سفارش تبلیغ
صبا
 
چهارشنبه 96 شهریور 29 , ساعت 6:0 صبح

سلامت سازمانی در بیمارستان‌ها و مراکز ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی درمانی

کاربرد واژه سلامت در سازمان‌های بهداشتی درمانی معمول است ولی نه به عنوان صفتی برای خود سازمان بلکه به عنوان مهم‌ترین خروجی قابل انتظار در مورد بیماران. مدیران چنین سازمان‌هایی باید علاوه بر توجه به هدف نقش‌آفرینی در ارتقای سلامت جامعه، نگهداری از سلامت سازمانی را وظیفه خود بدانند و همچون پزشکی حاذق، نبض سلامتی سازمان را در دستان خود نگه دارند. این کار از دشوارترین کارهای ممکن است زیرا مستلزم رویارویی با واقعیات رفتار سازمان است و این همان علتی است که بیشتر مدیران به فرار از آن وسوسه می‌شوند. در حقیقت رویارویی با این واقعیات، انضباط و جسارتی خاص می‌طلبد و این صفات فقط در شمار اندکی از مدیران وجود دارد. علت دیگر این است که اجرای طرح‌های سالم‌سازی در مقایسه با اجرای راهبرد‌های فنی که به سرعت به نتیجه می‌رسند و باعث خشنودی می‌شوند به زمانی طولانی‌تر نیاز دارند.

در سازمان‌های بهداشتی درمانی به ویژه بیمارستان‌هایی که در آنها اتخاذ همه تصمیمات در سطوح عالی سازمان صورت می‌گیرد؛ اعتماد بین کارکنان و سطوح عالی سازمان وجود ندارد؛ تعهد، روحیه و انگیزش کارکنان در سازمان کم و میزان غیبت زیاد است، اعتبار سازمان توسط کارکنان نادیده انگاشته می‌شود و رفتارهای غیراخلاقی به چشم می‌خورد، و در نهایت چگونه می‌توان انتظار داشت از چنین سازمان‌هایی که خود بیمارند، بیمارانی شفا یافته و خشنود خارج شوند.

آنچه از نظر دور مانده این است که عدم توجه به سالم‌سازی سازمانی و بهره‌برداری صحیح از نیروی انسانی شاغل، باعث محدودیت در ارائه یا کیفیت خدمات بهداشتی درمانی به بیماران خواهد شد و در نهایت موفقیت بیمارستان در دستیابی به اهداف، بیش از پیش تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد و علاوه بر سازمان، جامعه نیز دچار مشکل می‌شود. ارتقای سلامت سازمانی و خلق سازمان سالم، یک ضرورت حیاتی برای حرکت به سمت جامعه سالم، خانواده و افراد سالم است که یک فوریت ملی و عمومی قلمداد می‌شود. افراد ناسالم نمی‌‌توانند سازمانی سالم تشکیل دهند و عملکرد ممتاز و سالمی داشته باشند. تحقق سازمان سالم، چابک و پویا با داشتن کارکنانی سالم ، محیطی سالم و ارتباط سالم امکان‌پذیر است. در یک بیمارستان یا یک نهاد ارائه‌دهنده خدمات درمانی که نظام اداری، پرسنلی و پشتیبانی سالم در آن به چشم می‌خورد، محیطی کارآفرین و شاد وجود خواهد داشت که رفاه، سلامتی فکری، جسمی، خشنودی و انگیزش مثبت نیروی انسانی و ارتقای مستمر کیفیت از ثمرات آن است. سازمان با نیروهای مانع بیرونی به‌طور موفقیت‌آمیزی برخورد و نیروی آن را به طور اثربخشی در جهت اهداف و مقاصد اصلی سازمان هدایت می‌کند.


پنج شنبه 93 بهمن 30 , ساعت 8:11 صبح

حسن قدیری‌ ابیانه گفت: مطابق با خاطرات برخی خلبانان بازنشسته که یکی از آن‌ها مستقیما برای شخص بنده تعریف می‌ کرد هر بار که مهمانی در «دربار شاه» برگزار می‌ شد، هواپیمای سلطنتی صبح زود، زنان دربار را برای آرایش به فرانسه می‌ برد.
حسن قدیری‌ابیانه، با اشاره به فساد گسترده اقتصادی و اخلاقی در دربار پهلوی اظهار داشت: در آن زمان آنچنان فقر گسترده‌ای در کشور وجود داشت که با وجود گذشت 35سال و انجام تلاش‌های مستمر در جمهوری اسلامی ایران علی‌ رغم همه پیشرفت‌ها هنوز نتوانسته‌ ایم آن فقر را ریشه‌ کن کنیم. درباریان و افراد وابسته به آن‌ ها بیت‌ المال را غارت می‌ کردند و از سهم بیت‌ المال برای فسادها و خوش‌ گذرانی‌ های خود هزینه می‌ نمودند در حالی که مردم در فقر مفرط به سر می‌ بردند، فرح پهلوی برای بازسازی شهر"و نیز "هزینه می‌ کرد و به حساب شهردار لندن پول واریز می‌ کرد.

سفیر سابق کشورمان در ایتالیا اضافه کرد: مطابق با خاطرات برخی خلبانان بازنشسته که یکی از آن‌ ها مستقیما برای شخص بنده تعریف می‌ کرد هر بار که مهمانی در "دربار" برگزار می‌ شد، هواپیمای سلطنتی صبح زود زنان دربار را برای آرایش به فرانسه می‌ برد تا خود را برای مهمانی شب آماده کنند، مادر محمدرضا پهلوی هواپیمایی مخصوص داشت که هفته‌ای سه بار او را به آب گرم رامسر می‌ برد و در بقیه ایام هفته نیز هواپیما بخشی از آب گرم معدنی رامسر را برای وی به تهران می‌ آورد تا وی یک روز نیز از نعمت استفاده از آب گرم رامسر بی‌ بهره نماند.
وی در خصوص برگزاری جشن‌ های 2500 ساله نیز گفت: به‌طور معمول در مورد جشن‌ های 2500 ساله گفتنی زیاد است فقط برای این جشن‌ ها رقمی معادل 100 میلیون دلار هزینه شده است. این‌ جشن‌ به‌ مناسبت‌ سالگرد بنیان‌ گذاری نخستین‌ سلسله‌ شاهنشاهی در ایران‌ به‌ شکل‌ مفتضحانه‌ ای برگزار شد. جشن‌‌ های 2500ساله تنها برای‌ رهبران‌ کشورهای خارجی تدارک‌ دیده می‌ شد و به‌ همین‌ خاطر تمامی فعالیت‌ های تدارکاتی آن‌ نیز به‌ خارجیان‌ سپرده‌ می‌ شد. جشن‌ها با بریز و بپاش‌ فراوانی همراه بود و هزینه‌ یکصد میلیون‌ دلاری آن‌ هم‌ از خزانه‌ مملکتی پرداخت‌ می‌ شد در مجالس‌ برپا شده‌ اعمال‌ خلاف‌ اخلاق‌ و فاسد جاری بود، تنها برای‌ تزئین‌ و چراغانی شهر تهران‌ حدود هشتاد میلیون‌ تومان‌ هزینه‌ شد؛ در حالی که‌ در جنوب‌ شهر، مردم‌ از شدت‌ قحطی و خشکسالی مجبور بودند اطفال‌ خود را بفروشند.
قدیری ابیانه افزود: در یکی از جشن‌های 2500 ساله نوار حاشیه لباس "فرح پهلوی "یک متر کم می‌ آید البته حل مشکل برای پادشاه ایران کار پیچیده‌ای نیست چون یک هواپیمای اختصاصی به فرانسه می‌ رود تا آن یک متر نوار را تهیه و برای لباس همسر پادشاه ایران به تهران منتقل کند این‌ها نمونه‌ های کوچکی از عمق فساد خاندان پهلوی محسوب می‌ شود.
وی ضمن بیان‌ اینکه این فساد در زمان رضاخان نیز سابقه داشت تصریح کرد: در زمان حکومت رضاخان سنت وقف به شدت رایج و زمین‌ های زیادی وقف شد یکی از دلایل این اقدام نیز آن بود که رضاخان هر زمین مرغوبی را تصاحب می‌ کرد و مالکین این زمین‌ ها تنها راه نجات اموال و زمین‌ های خود را وقف آنها می‌ دانستند تا املاک خود را از دست‌ اندازی رضاخان مصون بدانند. لذا وقف زمین‌ ها واملاک به امکان متبرکه همچون آستان قدس رضوی سبب می‌ شد رضاخان پهلوی به‌دلیل تحت فشار قرار گرفتن از طرف انظار عمومی قادر به تملک ظالمانه املاک و مستقلات مردم بی‌ دفاع کشورش نباشد. این در حالی است که شخص رضاخان قبلا مسئول نظافت اسطبل سفارت هلند در ایران بود اما اصولا این خاندان خود را صاحب همه ثروت کشور تلقی می‌ کرد.
سفیر سابق کشورمان در ایتالیا در خصوص فساد اقتصادی اشرف پهلوی نیز گفت: اشرف پهلوی در قاچاق مواد مخدر به اروپا دست داشت و ثروت زیادی را از این طریق گردآوری می‌ نمود و برای آنکه انحصار توزیع موادمخدر در ایران را در دست خود داشته باشد به شدت با سایر باندهای قاچاق به مبارزه می‌ پرداخت که سود سرشاری نصیب خود کند قاچاق اشیا عتیقه کشور از جمله اقداماتی بود که درباریان کشور در آن زمان انجام می‌ دادند فرح پهلوی آنچنان به غارت بیت‌المال پرداخته بود که حتی تخمین زده شده است که ثروت وی از این طریق بیش از ثروت خود محمدرضا پهلوی بوده است.
وی در ادامه گریزی نیز به فساد‌های اخلاقی دربار پهلوی زد و گفت: فساد اخلاقی نیز در بین درباریان متداول بود فرح پهلوی معشوقین خود را به کاخ محل اقامت خود می‌ برد و این درحالی بود که شاه نیز از این قبیل اقدامات وقیحانه وی مطلع بود و نسبت به آن واکنشی نشان نمی‌ داد در خاطرات مادر شاه آمده است زمانی که در این خصوص به فرح اعتراض کردم و خطاب به وی گفتم تو از این قبیل اقدامات که مردان را به اتاق خود دعوت می‌کنی خجالت نمی‌کشی؟ وی پاسخ داد: این مسئله، مسئله‌ای شخصی است و به شما ارتباطی ندارد.
قدیری‌ ابیانه در پایان عنوان کرد: به‌ این ترتیب فساد پهلوی تمام تار و پود نظام شاهنشاهی را دربر گرفته بود و مصداق‌ بیان شده تنها بخش کوچک و ناچیزی از اعمال وقیحانه ،وحشیانه و مشمئز کننده سلطنت پهلوی بشمار می‌ رود.


یکشنبه 93 دی 21 , ساعت 10:45 صبح

زن ناصر الدین شاه قلیان تنباکو را شکست .

ناصر الدین شاه گفت: بر چی شکستی؟! گفت: همون آدمی که منو به تو محرم کرده دستور داده قلیانها باید شکسته شود.


یکشنبه 93 دی 21 , ساعت 10:42 صبح

Do not be discouraged for the sake of Allah


یکشنبه 93 دی 21 , ساعت 10:35 صبح

هنگامی که هیچ کاره ای آنچه به تو می دهند شاید رشوه نباشد؛ هنگامی که کاره ای شدی آنچه به تو می دهند شاید هدیه نباشد.


یکشنبه 93 دی 21 , ساعت 10:33 صبح

گاهی اوقات به شوخی به بزرگترای فامیلمون میگم شما برای تربیت ما کاری نکردید!!تربیت فرزند در زمان حال با پیشرفت های شگرف دنیا سخت تر از گذشته است.


دوشنبه 93 دی 8 , ساعت 1:11 عصر

یه وقتی حضرت امام خمینی (ره) می فرمودند: مراقب این اسلام آمریکایی باشید.

الان مدتی است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) می فرمایند: حواستان به تشیع انگلیسی باشد.

هر چه زمان می گذرد خط انحراف ظریف تر می شود و گاهی هم باریک تر از مو.


سه شنبه 93 آبان 27 , ساعت 7:56 عصر

یکی از نامه‌های امیرالمؤمنین علی(ع) در کتاب شریف نهج‌البلاغه، نامه 53 یا همان عهدنامه مالک اشتر است. زمانی که حضرت امیر(ع) مالک را به عنوان فرماندار مصر تعیین کرد آیین نامه مدیریتی و حکومتی را به وی دستور داد تا رعایت کند.
از آنجایی که مفاد عهدنامه مالک اشتر از سوی امامی معصوم صادر شده است توجه به آن برای مدیران و کارگزارنی جامعه ما نیز می‌تواند بسیار راهگشا باشد از این رو سلسله مباحثی را از کتاب «دلالت دولت» اثر مصطفی دلشاد تهرانی مدیرگروه نهج‌البلاغه دانشگاه قرآن و حدیث برای عموم علاقه‌مندان ذکر کنیم.
اداره امور از جایگاه بندگی خدا
خاستگاه مدیریت و رهبری از مهمترین موضوعات جهت‌دهنده به حکومت و اداره یک سازمان است؛ این که انسان از چه مجرایی گام در میدان اداره امور بگذارد و به رهبری بپردازد؛ نقشی تعیین‌کننده در مدیریت و حکومت دارد. تصمیم‌گیری‌ها، و رفتار و سلوک مدیریتی و حکومتی به شدت متأثر از تلقی‌ها و دریافت‌ها از مدیریت و حکومت است. نوع تلقی و دریافت زمامداران از خود در جایگاه مدیریتی و حکومتی آنان را به انواع روابط و مناسبات سوق می‌دهد. هر دریافتی به کارکردی منجر می‌شود،‌به عنوان نمونه:


آنکه خود را در جایگاه حکومت و مدیریت مسلط، حاکم، مطلق، خدا می‌بیند به روابط و مناسباتی متناسب با این دریافت رو می‌کند، روابط و مناسباتی سلطه‌گرانه، مستبدانه، خودکامانه و خدای‌گونه؛ و آن که از جایگاه بندگی خدا به حکومت و مدیریت می‌نگرد، به روابط و مناسباتی هدایتگرانه، خدمتگزارانه، امانتدارانه و پاسدارانه رو می‌نماید.
امیر‌مؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالک‌اشتر به مهمترین دروازه ورود به عرصه حکومت و مدیریت پرداخته است: ورود از جایگاه بندگی خدا. در این صورت است که روابط و مناسبات حکومتی و مدیریتی صورتی انسانی و به دور از قدرت‌مداری می‌یابد در عین ظهور توانایی لازم برای اداره امور، از سلطه‌گری و خودکامگی پرهیز می‌شود. عبارت «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ» بیانگر چنین حقیقتی است. علی (ع) خود را بنده خدا معرفی می‌کند و از این جایگاه به اداره امور فرا می‌خواند.
ادبیات فرماندهی
فرماندهی و فرمانبری از لوازم اداره امور است و بدون آن پیشرفت کارها و دستیابی به اهداف سازمانی میسر نیست، اما آن چه در این امر مهم و اساسی است، ادب فرماندهی است. اداره امور از پایگاه خودکامگی ادبیات خود را دارد و اداره امور از پایگاه بندگی ادبیات خود را؛ به طوری که امیرمؤمنان علی (ع) مبتنی بر چنین دریافتی، از ادبیاتی بهره می‌گیرد که در آن هیچ نشانه‌ای از تحکم و تجبر، خودمداری و سلطه‌گری نیست، از این رو فرموده است:«هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ؛ این آیین‌نامه‌ای است که فرمان داده است بدان، علی. در اینجا «صیغه سوم شخص غایب»  به کار گرفته شده است و نفرموده است: «ما امر به...» ( این آیین‌نامه‌ای است که فرمان می‌دهم بدان)، و یا «ما نأمر به...» این آیین‌نامه‌ای است که فرمان می‌دهیم بدان.
مقایسه‌ای میان ادبیات فرماندهی نزد امیرالمؤمنان علی (ع) و دیگران نکات آموزنده بسیار در بردارد. ادبیات هر کس گویای اندیشه و روحیه و روش اوست؛ به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
«تَکَلَّمُوا تُعْرَفُوا، فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»؛ سخن گویید تا شناخته شوید که آدمی زیر زبانش نهان است.
امیرمؤمنان علی (ع) آیین‌نامه حکومت و مدیریت خود را با تغییر «ما أمربه» (فرمان داده است بدان) آغاز نموده است و اینگونه آغاز، بیانگر اندیشه و روحیه و روش ویژه اوست و نکات زیر را درباره آن می‌توان لحاظ کرد:
1- این تعبیر بیانگر آن است که در آن چه می‌آید خودبینی و خودخواهی مطرح نیست.
2- چنین بیانی افاده می‌کند که این آیین، سخنانی حق است و فرامینی شخصی نیست.
3- نوع سخن گویای این حقیقت است که آنچه مطرح خواهد شد از جایگاه فرمانفرمایی و خودکامگی نیست، بلکه آموزه‌های راهنما برای توفیق در حکومت و مدیریت است، چنانکه آخرین عبارت این آیین‌نامه گویای آن است.
حفظ سلسله مراتب در اداره امور
علی (ع) در عین تبیین اداره امور از جایگاه بندگی خدا و پاسداشت ادبیاتی لطیف و انسانی در عین اقتدار و توانایی در مدیریت و حکومت، به حفظ سلسله مراتب در اداره امور اهمیت داده است. هیچ سازمانی و حکومتی بدون سلسله مراتب صحیح و سامان‌یافته راه به مقصد نمی‌برد و لازم است در عین لطیف‌ترین روابط انسانی در اداره امور، جایگاه اشخاص و نسبت آنان به یکدیگر کاملاً روشن و مشخص باشد.
با تبیین درست سلسله مراتب در اداره امور و مشخص نمودن جایگاه هر واحد سازمانی و هر شخص، روابط و مناسبات سازمانی نطام می‌یابد و با پذیرایی این سلسله مراتب، تصمیم‌ها و دستورالعمل‌ها در چرخه نابسامانی تباه نمی‌شود و تصمیم و دستورالعمل صحیح و قانونمند در همه مراتب جاری می‌شود و گریز از مراتب سازمانی به حداقل می‌رسد. اگر این قاعده رعایت نشود، اداره درست امور و دستیابی به اهداف حکومتی و سازمانی ناممکن می‌شود، چنانکه در بیان امیرمؤمنان علی (ع) آمده است:
«لا رأْی لمنْ لا یُطاعُ»کسی که فرمان او را نبرند، رأی و تدبیر او هم اثر ندارد.


چهارشنبه 93 مهر 16 , ساعت 7:35 صبح

اهمیت و شرافت مادر در کلام امام خمینی (ره)

حقوق مادران را نمی ‏توان شمرد و نمی ‏توان به حق ادا کرد. یک شب مادر نسبت به فرزندش از سال‏ها عمر پدر متعهد ارزنده ‏تر است.


جمعه 93 فروردین 22 , ساعت 7:45 عصر

ادامه راه شهیدان، رسالت حساس و خطیر و سرنوشت سازی است که امروز برعهده ما و تمامی کسانی است که دل در گرو و پایندگی و سرافرازی این آب و خاک دارند. همگی ما به شکرانه امنیت و رفاه و استقلالی که اکنون از آن برخورداریم، وظیفه شرعی و ملی و وجدانی داریم تا ادامه دهنده راه شهیدان باشیم.
ما هر چه داریم به برکت خون شهدای عزیزمان به دست آورده ایم. پیشرفت های خیره کننده و شگفت انگیز جمهوری اسلامی در حال حاضر مرهون جانبازی ها و مجاهدت های رزمندگان اسلام و شهدای راه خداست.
پیشرفت های جمهوری اسلامی در عرصه سلولهای بنیادین، فعالیتهای صلح آمیز هسته ای، نانو تکنولوژی، ساخت تسلیحات نظامی، . . . زبانزد جهانیان است؛ پیشرفت های ما در برخی از عرصه ها بی نظیر و در برخی دیگر بی نظیر است و ما را جزء هشت کشور یا ده کشور نخست جهان قرار می دهد. ناگفته پیداست که همگی این موفقیت ها و افتخارات بر بستر ثبات امنیتی حاصل آمده اند که ارمغان خون پاک شهدا و مجاهدت سربازان و ایثارگران وطن اسلامی است.
ایفای نقش موثر در مناسبات سیاسی و منطقه ای و فرامنطقه ای و به دست آوردن جایگاه ممتاز در معادلات بین المللی و در عرصه سیاست جهانی، از جمله دیگر دستآوردهای خون شهدا محسوب می گردد.
همگی ما باید راه شهدا –که راه دین و سربازی برای انقلاب و تقویت نظام اسلامی است- به جد و تمام قوا دنبال کنیم و همواره در مسیر تحقق این توصیه جاودانه و ابدی بنیان گذار نظام مان "خمینی کبیر" گام برداریم که:
"من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست
نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند"
شهیدان یکی از عظیم ترین پشتوانه های پیشرفت و اقتدار جمهوری اسلامی محسوب می گردند و بدون شک تداوم پیشرفت ها و افتخارات نظام و انقلاب در پرتو ادامه راه شهیدان، با قوت و قدرت هرچه تمام تر، میسر خواهد گردید. از سوی دیگر برای گام برداشتن در هر مسیری و برای همت و تلاش در هر عرصه ای نیاز به معیار و شاخص است. در جمهوری اسلامی ایران ، مهمترین معیارها و شاخصها عبارتند از:معارف قرآن و تعالیم معصومین(علیهم السلام) و رهنمودهای ولی فقیه. بنابراین در نظام جمهوری اسلامی، مواضع و دیدگاههای ولایت فقیه، که در قالب رهنمودها تجلی یافته اند از جمله مهمترین شاخصها به شمار می آیند که عمل به آنها در هر عرصه و زمینه ای، انقلاب و نظام اسلامی را از آسیب و صدمه مصونیت می بخشد.
فصل اول :
ویژگی شهدا در اقتدا به آنان

شهادت یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنی می دهد. هرچند در همه ملت ها و کشورها، اگر کسی در راه هدفهای ملی کشته شود، به او شهید می گویند.
شهید یعنی انسانی که در راه آرمانهای معنوی کشته شود و جان خود را که سرمایه اصلی هر انسانی است برای هدف و مقصدی الهی صرف می کند و خدای متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشت بزرگ، حضور و یاد و فکر او را ملت خود تداوم دهد و آرمان او زنده می ماند. این خاصیت کشته شدن در راه خداست.
کسانی که در راه خدا کشته می شوند، زنده اند.
جسم آن ها زنده نیست، اما وجود حقیقی آن ها زنده اند.

اعتقاد و عمل در راه آن اعتقاد
به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ها، ملت سربلند و آبرومندی است و ملت ها آبرو و عزت را اینگونه باید پیدا کنند.
باید هر ملتی خود را قوی کند و قدرت حقیقی خویش را پیدا کند و این جز به برکت اعتقاد و عمل در راه آن اعتقاد تا سرحد مجاهدت و شهادت امکان پذیر نیست، این کاری است که شهدای ما انجام دادند و اینان استکبار و دولتهای متکبررانه انسانها و ملت ها چون آنها با ما همراهند وادار پذیرش و تحمل اسلام و جمهوری اسلامی کردند.
حراست از انقلاب و نظام و مقابله با خطرات و تهدیدات انقلاب
همین شهدا به فرمان امام محبوبشان، صف های پولادین و استوار خود را در برابر سهمگین ترین خطراتی که انقلاب را تهدید می کرد، آراستند و انقلاب و نظام اسلامی را به اذن خدا حراست کردند.
خودسازی و از خودگذشتگی
از خودگذشتگی از همین احساسی که در ذهن من و شماست، شروع می شود تا به آنجایی می رسد که انسان در میدان جنگ بتواند از جان خود هم بگذرد.
قدم اول، گذشتن از یک چیز کمتر از جان، از یک چیز کوچک، از یک نام، از یک نشان، از یک احترام، از یک ارزش مادی، از یک خانه خوب، از یک ماشین، از یک پول. اگر می توانستیم از اینها بگذریم، از جان هم راحت می توانیم بگذریم.
این طور نیست که کسی دربند غرایز خود که انسان را مثل پرکاه از این طرف و آن طرف می کشاند، اسیر باشد، بعد با خودش فکر می کند و می گوید ما حاضریم جانمان را در راه خدا بدهیم، این طور نیست، خیال می کنیم.
ممکن است در خیابان راه رویم، حادثه ای پیش آید یا ماشین به ما بزند یا بمبی جلوی پای ما منفجر شود، اسمش هم در عرف معمولی شهید خواهد بود، اگر این کار، بوسیله دشمن انجام شود، اما غیر از آن فداکاری است.
این شهید با آن شهیدی که از جوانی گذشت و زندگی و آب سرد تابستان و گرمای زمستان می گذرد و زیر برف های شمال و گرمای جنوب، زمستان و تابستان را می گذرانید و به استقبال مرگ که در هر قدمی، زیر پا و سر راه او کمین کرده بود، می رفت و بالاخره هم به شهادت می رسد، خیلی تفاوت دارد.
آن فداکاری چیزی جز تمرین و نگه داری را احتیاج ندارد.
این هم نکته دیگر که جوانان باید بدانند.
گذشتن از لذت ها و هدف ها برای رسیدن به قرب الهی
عاشقانه هستی خود را نثار کردند تا هستی امت اسلامی، استقرار و قوام بگیرد و از لذت ها و هوس های زندگی چشم پوشیدند تا چشمشان به جمال محبوب ازلی روشن شود و در راه شهادت گام نهادند تا راه خدا و سعادت خلق، همواره باز و روی مردم گشوده بماند.

رو به خدا آوردن و دل را تطهیرکردن
همه این دنیا، همه این ثروتها، همه این انرژی هایی که خدای متعال در وجود شما در این عالم به ودیعه گذاشته است، همه آنچه خدا برای بشر خواسته است – حکمت عادلانه، زندگی مرفه، چه و چه و چه – برای این است که انسان فرصت پیدا کند تا خود را برای نئشه آن عالم آماده نماید. خود را آماده کنید، با خدا انس بگیرید، با خدا مناجات کنید، ذکر بگویید و استغفار کنید. آن وقت انسانهایی که اینطور رو به خدا می آورند و دل را تطهیر می کنند و از گناه رو برمی گردانند و تصمیم بر عمل خیر می گیرندموجودات عظیمی هستند که در رویارویی با مشکلات این عالم، می توانند مقابله کنند. یک نمونه اش، امام بزرگوار ماست؛ نمونه های دیگرش، مومنین جامعه خود ما هستند، این جوانان مومن و نستوه، این زنان و مردان، آنهایی که شهید شدند، آنهایی که جانباز شدند، آنهایی که در زندانهای سخت دوران اسارت را تحمل کردند، آنهایی که فراق عزیزان را تحمل کردند و . . . موجودات عظیمی هستند که در رویاریی با مشکلات عالم می توانند مقابله کنند.
پیام شهیدان
نادیده گرفتن خود در برابر اهداف الهی و ایستادگی در برابر دشمنان
آنچه مربوط به ذات مقدس پروردگار است، گذشت است. شهید در برابر خدا، گذشت و ایثار کرد.
ایثار یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود، این اولین موضع گیری شهید است.
اگر او خود را به حساب می آورد و در معرض نابودی و خطر قرار نمی داد، به این مقام نمی رسید.
پیام آنها این بود که همواره خود را و وجودتان را برای خدا قرار داده و خدا را از خود راضی نگه دارید.
خود را در برابر اهداف الهی نادیده بگیرید.
هر جایی گروهی از انسان های مومن این کار را کردند، کلمه خدا پیروز شد.
هر جا که بندگان مومن خدا پایشان لرزید، بدون برو برگرد، کلمه باطل پیروز شد.
در انقلاب بندگان مومن خدا که ایثار و گذشت کردند، انقلاب پیروز شد. کاری که هیچ تحلیل گویی پیش بینی نمی کرد که بشود، یعنی اقامه حکومت اسلام، حکومت دین، آن هم در این  نقطه عالم.
چه کسی فکر می کرد، چه کسی باور می کرد؟
اما به برکت این حرکت شهیدان و مومنان و ایثارگران این کار انجام شد، چون جمع برگزیده قابل توجهی از مومنان-نمی گویم همه- خود را نادیده گرفتند.
مثل دوران امام حسین(علیه السلام) بزرگان و و خواص و مومنان شانه خالی کردند و ترسیدند و عقب رفتند، کلمه باطل پیروز شد، حکومت یزید سرکار آمد، حکومت بنی امیه 90 سال سرکار آمد، حکومت بنی عباس 5 – 6 قرن سرکار آمد و ماند.
به خاطر اینکه این گذشت انجام نشد، مردم چه کشیدند، جوامع اسلامی چه کشیدند، مومنین هم همینطور.
پیام شهیدان این بود: تسلیم وسوسه غنیمت نشوید. پیام آنهابه من و شما و همه کسانی که به این خونهای ناحق ریخته مطهر احترام می گذارند، همین است.
پیام دوم: در مقابل دشمن خدا است.
یعنی استقامت، ایثارمطلق. از دشمن نترسیدن، از دشمن حساب نبردن، در برابر دشمن به انفعال دچار نشدن، این خیلی مهم است که انسان در برابر دشمن، دچار انفعال نشود.
امروز از لحاظ فرهنگی و سیاسی، بیشترین تکیه آنها این است که، راجع به قضیه زن جنجال درست کنند، راجع به حقوق بشر جنجال درست کنند، راجع به دموکراسی جنجال درست کنند، راجع به نهضت آزادی بخش جنجال درست کنند، برای اینکه طرف مقابل را دچار انفعال کنند.
بزرگترین اشتباه این است ما در این قضایایی که آنها جنجال درست می کنند، طوری حرف بزنیم که بخواهید آنها را راضی کنیم، این همان انفعال است.
اخلاص در انجام وظیفه و دنبال نان و نشان نبودن
"این شهدای بزرگ ما، همین شهدای عزیز، همین شهدای نام آور، برادران زین الدین – که مادر گرامی شان صحبت کردند – و بقیه سرداران شهید، آن روزی که اینها قدم در میدان گذاشتند، به این نیت نبودند که یک روز نام آنها پشت بلندگوهای عظیم این کشور و این دنیا برده شود؛ نه. مثل یک انسان معمولی به جبهه رفتند، برای اینکه وظیفه خودشان را انجام بدهند. هر جا هم که احساس کردند که آن جا وظیفه است، به آن جا رفتند؛ این اخلاص است"
نثارکردن برترین و محبوب ترین سرمایه دنیوی خود در راه خدا
شهادت به این معناست که یک انسان برترین و محبوب ترین سرمایه دنیوی خویش را نثار آرمانی می کند که معتقد است زنده ماندن و باورشدن آن، به سود بشریت است و این یکی از زیباترین ارزشهای انسانی است و آنگاه که آرمان مطلوب او الهی و آرزوی همه پیامبران خداست، این ارزش درصدد همه نیکی های بشری قرار و در هیچ ترازوی مادی نمی گنجد.
ایمان و معنویت
روز سوم خرداد، همان ساعت اولی که رزمندگان، خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم صیادشیرازی به من تلفن کرد- بنده آن وقت ریس جمهور بودم – و گزارش اوضاع جبهه را می داد، می گفت: هالن هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته اند، برای اینکه بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر کنیم، قدرت معنوی یک ملت این است.
فقط یک خرمشهر نیست، خرمشهر یک نماد است. کربلای 5 هم همین طور بود، والفجر 8 هم همینطور، فتوحات فراوان دیگر ما هم همینطور بود.
اقتدار معنوی ایران
«اگر ما در زمینه های سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، آبادی کشور، عزت ملت هر پیشرفتی در طول این 27 سال کردیم، مرهون فداکاری آن کسانی است که در بحرانی ترین روزها و سخت ترین آزمون ها سینه های شان را سپر کردند و رفتند در مقابل خطر ایستادند؛ هوشیارانه و صبورانه مقاومت کردند و جنگیدند»
عملیات خیبر، بدر و 8 سال دفاع مقدس. ناکامی و شکست هم داشتیم و شهید هم دادیم، میدان مبارزه است، به برکت ایمان شهیدان ما و شما پدران و مادران که شماهم پشت سر شهدا قرار دارید.
فصل دوم :
تجلیل از خانواده های شهدا

ایمان است که به خانواده های شهدا، صبر  وقوت و استقامت می دهد.
مادران شهدا از لحاظ قوت و قدرت حقیقتأ بی نظیرند.
ایمان بود که مردم ما را در انقلاب پیروز کرد. ملت ما در جنگ به پیروزی های درخشان رساند. اسلام و قرآن را در دنیا سربلند کرد و جمهوری اسلامی را به این عزت و عظمت رساند. این ایمان را قدر بدانید، این آن چیزی است که هیچ سلاحی در برابر آن کارگر نیست.
هویت و بیداری و عزت نفس و آگاهی نسبت به اسلام
فداکاری و ایستادگی در راه اسلام و انقلاب
در کمتر خانواده شهید است که روحیه مادر از پدر بالاتر نباشد.
این یک چیز فوق العاده است، این نقش زنان مومن را در انقلاب نشان می دهد، زنانی که برای پیروزی انقلاب و پیشرفت مقاصد انقلاب ایستادند و همه چیز را برای اهداف و آرمان های اسلامی خود فدا کردند.
تحمل دشواریهای جنگ
"اگر خانواده های شهدا – مادران و همسران – صبر نمی کردند، جنگ دچار مشکلات بسیار بزرگی می شد. در آن مقطع، نقش زنان، بسیار برجسته بود. انقلاب و جنگ، زنان ما را در جامعه از آگاهی و رشد سیاسی برخوردار کرد. زن وقتی باسواد باشد و از آگاهی سیاسی برخوردار شود، کسی نمی تواند به آسانی به او زور بگوید و حقش را پایمال کند. اینه غنیمت هایی بود که در انقلاب برای زنان پیش آمد"
افتخار کردن به خون شهدا
خانواده های شهدا صبر می کنند، شکایت نمیکنند، اینها را پای خدا محاسبه می کنند، این خون را مایه افتخار خودشان می دانند، با صبر و شکر، خودشان گردونه مجاهدت را بین بقیه مردم ادامه می دهند، مایه تشویق دیگران به جهاد می شوند، با بیان حکایت کنند، از استواری آنها مایه آبروی یک ملت.
دنباله روی از حضرت زهرا(سلام الله علیها)
"بدانید امروز در هیچ جای دنیا زنانی که مثل این مادران شهدای ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید، باشند، نیست. در جامعه ما، مادرانی با این خصوصیات – که از پدرها بهتر و قوی تر و آگاهانه تر ایستادند – در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامی است؛ این همان دامان پاک و مطهر و نورانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. شما دختران فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه زهرا هستید؛ دنباله روان فاطمه زهرا هستید"

صبر در فقدان عزیز و تحمل سختی ها
«در قرآن یکی از کم نظیرترین تعبیرات، این تعبیر است. صلوات و رحمت خدا بر صابران که مصیبت و حادثه گزنده را تحمل می کنند و با روی باز با آن مواجه می شوند. مادری دسته گل عزیز خود را در طول سالیان دراز بزرگ کرده و به برگ و بار رسانده؛ پدری که آرزوی جوانی را در طول سالیان دشوار تربیت همواره در دل پرورانده، ناگهان خبر می شود که این جوان در جبهه جنگ به شهادت رسید؛ صبر می کند. خبرشهادت به همسر محبوب او می رسد؛ یار دورانهای تلخ وشیرین زندگی و دل پیوندخورده با دل این زن، خیلی اینها سخت است، خیلی سخت است؛ اما مردم با بازترین چهره و شیرین ترین برخورد، این سختیها را تحمل کردند0
حفظ حرمت خون شهیدان با صبر و گذشت و فداکاری
ارزش آن مادران و پدران و همسران شهدا، فرزندان و بازماندگان که حرمت خون شهید خود را حفظ کردند. خودشان با صبر و گذشتشان، مظهر دیگری شوند از فداکاری در پیشبرد اهداف این انقلاب این است که یکی از موثرترین و نقش آفرین ترین عناصر کشورند.
عزت و افتخار نسبت به شهیدان
همان طور که عمه ما، زینب کبری(سلام الله علیها) فرمود: جز زیبایی ندیدم، حادثه کربلا چیز کوچکی است؟
این چشم خدابین از این حادثه، از این خو نهای ریخته شده، از این مصیبت سنگین، یک حقیقت زیبا مشاهده می کند. "ما رایت الا جمیلا".
اینهاست که به یک ملت اقتدار می دهد، اعتماد به نفس را در یک ملت به وجود می آورد، تهدیدهای قدرتهای مادی دنیا و دولتهای متجاوز و مستکبر دنیا دل آنها را نمی لرزاند.
فصل سوم :
الگو قرار دادن و ادامه راه شهیدان

اساسأ همت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص) با نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه گذاری شد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون، از قبیل شهادت حسین بن علی(علیه السلام) در عاشورا، به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادی نخواهند برد.
چرا امام صادق(علیه السلام) فرمودند: که هر کس یک بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و کسانی که با آن بیت بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب می نماید؟
چون نام دستگاه های تبلیغات، برای منزوی کردن و در ظلمت نگهداشتن مسئله عاشورا و کلأ اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.
تبلیغ این گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرت های ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده از تبلیغات دروغ  و مغرضانه و شیطنت آمیزی می کردند.
از چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه عاشورا که با این عظمت در بیابانی، در گوشه ای از دنیای اسلام اتفاق افتاده با این تپش و نشاط باقی بماند؟
یقیننأ بدون آن تلاشها از بین می رفت.
آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی(علیه السلام)بود. به همان اندازه که مجاهدت حسیبن بن علی(علیه السلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه مجاهدت زینب(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السلام) و بقیه بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه نظامی نبود، بلکه تبلیغی و فرهنگی بود.
درسی که اربعین به ما می دهد این است که باید، یاد حقیقت و خاطره شهدا را در برابر طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
از اول انقلاب تا به امروز، تبلیغات علیه انقلاب، امام و اسلام و این ملت چقدر پرحجم بود. چه تبلیغات و طوفانی که علیه جنگ به راه نیافتاد.
جنگی که دفاع و حراست از اسلام و میهن پرستی و شرف مردم بود.
دشمنان علیه شهدای عزیزی که جانشان یعنی بزرگترین سرمایه شان را برداشتند و رفتند در راه خدا ایثار کردند، چه کردند با انواع تبلیغات، در ذهن آدم های ساده لوح، در همه جای دنیا چه تلقینی توانستند بکنند.
همین چیزها بود که امام عزیز را برمی آشفت و وادار می کرد که به آن فریاد ملکوتی، حقایق را با صراحت بیان کند.
اگر در برابر این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهی ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد، قرار نمی گرفت، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد.
پاسداری از خون شهیدان با اسلامی تر کردن مملکت و تسلیم نشدن در برابر دشمنان
پاسداری از خون شهیدان و احترام به زحمات ده ساله ملت بزرگ ما در آن است که روز به روز حرکت ما در  راه اسلام سریع تر و صحیح تر گردد و جامعه ما و مردم ما و همه دستگاه های ما، در اعمال و رفتار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکند و به وسوسه دشمنان عظیم اسلام تسلیم نگردد.
حفظ جهت گیری انقلابی و اسلامی شهدا در تمامی امور و عرصه ها
"آنچه برای ما اهمیت دارد، این است که در دانشگاه و محیط های تحصیلی و همچنین در همه فضای کشور، جهت گیری، همان جهت گیری باشد که شهدای فداکار و شجاع و ایثارگر ما در آن مسیر رفتند و با شور و شوق جان دادند. هر کس در هر قسمتی، در هر سطحی و هر جا از این کشورست، باید بشدت پرهیز کند از این که کاری بشود برخلاف جهت گیری انقلابی و اسلامی یی که شهدای ما در آن جهت حرکت کردند. دانشگاه هم بایستس در این جهت باشد، مراکز اداره کشور در سطوح مختلف هم بایستی در این جهت باشند"
حفظ راه شهدا و پاسداری از خون شهدا، وظیفه ای همگانی
"آنچه که مهم است، حفظ راه شهداست؛ یعنی پاسداری از خون شهدا. این، وظیفه اول ماست؛ در قبال شهدا، همه موظفیم. نه اینکه بعضی وظیفه دارند و بعضی ندارند. البته کسانی که مسئولیتی دارند و شانه های آنها زیر بار مسئولیتهای بزرگ یا کوچک قرار گرفته است، وظیفه بیشتری دارند"
زنده نگه داشتن خون شهدا به پیروی از معصومین(علیهم السلام)
«گاهی رنج و زحمت نگهداشتن خون شهید، از خون شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجاد (علیه السلام) و رنج چندین ساله حضرت زینب(سلام الله علیها) از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمه(علیهم السلام) تا دوران غیبت، این رنج را متحمل شدند. امروز ما چنین وظیفه ای داریم.
جلوگیری از خارج شدن یاد شهیدان از ذهن ها
"یاد شهیدان نباید در جامعه ما از ذهنیت ها خارج شود. شهیدان را باید زنده نگه داشت. یاد شهیدان را باید گرامی بدارید و زنده نگه دارید؛ در همه استانهای کشور این معنا وجود دارد.
مسئولان هم بایستی این کار را بکنند؛ مسئولان بنیاد شهید هم موظفند؛ مسئولان دیگر دستگاههای دولتی و عمومی هم وظیفه دارن. خود خانواده ها هم در محیط هایی که شعاع نفوذ و سلطه آنهاست، این کار را انجام بدهند. از نام شهید و از افتخار به شهید هرگز غفلت نکنید.
تبلیغات عنادآمیز دشمنان سعی کرده اند که ارزش های شهید را به تدریج کم کنند و در مواردی به ضدارزش تبدیل کنند.
این در کشور ما اتفاق افتاد، این سعی انجام گرفت، البته خنثی شد. اما عده ای آن قدر وقاحت ورزیدند که نام شهدا و اصل شهادت را زیر سوال بردند. ببینید توطئه های دشمن تا کجا از لحاظ فرهنگی و سیاسی نفوذ کردند و می کنند و چقدر من و شما باید هوشیار باشیم که جلو این توطئه ها را بگیریم.
معیار اسلامی "شهید" را از زمره مردم معمولی بیرون می برد و در کنار اولیاء و صدیقین قرار می دهد، آن یک نگاه والایی است که به عقل ما درست نمی گنجد حتی با نگاه مادی معمولی، شهید آن کسی است که جان خود را برای نجات شرف و استقلال ملتش فدا کرده، هیچ وجدان و شرفی، هیچ دل بیدار و غیربیماری، می تواند این را انکار کند؟ در کشور ما، در ایران اسلامی در یک برهه ای از زمان سعی کردند این را انکار کنند!

فصل چهارم :

عمل به وصیت نامه شهیدان

1.مطالعه و درس گرفتن از وصیت نامه شهدا
2.تعمیم دادن انقلاب معنوی شهدا در روحیه خود
3.دنبال کردن شهدا که در وصیت نامه های تجلی یافته
4.تلاش در جهت مطالعه وصیت نامه های شهدا و استخراج اهداف و آرمانهای شهدا از وصیت نامه های آنان
خصوصیات برجسته ای که مقام معظم رهبری در شهیدان خاص مورد توجه قرار داده اند عبارتند از:
1-حفظ و تقویت روحیه شهادت طلبی
2-وفاداری به اسلام و انقلاب
3-دلسوز و مردمی بودن
4-پایبندی به آرمانهای انقلاب
5-تلاش در جهت کسب توفیق الهی
6-صادقانه وارد میدان مسئولیت شدن
7-ترویج اسلام ناب
8-مقابله با هجوم افکار و فرهنگهای غلط و انحرافی
9-دفاع از حق
10- هدایت ذهن ها با بیان
11-  ایستادگی در مقابل التقاط و نفاق
12- ایستادن در برابر تهاجم فرهنگ بیگانه
13-  کارکردن با عشق و ایمان
14-دفاع از حقیقت و دفاع از اسلام بدون رودربایستی و ملاحظه و بیم و هراس
15- معرضه و مقابله با دشمنی هایی که در عرصه فکر و اندیشه، علیه السلام مطرح می شود.
16- ترویج تفکر اسلامی روشن و ناب و بی شائبه
17- جراًت و اعتماد به نفس در عرصه مقابله با افکار انحرافی وارداتی
18- معرفی اسلام و مقابله با کج اندیشی و انحراف با روشهای متقن و به دور از تحجر و التقاط
19- مقابله با تفکرات واردات شرقی و غربی، با قوت فکری و اندیشه صائب
20- اهل کارهای بزرگ بودن
21- اهل ابتکار بودن
22- اهل دوراندیشی بودن
23- اصول گرایی و پایبندی به اصول و مبانی
24- جان بر کف بودن و آماده شهادت بودن در راه هدف
25- جدیت در کار
26- عمل کردن براساس اعتقادات
27- منطقی بودن
28- ملاحظه نکردن بر سر اصول
29- ایستادگی از سر اعتقاد
30- وفداری به آرمانهای بلند الهی
31- فداکاری و رشادت و از خودگذشتگی و ایثار
32- جان نثاری در راه خدا
33- وارستگی از مظاهر مادی در راه خدا
34- خداجویی و برای خدا کارکردن
35- تلاش در جهت تعمیق نگاه سیاسی و فهم سیاسی
36- بصیرت در شرایط فتنه
37- دلبستگی نداشتن به مناصب و مقامات مادی
38- پیروی از ولایت فقیه با تمام قوا و امکانات
39- حضور همیشگی در صحنه های سرنوشت
40- اهمیت ندادن به دنیا و مقام
41- با انصاف و بی رودربایستی بودن
42- شجاع بودن  وسرسخت بودن و سختکوش بودن در برابر دشمن
43- پیوند بین سنت و مدرنیته
44- پیوند بین ایمان و علم
45- پیوند بین عشق و عقل
46- الگوی جوانان داخل و خارج
47- ایستادگی و مقاومت
48- معامله با خدا در عمل
49- مقاومت جانانه
50- ایمان و اعتقاد عمیق
51- رفتار مهربانانه
52- جانفشانی
53- رساندن پیام محبت انقلاب
54- مطلع و آگاه بر امور
55- حضور در سپاه با آثار و برکات زیاد
56- کوشش ومجاهدت در راه خدا
57- ایمان و آگاهی
58- اخلاص و عشق بی نهایت به اسلام
59- دانش و تسلط بر فنون
60- خوی اسلامی و منش متناسب با اسلام
61- انجام کارهای عالمانه و دلسوزانه
مقام معظم رهبری :
این وظیفه ما و شماست. نام شهیدان سرافراز را زنده کنیم؛ آن کسانی که عزیزترین و گرانقیمت ترین سرمایه خود را ایثار کردند.
27/1/1376


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ