیده وی خانواده به منزله یک واحد شخصیتهای متعامل است که مهمترین وظیفه آن تشدید محبت بین زن و شوهر و پرورش شخصیت فرزندان است. در صورت فقدان فرزند، ایجاد محبت بین زن و شوهر و تقویت مبانی آن مهمترین وظایف است. بنابراین هرگاه محبت بین زن و شوهر رو به ضعف رود و عطوفت نیز ناپدید گردد، انتظارات از نقشهای متقابل از بین می‌رود و خانواده دیگر دارای نظام نخواهد بود.
دکتر آقابخشی سه کارکرد زیر را به عنوان مهم‌ترین کارکردهای خانواده برگزیده است:
1/)جامعه‌پذیری فرزندان
2) نقش اقتصادی و حمایتی پدر
3) روابط اجتماعی اعضای خانواده
ناید هارت دو کارکرد زیر را در خانواده هسته‌ای مهم می‌داند:
1)گذران اوقات فراغت جمعی خانواده با یکدیگر
2) اجتماعی کردن و تربیت کودکان
بطور کلی وظایف و کارکردهای خانواده را می‌توان به صورت زیر برشمرد.
1) کانون مهر و الفت
2) تنظیم روابط جنسی و جواب نیازهای‌ جنسی زن و مرد
3) تولیدمثل
4) پرورش شخصیت کودکان خانواده
5) انتقال مواریث مذهب و فرهنگی به نسل بعدی
6) جامعه‌پذیری(فرهنگ‌پذیری) یا اجتماعی کردن کودکان خانواده
7) ایجاد احساس امنیت برای اعضاء خانواده و حمایت از آنها
8) کارکرد عاطفی، یعنی توسعه رفتارهای عاطفی خود و فرزندان خانواده
9) تعیین پایگاه اجتماعی(جواب به نیازهای عضویتهای اعضاء خانواده)
10) کسب احترام برای اعضای خودی
11) کارکرد(حمایت) اقتصادی(کار، تولید، مصرف و پس‌انداز)
همه کارکردهای خانواده بخصوص ایجاد احساس امنیت برای اعضاء خانواده و حمایت از آنهادر صورتی می‌تواند در خانواده جاری باشد که خانواده از آسیب‌های اجتماعی دور بماند. در این شرایط است که خانواده با استفاده از مجموعه کارکردهای خود و به ویژه کارکردهایی که مجموعه کارکرد عاطفی خانواده را تشکیل می‌دهد می‌تواند امور تربیتی کل خانواده را در دست بگیرد و به پرورش شخصیت متعادل کودکان و نوجوانان خود بپردازد.
بدیهی است اگر در هر کدام از کارکردهای خانواده خللی ایجاد شود، خود موجب بروز نوعی رفتار در خانواده می‌گردد که ممکن است کل خانواده یا برخی اعضای آن را به سمت آسیبهای اجتماعی بکشاند و یا در مورد کودکان و نوجوانان آنها را دچار فقر عاطفی بنماید. پس رابطه آسیب‌های اجتماعی با کارکردهای خانواده نوعی رابطه متقابل است و در صورت عدم انجام کارکردها، می‌تواند موجب تخریب خانواده شود و تنها راه حفظ سلامت خانواده، دور نگه داشتن آن در آسیب‌های اجتماعی یعنی اجرای متناسب کارکردهای اجتماعی خانواده است.


یکشنبه 91 خرداد 7 , ساعت 9:4 صبح

 

گشت و گذاری در مغز

 

قصد داریم که در کوتاه ترین زمان و به زبان ساده درباره یکی از پیچیده ترین و شاید به راستی پیچیده ترین محصول حیات بر روی زمین سخن بگوییم. از جزئیات می پرهیزیم و فقط نکات پایه و کلی را مرور خواهیم کرد. این سفر می تواند مبنایی برای جستارها و پژوهش های ژرف تر و موشکافانه تر آینده باشد. در وب گاه انجمن غیرانتفاعی آلزایمر (alz.org)، که دفتر اصلی آن در شهر شیکاگو قرار دارد، یک سفر تصویری هفت منزلی با مغز تدارک دیده شده است.

منزل یکم: مغز یک و نیم کیلویی ما

راستش را بخواهید این مغزی که این همه مهم است و قدرتمند ترین عضو بدن ماست، وزنش به یک و نیم کیلوگرم هم نمی رسد. تقریبا صدو پنجاه گرمی کم دارد. جسم آن بی شباهت به ژله نیست، البته نه ژله شل و وارفتنی. سه بخش اصلی هم دارد:
1."مخ" اولین بخش است که از همه بزرگ تر است و بیشتر فضای درون جمجمه را پر می کند. خیلی کارها می کند از جمله تفکر، احساس، به خاطر سپاری، و حل مسئله. حرکات بدن ما را نیز او هدایت و راهبری می کند.
2.در پشت سر ما و زیر مخ، بخش دو واقع شده که اسم آن "مخچه" است. کار اصلی آن هماهنگی حرکات و تعادل بدن است.
3.بخش سوم که مانند ساقه ای است که مغز با تمام تشکیلات خود بر روی آن روییده، اتفاقا "ساقه مغز" یا "پایه مغز" نامیده ی شود. زیر مخ و در جلوی مخچه قرار گرفته است. پایه مغز، نخاع یا طناب میان مهره ای را به مغز متصل می کند اما فکر نکنید که هنر دیگری ندارد؛ بلکه خیلی هم مهم است و فرمان عملکردهای خودکاری چون تنفس، ضربان قلب، فشارخون، و گوارش در دست اوست. به دو تصویر سه بعدی که پیش رو دارید نگاه کنید تا پایه مغز را که از سه بخش تشکیل شده و رنگ این سه بخش از بالا به ترتیب آبی و بنفش و ارغوانی است، ببینید.

منزل دوم: تاسیسات پشتیبانی بسیار عالی

عموما پشت سر هر موفقیتی تلاش ها و حمایت های موثر و خوبی جریان داشته است. موفقیت مغز در اداره یک انسان نیز همین طور است. به "یاخته های پی بان" کاری ندارم که وظیفه شان کمک دادن به یاخته های عصبی مغز یا نورون هاست، بلکه منظور در اینجا خون و خون رسانی است. یکی از غنی ترین و مفصل ترین شبکه های خون رسانی بدن ما مخصوص مغز است. سرخرگ های این شبکه در حدود 20 تا 25 درصد از کل خون بدن را با هر تپش قلب برای مغز به همراه می آورد تا در آنجا، میلیاردها سلول عصبی با ولع حدود 20 درصد از همه اکسیژن و سوخت مصرفی بدن ما را ببلعند. تازه زمانی که سخت مشغول تفکر باشیم، کار بالا می گیرد و ممکن است تا 50 درصد از کل سوخت و اکسیژن موجود در بدن نصیب این سلول ها شود.
اکنون سیاهرگ ها و مویرگ ها را نیز در کنار سرخرگ ها ببینید تا پیچیدگی انبوه در هم تنیده این شبکه را بیشتر و بهتر دریابید.

منزل سوم: چین و چروک های متفکر (قشر مغز)

حالا به این سطح پر چین و شکن نگاه کنید که انگار نشان از چهره یک دانای پرتجربه و متفکر دارد. این سطح بیرونی مغز است که تخصص یافته است و هنرهای فراوانی دارد. نام آن "قشر مغز" است. دانشمندان سطح قشر مغز را انگار که مساحی کرده باشند، برای آن نقشه ای فراهم آورده اندو بخش های مختلف آن را که هر یک در کاری خاص تخصص یافته و با آن کار عجین شده است، شناسایی کرده اند.
خب: اکنون نظری بیندازیم به نواحی مختلف قشر مغز.
در یک حرکت دایره ای هفت مرحله ای پیش می رویم. تصاویر را یک به یک، در جهت حرکت عقربه های ساعت دنبال کنید. از تصویر بالایی شروع کنید. این نواحی هفت گانه به ترتیب در کارهای زیر تخصص دارند:
1-دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از گیرنده های لامسه از سراسر بدن.
2و3و4-دریافت و تفسیر تصاویر، صداها، و بوی های جهان پیرامون .
5-اندیشیدن و تلاش برای حل مسائل و طرح ریزی و برنامه ریزی.
6-شکل دادن به خاطرات و ذخیره کردن آنها.
7-فرمان راندن بر حرکات ارادی.
باید در نظر داشت که برخی، یا تمامی این کارها، با اعضای داخلی مغز نیز ارتباط تنگاتنگ دارند. مثلا اسبک مغز که در کار فرستادن آن چه در حافظه کوتاه مدت آمده به حافظه بلندمدت است؛ یا بسیاری نمونه های دیگر. می خواهید یک نگاهی هم به اسبک مغز بیندازید؟

اینجاست. رنگ سبز را در تصویرها پیدا کنید.
تنها به گفتن یک مورد بسنده می کنم و آن این که علاوه بر این کارها و فعالیت هایی که گفته شد، هیجان انگیز خواهد بود که بتوانیم به دنبال جایگاه اصل اراده در مغز بگردیم.

منزل چهارم: نظری بر دو جناح رقیب

جناب مستطاب مغز به دو نصف تقسیم شده است. نیم کره چپ و نیم کره راست. متخصصان امر مطمئن نیستند که به راستی چه فرقی میان نحوه عملکرد این دو جناح راست و چپ وجود دارد. البته آنان در بی خبری کامل به سر نمی برند و تاکنون واقعیت هایی را نیز به تحقیق دریافته اند. به این آقای رهبر اکستر که پشتش به ماست و سرگرم رهبری گروه نوازندگان، نگاه کنید خود این رهبر را مغزش رهبری می کند.
گویا رهبری حرکات سمت چپ بدن او را نیمه راست مغزش عهده دار است و رهبری حرکات سمت راست را نیمه چپ. این از جمله واقعیت هایی است که متخصصان می دانند.
جالب توجه است که در غالب مردم نصفه چپ مغز زبان و گفتار را نیز در اختیار دارد. یعنی وقتی آقای رهبر ارکستر خطاب به نوازندگان شیپور زیر لبی کلماتی و دستوراتی ادا می کند، باز هم قضیه زیر سر نیم کره چپ است.

منزل پنجم: ازدحام یاخته های عصبی

به ظاهر مغز که نگاه کنی، به نظر نمی آید در آن هیاهویی برپاست و تعداد خیلی زیادی موجودات بسیار ریز سرگرم کارند و هر چه از این مغز بزرگ سر می زند حاصل کار آن یاخته های خرد است. مغزی که به نهایت رشد خود رسیده باشد در حدود صد میلیارد "یاخته عصبی" یا نورون در خود دارد. هر یک از این صد میلیارد یاخته شاخه هایی دارد که با شاخه های دیگران اتصالات بسیار متعددی برقرار می کنند.یک شاخه بلند که به آن "آسه" می گویند و چند شاخه کوتاه و پرانشعاب به نام "دارینه" که نامش از دار به معنای درخت گرفته شده است. تعداد اتصال های میان این شاخه ها به بیش از صد هزار میلیارد می رسد. جنگل انبوهی از یاخته های عصبی که آدم را به سرگیجه می اندازد. دانشمندان هم به آن "جنگل نورونی" می گویند. نشانک هایی که در این جنگل هزار تو رد و بدل می شود. آجر بنای ساختمان خاطرات، اندیشه ها، و احساسات ماست.

منزل ششم: گفت و گوی سلول ها

نشانک هایی که خاطرات و افکار ما را قرار است پدید آورند، در واقع از جنس تغییرات و نوسانات الکتریکی بسیار خرد و ظریف هستند (دایره سفید پایین دست چپ). این تغییرات در بدنه یاخته های عصبی پدید می آیند و از طریق همان نقاط اتصال که درباره شان صحبت کردیم از یک یاخته به یاخته دیگر منتقل می شود (مستطیل زرد وسط). یک نقطه اتصال را "همایه" می نامند. همان گونه که می بینید، در یک همایه یاخته ها به هم خیلی نزدیک می شوند اما به یکدیگر نمی چسبند و یک فاصله بسیار کوچک میانشان باقی می ماند (بزرگنمایی بالا دست راست). وقتی هیجان الکتریکی در بدنه یک یاخته ایجاد می شود، به آسه آن کشیده می شود و در طول آن مثل یک موج حرکت می کند. به آخر راه، که همان همایه باشد، وقتی که می رسد باعث می شود کیسه های خیلی کوچولوی حاوی مواد شیمیایی خاص، رو به بیرون باز شوند و این مواد شیمیایی را آزاد کنند؛ موادی که "انتقال دهنده های عصبی" نامیده می شوند. انتقال دهنده ها وقتی رها می شوند آن فاصله اندک را طی می کنند و به دارینه یاخته بعدی می رسند و در جایگاه های مخصوصی بر سطح آن می نشینند و آن یاخته را فعال می کنند. دانشمندان تاکنون تعداد زیادی از این انتقال دهنده ها را شناسایی کرده اند.
عجالتا بدانید که در بیماری آلزایمر، هم حرکت و جابه جایی نوسانات الکتریکی و هم عملکرد انتقال دهنده ها مختل می شود. در مطلب آینده درباره این بیماری و دیگر اختلالات مغزی بیشتر خواهیم گفت.

منزل هفتم: زمزمه یاخته ها

صد میلیارد یاخته، صد هزار همایه؛ چندین و چند انتقال دهنده عصبی؛ تعجبی ندارد که مغز با این اندوخته حیرت آور بتواند کارهایی بکند و تفاوت هایی با دیگر جانوران پدید بیاورد که تا امروز نتوانسته ایم به کنه آنها پی ببریم. صد میلیارد سلول در کنار و دست در دست هم ...
در طی زمان هر آن چه تجربه می کنیم باعث می شود الگوهایی در نشانک های رد و بدل شدنی میان یاخته های پر شمار مغز شکل بگیرد؛ الگوها مرکب از انواع و قدرت های مختلف این نشانک ها هستند. در واقع آن چه میان یک الگو با الگوی دیگر تفاوت ایجاد می کند، نوع و قدرت نشانک های پدید آورنده هر یک از آنهاست. این الگوهای فعالیت میان یاخته ای همان چیزی است که در مقیاس سلولی، روش کار مغز ما را توضیح می دهد؛ افکار، خاطرات، مهارت ها، و احساس ما درباره وجود خودمان، همه به همین طریق در مغز شکل می گیرد.
تصاویر حاصل از لایه نگاری بر پایه تابش پرتوهای پوزیترونی (که در لاتین آن را به PET مخفف می کنند) به ما نمایی کلی و مبهم از نجوای درونی مغز نشان می دهد، انگار چهره کسی را از پشت پنجره ای مه گرفته بنگری، این تصاویر به ما دیدی اجمالی می دهد که الگوی فعالیت مغزی چه می تواند باشد:
(بالا دست چپ:) وقتی کلماتی را که بر روی کاغذ نوشته شده می خوانیم؛
(بالا دست راست:) وقتی به کلماتی که ادا می شود گوش می دهیم؛
(پایین دست چپ:) وقتی به کلمات فکر می کنیم؛
(پایین دست راست:) و وقتی خود کلماتی بر زبان می آوریم.
نقاط قرمز بیشترین فعالیت را دارند و پس از آن به ترتیب رنگ های رنگین کمان، فعالیت کاهش می یابد و کمترین مقدار آن در رنگ های نیلی و بنفش دیده می شود.
الگوهای فعالیت مغزی خاص در طی زندگی دستخوش تغییر می شوند. آشنایی با آدم های تازه یا تجربیات نو یا آموختن مهارت های جدید، همه می تواند موجب شکل گیری الگوهای گوناگون شود و الگوهای قدیم را دگرگون کند.


چهارشنبه 91 فروردین 16 , ساعت 12:15 عصر

آیت الله جوادی آملی: زن باید کاملاً درک کند، حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏ نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‏ گوید می‏ فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‏ داند.

شبهه‏ ای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال می‏ کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.

راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند، حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏ نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است.

لذا می‏ بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می‏ کنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‏ باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است .

خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‏ ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‏ شوند که در غرب ظهور کرده است.

لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می‏ گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‏ شود عصمت زن، حق‏ اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.

قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق‏ اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتی درمی‏ آید که شما در ایران می‏ بینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بی‏ رحمانه بی‏ گناهان و غیر نظامی‏ ها را مشروع نمودند.

جامعه ‏ای که قرآن در آن حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقّت می‏ دهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.

فلسفه حجاب در قرآن

بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست، منتها باید اندیشه‏ ها قرآن‏ گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که:

«أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال»نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‏ گوید می‏ فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‏ داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‏ بهره‏ اند.

حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذ اللَّه ـ حجاب را یک بند بداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می‏ کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‏ فرماید:ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین

یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

نتیجه بحث 

مرد و زن در آن معیارهای اصلی همتای هم هستند، و یک سلسله مسئولیت‏ های اجرایی برای مرد است که اگر انجام ندهد باید زور آن را تحمل کند، بنابراین نتیجه می‏ گیریم که:

اولاً: آن تهمت‏ هایی که به اسلام زده و می‏ گویند که: اسلام نیمی از جامعه را از بسیاری از حقوق محروم نموده است، نارواست.

ثانیاً، این تعصّبات و رسوم جاهلی که از دیرباز در فرهنگ جوامع اسلامی رواج پیدا کرده است که زن را به عنوان مظهر ضعف و زبونی یاد می‏ کنند این باید زدوده بشود.

ثالثاً، اگر کسی احساس می‏ کند که زن نباید از علوم و مسائل تربیتی و مانند آن که خدمات قابل عرضه‏ ای به جامعه ارائه می‏ دهد استفاده کند، باید از این اعتقاد صرف‏ نظر کند و علاقه‏ مند باشد زن همتای مرد در این علوم و معارف بار یابد و به جامعه خدمت کند مگر آنجایی که به طور استثنا وظیفه مرد قرار گرفته است.

رابعاً، جمله (عاشروهنّ بالمعروف) اختصاصی به مسائل داخل منزل ندارد، بلکه در کل جامعه هم جاری است.

و مسأله پنجم این است که زن در مقابل مرد غیر از زن در مقابل شوهر است، یعنی زن در مقابل شوهر باید تمکین کند، اما زن در مقابل جامعه، مثل فردی از افراد جامعه است و این چنین نیست که باید اطاعت کند و در مسائل خانوادگی هم می‏ بینیم که گاهی زن قوام و قیّوم است و مرد باید اطاعت کند، هم چنان که پسر باید از مادر اطاعت کند ولو در حد بالایی از تخصص‏ های علمی باشد.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ